با ما همراه باشید

استان ها

فوتبالی‌ها به آبادان برگردند / نکونام، فولاد را به تیم آسیایی تبدیل کرد

منتشر شده

در

فوتبالی‌ها به آبادان برگردند / نکونام، فولاد را به تیم آسیایی تبدیل کرد

  کاپیتان سابق تیم فوتبال صنعت نفت آبادان با بیان این‌که مردم آبادان به دنبال فوتبال رو به جلو هستند که متاسفانه در لیگ بیستم نوع بازی‌های نفت به این صورت نبود، گفت: امیدوارم فوتبالی‌ها به آبادان برگردند و کار را به دست بگیرند.

علی بختیاری‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا، در ابتدا درباره عملکرد تیم فوتبال نفت آبادان در لیگ بیستم، اظهارکرد: نفت آبادان برای فصل بیستم دیر بسته شد و از نظر بدنی نیز مطمئنا همه می‌دانستند که تیم از هفته هفتم هشتم به بعد دچار افت می‌شود که البته با توجه به علم بدنسازی که روز به روز در حال بهتر شدن است، می‌شد برای این نیز چاره ای اندیشید که به این صورت نشد. نفت در هفته‌های اول علی‌رغم این‌که عملکرد فنی خیلی راضی کننده‌ای نداشت، نتایج خوبی کسب کرد. بیشتر گل‌های آن توسط طالب ریکانی و روی خلاقیت او به ثمر رسید که جا دارد از ریکانی و سایر نفراتی که برای این تیم زحمت کشیدند، قدردانی کنم زیرا باعث شدند نفت را سال دیگر هم در لیگ برتر ببینیم.

آبادانی‌ها فوتبال رو به جلو می‌خواهند

وی با بیان این‌که مردم آبادان به دنبال فوتبال رو به جلو هستند که متاسفانه در لیگ بیستم نوع بازی‌های نفت آبادان به این صورت نبود، افزود: زمانی که سپاهان با فرهاد کاظمی قهرمان ایران شد و من نیز بازیکن نفت آبادان بودم، ۹۰ دقیقه حمله کردیم اما روی یک ضد حمله گل خوردیم ولی بعد از بازی هواداران آبادان به مدت ۳۰ دقیقه سرپا تیم را تشویق می‌کردند چون از نظر فنی، هوادار نفت فوتبال را می‌فهمد و خیلی برای آن مهم است که نفت در کنار نتیجه گرفتن، زیبا هم بازی کند.

نفت مقابل استقلال یک تیم ذلیل بود

کاپیتان سابق تیم فوتبال صنعت نفت آبادان گفت: به طور مثال نفت در لیگ بیستم در خانه خود مقابل استقلال تهران یک تیم ذلیل بود و واقعا از بازی آن خیلی ناراحت شدم زیرا در خانه خود هیچ حرفی برای گفتن نداشت. نفت تیمی نیست که در خانه خودش به حریف باج دهد ولی امسال جدا از نتیجه از نظر شکل فوتبالی نیز نفت مقابل تیمی مثل استقلال یک فرصت گل هم نداشت. امیدوارم سال آینده تمام تمرکز کادر فنی روی این باشد که هوادار آبادان چه می‌خواهد و چه فوتبالی را دوست دارد.

امیدوارم فوتبالی‌ها در آبادان کار را به دست بگیرند

وی  ادامه داد: حدود هشت سال در آبادان فوتبال بازی کردم و می‌دانم این تیم دلخوشی مردم آبادان است و جز این تیم فوتبالی چیزی ندارند. امیدوارم هر کسی به آبادان می‌رود، تمام تلاش خود را برای خوشحالی مردم هم از نظر فنی و هم از نظر فوتبالی به کار گیرد. امیدوارم امثال قاسم‌پور و داریوش یزدی و فوتبالی‌ها به آبادان برگردند و کار را به دست بگیرند، هر چند بعید می‌دانم. در هر صورت امیدوارم فصل آینده فصل خیلی بهتری برای نفت آبادان باشد.

حسینی یک تیم خوب و بی‌نام نشان را در مسجدسلیمان جمع کرد

بختیاری‌زاده در ادامه درباره عملکرد تیم فوتبال نفت‌مسجدسلیمان نیز خاطر نشان  کرد: تیم نفت با یک بودجه مشخص مثل نفت آبادان کارش را شروع کرد، البته چند هفته زودتر و حتی توانست مربی خود را هم انتخاب کند. حسینی یک مربی باهوش، زیرک، توانمند و فنی است که توانست یک تیم خوب و بی‌نام و نشان را جمع و جور کند که ستاره خاصی هم در تیمش نبود اما تیم خوبی را روانه مسابقات کرد و از نظر شکل فوتبال، فوتبال خوبی مقابل تمام تیم‌ها به نمایش گذاشت و علی‌رغم تمام مشکلات، یک تیم قابل احترام را درست کرد.

یزدی یکی از سالم‌ترین مربیان است

وی بیان کرد: تا زمانی که حسینی در این تیم بود، عملکرد فوتبالی نفت‌مسجدسلیمان خوب بود و فوتبال رو به جلویی بازی می‌کرد و تیم آرامش داشت، چون حسینی آرامش خوبی را به آن تزریق کرده بود اما از آن‌جا که نفت از نظر امکانات شرایط خوبی نداشت، طبیعی بود که هر مربی‌ای که با پیشنهاد بهتری مواجه شود با توجه به فشارهایی که به او وارد شده است، دوام نیاورد. مربی‌ای مثل حسینی هم وقتی به آن فشار وارد و بعد نیز با پیشنهاد بهتری مواجه شد، تیم را ترک کرد. سپس داریوش یزدی انتخاب شد که همه ما خوزستانی‌ها می‌دانیم یکی از سالم‌ترین مربیان مملکت است ولی تنها دو سه هفته به او برای تیمی که خودش نبسته بود، فرصت دادند و او هم با توجه به بحران تازه‌ای که تیم دچار آن شده بود، استعفا داد و محمود فکری که ارتباط خوبی با هواداران داشت، انتخاب شد که با یکی دو نتیجه خوب، به صورت مسکنی کار پیش رفت اما نفت مجددا دچار مشکل شد.

بزرگ‌ترین معضل فوتبال ایران مدیران هستند

این پیشکسوت فوتبال خوزستان ادامه داد: کار نفت‌مسجدسلیمان به ویژه بعد از بازی با ذوب‌آهن و اتهام کم‌کاری محمود فکری به سه بازیکن‌اش سخت‌تر شد. به نظرم تیم از نظر روحی روانی در نیم‌فصل دوم برعکس نیم فصل اول بود اما آن‌چه نفت را در نیم‌فصل دوم اذیت کرد، تغییر سرمربیان تیم بود که آرامش تیم را برهم زد. ضمن این‌که متهم کردن بازیکنان به کم‌کاری حتی اگر درست بود در آن مقطع نباید مطرح می‌شد چون جو تیم برهم خورد. هر چند خدا را شکر سهمیه استان حفظ شد ولی بزرگ‌ترین معضل برای فوتبال ایران مدیران هستند که امیدوارم مدیران قوی روی کار بیایند. مدیرانی که قدرت تصمیم‌گیری داشته باشند و بهترین تصمیم را با توجه به بودجه و خواسته مردم بگیرند.

نکونام فولاد را به تیم آسیایی تبدیل کرد

وی درباره عملکرد تیم فوتبال فولاد خوزستان هم عنوان‌کرد: نکونام در لیگ نوزدهم یک تیم معمولی را به یک تیم آسیایی تبدیل کرد و فولاد با نکونام عملکرد خوبی داشت و از نظر کارنامه عملکرد او قابل دفاع و مثبت است. فولاد حتی امسال هم تا لحظه آخر شانس کسب سهمیه را داشت و از نظر فنی یکی از باشخصیت‌ترین تیم‌های فنی ایران است. امیدوارم این شکلِ فولاد حفظ شود و با تقویت آن، سال آینده فولاد قوی‌تری را ببینیم زیرا هواداران حق دارند که سال آینده فولاد را قهرمان ببینند. امیدوارم این هواداران را با حضور تیم‌شان در بالای جدول خوشحال ببینیم. به هرحال روند فولاد در این دو سال مثبت بوده است و امیدوارم این روند با یک قهرمانی خوب تکمیل شود. در مجموع امیدوارم سه تیم خوزستانی را در لیگ بیست و یکم بالای جدول ببینیم.

مربیان به خاطر حمایت از فلان نماینده روی نیمکت‌ تیم ننشینند

بختیاری‌زاده با بیان این‌که می‌دانم آرزوی سختی است ولی امیدوارم مربیانی به روی کار بیایند که جدا از مسائل دیگر به خاطر بحث فنی‌شان انتخاب شوند، افزود: امیدوارم مدیران، مربیانی را انتخاب کنند که از دانش فنی برخوردار باشند، نه این‌که فرد به خاطر حمایت از فلان نماینده مجلس یا چسباندن بنر او روی دیوار، روی نیمکت تیم پر هوادار بنشیند زیرا هواداران گناه نکرده‌اند که مربیان تیم‌شان خطی انتخاب شوند.

بحث بومی یا غیربومی به فوتبال خوزستان کمک نمی‌کند

وی ادامه داد: بحث مربی بومی و غیربومی نیست و این بحث سال‌ها است که در استان تمام شده است. چه ایرادی دارد، نکونام با بیش از ۱۰۰ بازی ملی و حضور در اسپانیا در خوزستان کار کند؟ او فولاد ضعیف را تحویل گرفت ولی آن را به یک تیم آسیایی تبدیل کرد. هر چند او هم یک روز باید جای خود را به یک مربی دیگر بدهد ولی بحث بومی یا غیربومی از نظر فنی به فوتبال خوزستان کمک نمی‌کند. پس فوتبال خوزستان باید مهم باشد نه اشخاص.

منبع: ايسنا

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اجتماعی

جادویی که عصاسفیدها را درگیر دنیای دیگری می‌کند

منتشر شده

در

توسط

جادویی که عصاسفیدها را درگیر دنیای دیگری می‌کند

 شاید یکی از مهمترین دلخوشی‌ها و تفریح‌های عصا سفیدان نابینا و کم بینا، موسیقی باشد و یادگیری سازهای مختلف و آواز خواندن نیز امیدی برای برقراری ارتباط با دنیای بینایان را برایشان فراهم کند. موسیقی، جادویی است که عصاسفیدان را درگیر دنیای دیگر و ورای ذهنیت‌های ترحم آمیز می‌کند

مشکلات زندگی شهرنشینی برای نابینایان و کم بینایان در شهر اولین‌ها تمامی ندارد. از عدم مناسب سازی محیط شهر گرفته تا نحوه برخورد و رفتار ترحم آمیز مردم با این قشر، تنها گوشه‌ای از محدودیت‌های تردد در سطح شهر و زندگی بین مردم بینا را برای عصا سفیدان شامل می‌شود.
در کنار این موارد اما می‌توان گفت که وجود حتی یک مرکزی برای حمایت از نابینایان و کم بینایان، الزامی است که نیازمند حمایت بی دریغ مسئولانه است.
تنها موسسه‌ای که فقط در تبریز اقدام به حمایت‌های آموزشی، تحصیلی و معیشتی و برگزاری انواع کلاس‌های هنری و به خصوص موسیقی بدون دریافت حتی ریالی می‌کند، بصیر است. از اساتید توانمند دانشگاهی گرفته تا اساتید مطرح ساز و آواز، علم و دانش خود را در اختیار نابینایان و کم بینایان قرار می‌دهند.
اما این موسسه که تنها از طریق کمک‌های مردمی فعالیت می‌کند و در تلاش است تا تمامی حمایت‌های لازم را از نابینایان و کم بینایان انجام دهد، نور امیدی برای شکوفایی استعدادهای آن‌ها شده است، از مشکا ساختاری رنج می‌برد.
هر نابینایی که از نقاط مختلف استان نیاز به حمایت برای تحصیل و پیشرفت داشته باشد، به این موسسه سر می‌زند و حتی به گفته‌ی مدیرعامل این موسسه، دختر نابینایی از نقاط محروم استان که حتی تا سن ۲۰ سالگی اندک سوادی نداشته اما با حمایت مالی این موسسه توانسته بدون پرداخت هزینه‌ای تحصیلش را آغاز کند و امسال بتواند در کنکور سراسری قبول شود. این دختر حتی اکنون به شعر و شاعری روی آورده و در فکر چاپ کتابی برای خود است.
ساختمان موسسه بصیر در مکان مناسبی واقع شده و از طریق مسیر اتوبوس و بی آر تی  دسترسی به آن خوب است، اما خود این ساختمان، متراژ مناسبی جهت حضور تعداد بالای نابینایان را ندارد. به طوری که حتی گروه ۲۰ نفره نقاره زنی نابینایان نمی‌توانند همزمان در یک روز تمرین کنند. از طرفی حضور در میان منازل مسکونی، باعث رنجش همسایگان از صداهای تمرینات موسیقی در این موسسه شده است.
کودکان، نوجوانان و جوانانی که در این موسسه درس موسیقی فرا می‌گیرند و سایر افرادی که در کلاس‌های مختلف دیگری شرکت می‌کنند، اکنون تنها یک خواسته دارند و می‌خواهند مکان بهتری برایشان فراهم شود.
تنها مکان بزرگ برای برگزاری کلاس‌های نابینایان این موسسه، طبقه زیرزمین ساختمان است که در آن هم نهایت ۱۰ نفر بتوانند به سختی حضور داشته باشند. در این طبقه زیر زمین، کلاس‌های موسیقی، چرم دوزی، صنایع دستی و سایر کلاس‌ها برای نابینایان برگزار می‌شود و می‌توان گفت که متاسفانه شرایط فیزیکی این محل نه تنها برای نابینایان مناسب نیست بلکه برای حضور افراد بینا نیز مشکل دارد.

رامین خدابخش یکی  از کم بینایان متولد ۸۰ این موسسه است که با استعداد خارق العاده خود، در حال طی کردن مسیر موسیقی و آواز است. او اکنون دانشجوی ترم سه رشته موسیقی بوده و کم بینایی‌اش از سال ۸۴ آغاز شده است.
می‌گوید: ما به عنوان افرادی که مشکل بینایی داریم، قطعا با برخی محدودیت‌ها در زندگی روبه رو می‌شویم. نمی‌توانیم همانند سایر افراد در سطح شهر تردد کنیم یا از خدمات مختلف به راحتی استفاده کنیم.
او ادامه می‌دهد: چگونگی خروج از این محدودیت‌ها و حصارهایی که دور یک فرد نابینا و کم بینا وجود دارد، اعتماد به نفس است. این‌که یک نابینا از این محدودیت‌ها چگونه عبور کند و با سختی‌ها مجادله کند، به اعتماد به نفسش باز می‌گردد.
رامین می‌افزاید: من این پشتکار را در وجود خود می‌بینم و تلاش و مجادله‌ای که در گذر از محدودیت‌هایم صرف کردم را هیچگاه فراموش نمی‌کنم.
او با تاکید بر این‌که تاکنون هیچ محدودیتی از بابت تحصیلات نداشتم، اظهار می‌کند: تا کلاس چهارم ابتدایی در مدرسه عادی تحصیل کردم و بعد از آن وارد مدرسه استثنایی شدم. شاید تنها سختی من در این دوران به یادگیری خط بریل برمی‌گردد.
او با بیان این‌که دلیل ورودش به عرصه موسیقی، علاقه بی حد و اندازه‌ به این حوزه است، می‌افزاید: از کودکی و از زمانی که به یاد داشتم با موسیقی بزرگ شدم. تنها زمانی که موسیقی گوش می‌کردم وارد دنیای دیگری می‌شدم که پر از نور بود.
دید خودم را در موسیقی پیدا کردم
این هنرمند کم بینای جوان می‌گوید: من با موسیقی زندگی می‌کنم و به عنوان یک کم بینا، دید خودم را در موسیقی پیدا کردم.
او با بیان این‌که موسیقی غذای روح است و برای یک کم بینا و نابینایی که دید ندارد، حس و حال دیگری را می‌بخشد، ادامه می‌دهد: موسیقی برایم، دلیل زندگی و امید به آینده شده است و اصلا قابل توضیح نیست که در زمان غرق شدن در این جادو چه احساسی پیدا می‌کنم.
اصلی ترین رقیب انسان، خودش است
او می‌گوید: اصلی ترین رقیب هر انسان، حتی انسان نابینا، خودش است. می‌دانم محدودیت‌هایی که امروز مسیر زندگی من را در رسیدن به اهداف بزرگ سد کرده است، بعد از ۱۰ سال به آوانتاژی تبدیل می‌شود و نتیجه تلاش من را نشان خواهد داد. ۱۰ سال دیگر خودم را هنرمند وطنم می‌بینم که در جامعه خواهم توانست به هم نوعانم انجام وظیفه کنم.
رامین خاطرنشان می‌کند: اگر اکنون بخواهم چیزی را در دنیا تغییر دهم، دیدگاه مردم نسبت به کم بینایان و نابینایان است. مردم عادی، بسیار جزئی با این افراد برخورد می‌کنند و بیشتر حس ترحم و دلسوزی از خود نشان می‌دهند چرا که احساس می‌کنند یک نابینا فقط در محدودیت و رنج قرار دارد، اما این تفکر اشتباه است و هر نابینایی، استعداد و توانایی خاصی دارد.
او در خاتمه با اشاره به کمک‌ها و حمایت‌هایی که موسسه  بصیر از نابینایان و کم بینایان داشته، می‌گوید: ما در تمرین خود با کمبود جا مواجه هستیم. حیف است که با پتانسیلی که در این موسسه وجود دارد، در مضیقه مکان باشیم‌.

محمد جاوید نیز یکی از دانش آموزان پایه دهم عضو این موسسه است که علاوه بر استعداد و توانایی خاصی که در حوزه تحصیل دارد، در زمینه موسیقی و خوانندگی و به خصوص تلاوت و قرائت قرآن، فعالیت جدی دارد.
علاقه وصف ناپذیری به موسیقی و قرآن دارم/این دو تنها راه ارتباطی با دنیای اطرافم است
او در گفت‌وگو با ایسنا، می‌گوید: علاقه‌ای وصف ناپذیری به عرصه موسیقی و قرآنی دارد به طوری که از هیچکدام نمی‌توانم دست بکشم.
او ادامه می‌دهد: حس و حال عجیب و بسیار خوبی در زمان آواز خواندن متون موسیقی برایم ایجاد می‌شود که قابل توضیح نیست. موسیقی و قرآن هم‌چون طنابی تنها راه ارتباط با دنیای اطرافم شده است.
بصیر، تنها مرکز در تبریز که بدون چشمداشتی به نابینایان خدمات می‌دهد
مادر محمد در این راستا در خصوص این موسسه، اظهار می‌کند:  موسسه بصیر، تنها مرکز در تبریز است که به نابینایان بدون چشمداشتی خدمات می‌دهد. هر زمانی که یک فرد نابینا یا کم بینا در زمینه‌های مختلف تحصیلی و آموزشی به مشکل بربخورد یا نیازمند تفریح و برخی کلاس‌های دیگر باشد، موسسه بصیر تمامی نیازهای او را بدون دریافت هزینه و گاه تقبل پول به فرد نابینای نیازمند برطرف می‌کند.
او با بیان این‌که شاید اغراق به نظر برسد اما واقعا این موسسه، تنها مکانی است که پسرم بدون مشکل می‌تواند در کلاس‌هایش شرکت داشته باشد، خاطرنشان می‌کند: تنها مشکل ما در این زمینه، محدودیت در اجرای کلاس و برنامه‌ها است. به خاطر کمبود فضا، کلاس‌ها با تعداد اندکی برگزار می‌شود و در واقع زمان برای تدریس نیز در این راستا کم می‌آید.
او می‌گوید: در آموزشگاه‌های عادی سطح شهر به خصوص حوزه آموزشی، وقتی می‌فهمند پسرم شاگرد اول کلاسش است، مشتاق حضور فرزندم در کلاس‌هایشان می‌شوند اما وقتی می‌بینند محمد نابینا است، می‌گویند بروید بعدا تماس می‌گیریم و بعدا دیگر سراغی نمی‌گیرند. این موسسه در تبریز تنها مرکزی است که نابینایان را با اشتیاق قبول می‌کند و خدمات رایگان ارائه می‌دهد.

مهدی رفعتی، معلم روشندل مدرسه نابینایان مردانی آذر تبریز و مدیرعامل موسسه بصیر که خود هنرمند عرصه پیانو است، به ایسنا می‌گوید: ما در موسسه بصیر فضا برای تدریس نداریم. بزرگترین محیطمان جهت تدریس، تنها زیرزمین ساختمان است  که آن هم باز گنجایش زیادی ندارد و تمرین موسیقی در این محل نیز صحیح نیست زیرا صدای صحیح درنمی‌آید.
مسئولان، صدای نابینایان را نمی‌شنوند
او می‌افزاید: وجود این موسسه فعال هنری برای نابینایان بهتر از نبودن است، ولی متاسفانه هیچ گونه حمایت یه خصوص معنوی از سوی ارگان‌های مختلف از این موسسه انجام نمی‌گیرد و مسئولان صدای نابینایان را نمی‌شنوند و به بهانه‌های مختلف از زیر بار در می‌روند.
او در ادامه با اشاره به موفقیت‌های این موسسه در عرصه موسیقی، اظهار می‌کند: یک گروه نقاره زنی و ریتم توازی آذری متشکل از ۲۰ نابینا به همراه تعدادی افراد دیگر که هماهنگی آن‌ها در نوع خود بی نظیر است، با مدیریت ایوب پاشنگ، از موسیقی‌دانان بزرگ و مطرح به صورت کاملا رایگان و فداکارانه آموزش می‌بینند.
رفعتی خاطرنشان می‌کند: به دلیل نبود فضا برای تمرین، پیش از کرونا، مکانی را اجاره کردیم اما در طول دو سال گذشته به خاطر محدودیت‌های کرونایی، مجوزی برای ما داده نمی‌شود و الان نیز مجبوریم برای رعایت فاصله گذاری اجتماعی در گروه‌های کوچک تمرین کنیم.

او با بیان این‌که مشکل اصلی دیگرشان، اذیت کردن صداهای تمرین موسیقی برای همسایگان است، می‌گوید: کلاس ویالن نوازی با هشت نفر از نابینایان توسط استاد امیر مصور به صورت تک نوازی تشکیل می‌شود. استاد مصور نیز به صورت افتخاری در این موسسه تدریس می‌کنند و علاوه بر درس موسیقی، مهندس مکانیک و صنعتگر هستند.
او با اشاره به تشکیل گروه همخوانی نابینایان زیر ۱۰ سال زیر نظر استاد سعیدی در این موسسه، می‌افزاید: گروه همخوانی کر نیز برای نابینایان علاقه مند به آواز در این موسسه تشکیل شده و بنده رهبری آن را برعهده دارم.
این معلم روشندل ادامه می‌دهد: کلاس‌های متفرقه‌ نیز برای سازهای گیتار، پیانو و ارگ برای علاقه مندان عزیز تشکیل می‌شود. با یک آکادمی موسیقی نیز ارتباط داریم که تعدادی از نابینایان تحت پوشش آن قرار گرفته و به صورت افتخاری، درس آواز به کودکان تدریس می‌کنند.
او که خود در حوزه پیانو و آواز فعالیت دارد، می‌گوید: موسیقی، عشق، زندگی و حیات و جریان است. یک فرد نابینا نمی‌تواند زیبایی دیداری را درک نکند اما هر چقدر که بتوانیم روح و روان او را بیشتر نوازش دهیم و زیبایی‌ها را القا و انتقال دهیم، می‌توانیم به موفقیتش کمک کنیم.
شهرداری تبریز در حق نابینایان کوتاهی می‌کند
او در ادامه با بیان این‌که شهرداری تبریز در حق نابینایان کوتاهی می‌کند، تاکید می‌کند: عاجزانه از  مسئولان شهری خواهشمندیم که یک مکان مناسب برای نابینایان این موسسه ترتیب دهند. چرا که تنها مرکز فعال شهر تبریز برای نابینایان، موسسه بصیر است. مسئولان شهری چندین بار قول دادند تا در این راستا به ما کمک کنند اما تاکنون اجرایی نشده است.
مدیرعامل این موسسه با گلایه مندی از بی توجهی نهادهای اجرایی به خواسته‌های نابینایان به خصوص در اجرای قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، می‌افزاید: برخی علاقه مند به پیشرفت نابینایان نیستند و بر سر راه آن‌ها سنگ اندازی می‌کنند و ارگان‌های مختلف بدون هیچگونه توجه به مجموعه‌ی نابینایان، کار خود را انجام می‌دهند.
باید جلوی موانع پیشرفت نابینایان گرفته شود
او با تاکید بر این‌که باید جلوی سد و موانع پیشرفت نابینایان گرفته شود، ادامه می‌دهد: در اصفهان بالغ بر ۹ مجموعه برای نابینایان وجود دارد که همگی آن‌ها از امکانات کافی برخوردار هستند، در حالی که در تبریز فقط گفته می‌شود یک تشکل نابینایان می‌تواند خدمات دریافت کند که آن هم از سالی به سال دیگر، هیچ فایده‌ای به جز از لحاظ معیشتی برای نابینایان ندارد.
او می‌افزاید: اولین مدرسه نابینایان کشور در تبریز بنا شده اما امروز عقب مانده ترین شهر از بابت حمایت‌های دولتی و سازمانی برای نابینایان هستیم.
رفعتی متذکر می‌شود: اگر امروز نابینایان تبریزی و حتی سطح استان می‌توانند فعالیت کنند و موفق شوند، به جرئت می‌توان گفت که فقط موسسه بصیر است که برایشان از جزوات درسی گرفته تا کلاس‌های تقویتی و تفریحی برگزار می‌کند.
او با اشاره به تحصیل تعدادی از نابینایان تبریزی در سطح دکتری، می‌گوید: نباید بگذاریم که فرهیخته ترین قشر معلولان از تحصیل و پیشرفت باز بماند.
در ادامه هادی حیدری، از اعضای هیات مدیره این موسسه که امروز دانشجوی دکترای رشته حقوق در دانشگاه تهران است، به ایسنا می‌گوید: موسسه بصیر، تاثیر ۹۹ درصدی در تحصیل بنده داشته است.
او ادامه می‌دهد: اگر من در کنکور سراسری رتبه زیر ۱۰۰۰، در کنکور ارشد رتبه دو رقمی و در کنکور دکتری رتبهذتک رقمی کسب کردم، همگی زیر سایه کمک‌های بصیر بوده است. من و امثال من در این موسسه، از بهترین اساتید تحصیلی بهره مند می‌شویم و بستری که در اینجا فراهم است، شاید در شهرها و موسسات دیگری به سختی پیدا شود.
او می‌گوید: از ۹۰۰ نابینای عضو این موسسه، نزدیک به ۳۰۰ نفر دانش آموز و دانشجو هستند که تمامی نیازهای تحصیل و … آن‌ها در این موسسه برطرف می‌شود.
بر اساس این گزارش، اختصاص یک محیط مناسب برای خدمات دهی به قشر نابینا شاید تنها کمک بزرگی می‌تواند باشد که مسئولان شهری تبریز می‌توانند برای این افراد داشته باشند.
نباید به راحتی از پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های بزرگ خیران نیک اندیش شهر غافل شویم، بلکه باید با همکاری مسئولان و خیران از نابینایان شهرمان دستگیری کنیم تا آینده‌ای بهتر برای پیشرفت و شکوفایی استعدادهای آن‌ها رقم زنیم‌.


منبع: ايسنا

ادامه مطلب

اخبار

محیط‌زیست خرم‌دره و چالشی به نام کمبود محیط‌بان

منتشر شده

در

توسط

محیط‌زیست خرم‌دره و چالشی به نام کمبود محیط‌بان

 کارشناس پایش اداره حفاظت محیط‌زیست خرم‌دره گفت: این شهرستان با کمبود محیط‌بان برای حفاظت از محیط‌زیست مواجه است.

حسین کاظمی در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به وسعت ۴۰۷ کیلومترمربعی خرم‌دره، اظهار کرد: این شهرستان دارای ۲۶ روستا است که از این تعداد پنج روستا فاقد سکنه بوده و دارای یک بخش، یک شهر و دو دهستان است.
وی با بیان اینکه میانگین فعال محیط‌بانان برای هر ۵۰۰۰ هکتار یک نفر آماده به خدمت طبق استانداردهای جهانی است، عنوان کرد: با توجه به وسعت خرم‌دره در این شهرستان باید هشت محیط‌بان آماده به خدمت فعال باشند که در حال حاضر پنج محیط‌بان در عرصه حفاظت از محیط‌زیست خرم‌دره مشغول به کار هستند.
این مسئول تاکید کرد: کمبود محیط‌بان در خرم‌دره در حالی است که این محیط‌بانان مناطق آزاد شهرستان و حتی قسمتی از منطقه شکار ممنوع خراسانلو را که بخشی از آن در روستاهایی مانند انجلین، ویستان، اسلام‌آباد، پلاس، الوند، خلیفه‌لو و آرانج واقع شده است را نیز پایش می‌کنند.
وی با اشاره به اینکه تقریباً یک پنجم منطقه شکارممنوع خراسانلو در خرم‌دره واقع شده است، ادامه داد: از مهم‌ترین گونه‌های شاخص حیات‌وحش در این مناطق می‌توان به خرس، آهو، پلنگ، گرگ، روباه، خرگوش و گراز اشاره کرد.
کاظمی با یادآوری اینکه از مهم‌ترین گونه‌های پرندگان منطقه نیز می‌توان به کبک، عقاب طلایی، ساری‌گپه، کرکس، قرقی، سیاه‌گوش و دلیچه اشاره کرد، یادآور شد: در حال حاضر در این منطقه ۱۳ نوع پستان‌دار و ۲۲ گونه پرندگان در حال زندگی هستند.
وی با اشاره به اینکه پوشش گیاهی مراتع خرم‌دره به علت چرای بی‌رویه دام‌ها مقداری فقیر شده است، تصریح کرد: از مهم‌ترین پوشش‌های گیاهی منطقه نیز می‌توان به چوبک، بومادران، گون، کلاه میرحسن و سیاه‌تلو اشاره کرد.
کاظمی با یادآوری اینکه این شهرستان فاقد واحد محیط‌بانی مستقل است، خاطرنشان کرد: یک واحد محیط‌بانی در منطقه شکارممنوع خراسانلو در حال فعالیت است که علی‌رغم تجهیزات و امکانات کم، این مناطق شبانه‌روزی پایش می‌شوند.
منبع: ايسنا

ادامه مطلب

اخبار

جهش تند مازندران در مسیر “خشکسالی”

منتشر شده

در

توسط

جهش تند مازندران در مسیر "خشکسالی"

 تصور کنید، روزی، دیگر، مازندران به دلیل خشکسالی شدید، کمبود آب و نبود زیرساخت‌های لازم، مقصد سفرهای مسافران نباشد یا اینکه به جای آب و هوای معتدل، با یک استان خشک و آلوده رو به رو ‌می‌شوید، این تصور آنچنان سخت و بعید به نظر می‌رسد که شاید در نگاه اول، بگویید “چقدر این نگاه سخت‌گیرانه و بدبینانه” است یا اینکه مگر می‌شود مازندران سرسبز، به یک ویرانه خشک تبدیل شود؟

موضوع اینجا است، هر کسی که یکبار آب و هوای مازندران را تجربه کرده باشد، به طور قطع، این تصور را رد می‌کند و با خود می‌گوید “مگر می‌شود جنگل‌های بکر هیرکانی، دریای خزر، کوه‌های زیبای کوهستانی و شالیزارهای بی‌نظیرش را داشت و خشک شد”.
متاسفانه بر اساس آمار و اطلاعات منتشر شده و اظهارات اساتید دانشگاه و مسئولان، باید گفت بله، مازندران در مسیر خشکسالی قرار دارد و نباید به چند قطره بارانش، به جنگل‌های در حال نابودی‌اش و به شالیزارهای در حال تغییر کاربری‌اش دل بست.
بنابر به گزارش روابط عمومی شرکت آب منطقه ای مازندران، میزان آورد رودخانه های مازندران، نسبت به دوره شاخص بلندمدت کاهش 24 درصدی را نشان می دهد و علت کاهش این رواناب ها در یک سال گذشته کاهش میزان بارندگی ها است.
طبق گزارش واحد مطالعات پایه منابع آب این شرکت، میزان بارندگی تجمعی حوزه آبریز رودخانه های استان از اول مهر سال ۹۹ تا ۳۱ شهریور ۱۴۰۰ که یک سال آبی را تشکیل می دهد ، ۵۵۹ میلی متر بود نسبت به سال آبی پیش از آن کاهش ۲۳ درصدی دارد. کاهش بارندگی در این بازه زمانی در مقایسه با دوره شاخص بلند مدت نیز ۱۲ درصد کاهش یافت.

واحد مطالعات شرکت اعلام کرده است که در پی کاهش بارندگی ها، حجم روان آب های هر هفت رودخانه دائمی و مهم استان شامل نکارود، تجن ، تالار ، بابلرود ، هراز ، چالوس و چشمه کیله ۲ هزارو ۱۷۸میلیون مترمکعب بوده است که نسبت به مدت مشابه سال آبی قبل ۴۵درصد کاهش داشته است.
بررسی آماری در سال آبی گذشته رودخانه های دائمی و مهم مازندران نشان می دهد که حجم آبدهی چهار رودخانه نکا رود،  تجن، تالار و هراز نسبت به مدت مشابه آبی گذشته نصف شده است به گونه ای که میزان روان آب نکارود با حجم آبدهی ۶۹ میلیون متر مکعب نسبت به سال گذشته ۶۰ درصد کاهش دارد، تجن با ۲۱۴ میلیون متر مکعب شاهد کاهش ۶۶ درصدی آبدهی بوده است. میزان کاهش روان آب تلار با ۱۹۸میلیون متر مکعب ۵۳ درصد و رودخانه هراز با حجم آبدهی ۶۰۴ میلیون متر مکعب حدود ۵۰ درصد بوده است.
حجم آبدهی رودخانه بابلرود در سال آبی گذشته ۳۳۱ میلیون مترمکعب بود که نسبت به یک سال قبل از آن کاهش ۳۴ درصدی نشان می دهد. رودخانه چالوس هم در سال آبی گذشته ۳۹۲میلیون متر مکعب آبی دهی داشت که کاهش ۳۸ درصدی نسبت به سال قبل از آن دارد و میزان روان آب چشمه کیله هم ۳۶۹ میلیون متر مکعب بود که کاهش ۱۱ درصدی را نسبت به یک ساله قبل نشان می دهد.
فرهاد خلردی مدیر دفتر مطالعات پایه منابع آب شرکت آب منطقه ای مازندران با بیان اینکه سال آبی ۱۳۹۹- ۱۴۰۰ یکی از خشکسال ترین سال آبی استان طی یک دهه اخیر بوده، گفت: اگرچه بارندگی های امسال در زمان فعالیت های کشاورزی به عنوان بارش های به هنگام مورد استفاده قرار گرفت اما دلیل اصلی کاهش دبی آب، بارش ها غیر موثر بوده یعنی بارندگی در ارتفاعات که رودخانه ها باید از سرچشمه ها تغذیه شوند، کمتر بود.
وی یکی از راهکارهای برون رفت از مشکلات خشکسالی و مدیریت روان آب رودخانه ها را ایجاد سازه های تنظیم کننده بویژه ساخت سد دانست و افزود: ساخت سدهراز بر روی این روخانه به عنوان مهم ترین و بزرگ ترین حوزه آبریز در منطقه مرکزی استان بسیار مهم است.

وی با اظهار این که ساخت سد گلورد بر روی نکارود از اهمیت خاصی برای کشاورزی منطقه برخوردار است و تاثیر زیادی هم تاکنون داشته است ، بر ضرورت تکمیل طرح های جانبی این سد و آبگیری کامل آن تاکید کرد و گفت : با توسعه سازه های ذخیره آب، می توان روان آب های رودخانه ها را مدیریت و سفره‌های زیر زمینی را تقویت کرد.
مدیر دفتر مطالعات پایه منابع آب شرکت آب منطقه ای مازندران ظرفیت ذخیره آب پشت ۱۱ سد بزرگ را ۴۴۲ میلیون متر مکعب برآورد کرد و اظهار داشت : در حال حاضر ۱۴۱ میلیون متر مکعب معادل ۳۲ درصد پشت این سد ها آب وجود دارد که این مقدار نسبت پایان سال آبی گذشته  حدود ۳۰ درصد کمتر است.
از سوی دیگر، کارشناسان معتقد هستند، مازندران به علت شرایط اقلیمی  و اراضی حاصلخیزش  قطب اصلی کشت برنج در کشور محسوب می‌شود اما به علت کاهش نزولات آسمانی و افزایش دمای هوا  در این سال‌ها با معضل جدی کمبود آب مواجه است و برخی از اراضی تحت کشت برنج به علت کمبود آب خشک شده و خساراتی برای کشاورزان مازندرانی به وجود آورده است.
همچنین این خشکسالی‌ها بروی زیستگاه پرندگان و موجودات آبزی نظیر آب بندان لپو زاغمرز بهشهر تاثیرات مخربی دارد.
ایجاد سدها در مسیل رودخانه ها از دیگر مشکلاتی است که مازندران با آن دست پنجه نرم می‌کند. سد گلورد منطقه هزار جریب بهشهر که از اهداف ساخت آن جبران کمبود آب در سال‌های خشک و همچنین مانع ایجاد سیلاب در منطقه بود، پس از سال‌ها به روی رودخانه نکارود ساخته شد اما نه تنها مشکل کم آبی منطقه را حل نکرد بلکه باعث  خشک شدن رودخانه‌ها و آب بندان‌های منتهی به رودخانه‌ها شده است مضاف به اینکه ساخت اینگونه سدها  مستلزم از بین بردن جنگل‌ها و یا روستاهای قدیمی  با اصالتی می‌شود که بعد از ساخت سد نه تنها هیچ‌ بهره‌ای از ساخت سد نبرده‌اند بلکه باعث از بین رفتن زمین‌های شالیزاری کنار رودخانه و یا چراگاهای دام‌هایشان شده است.

این کارشناسان به آب بندان لپو زاغمرز بهشهر به عنوان یکی از قربانیان سد گلورد نام می‌برند، آنها معتقد هستند با بسته شدن این سد و خشکی رودخانه نکارود موجب کاهش حجم ورودی آب به این آب بندان شده است.
این آب بندان سال‌ها قبل که وسعت بسیار کمتری داشت و زیستگاه پرندگان محسوب می‌شد توسط روستاییان منطقه  زاغمرز جهت مصارف کشاورزی وسعت بیشتری پیدا کرد.

آب بندان لپو تا قبل از احداث سد گلورد با مشکل کمبود آب مواجه نبود ولی در حال حاضر به علت کمبود آب در حال خشک‌شدن است  و اندک آب آن توسط کشاورزان جهت کشت برنج  زمین‌های همجوار آب‌بندان با استفاده از موتورهای آب تخلیه می‌شود و آسیب جدی به این آب بندان که یکی از زیستگاهای پرندگان و جانوارن آبزیست وارد کرده است.
در هر صورت، به نظر می‌رسد مازندران در مسیر خشکسالی با سرعت زیاد در حال حرکت است و اگر راهی درست و منطبق با نگاه کارشناسی و علمی برای خروج از این بحران دیده نشود، بعید نیست که سال‌های آینده، شاهد مازندرانی “خشک” باشیم.
منبع: ايسنا

ادامه مطلب

برترین ها