با ما همراه باشید

سیاسی

معصومه آباد: رئیسی کار بسیار سختی در پیش دارد امیدواریم امید مردم را شکوفا کند

منتشر شده

در

معصومه آباد: رئیسی کار بسیار سختی در پیش دارد امیدواریم امید مردم را شکوفا کند

«معصومه آباد» نماینده اسبق مردم تهران در مجلس و از ایثارگران انقلاب اسلامی معتقد است کار برای ابراهیم رئیسی به عنوان رئیس جمهور منتخب ایران با توجه به شعارهایی که دارد و با توجه به شرایط فعلی کشور، کار بسیار بسیار سختی است که باید مسیرها را هموار کند.

مشروح گفت‌وگو «معصومه آباد» با برنامه دستخط را در زیر می‌خوانید:

مهمان این هفته برنامه دستخط از بانوان شناخته شده و رشید این مرز و بوم است. کسی که در سن 17 سالگی در جبهه های حق علیه باطل به اسارت رژیم بعثی عراق در می‌آید و 40 ماه زندانی بعثی‌ها بوده و سختی های بسیار فراوانی کشیده که در قالب کتاب «من زنده‌ام» نگاشته شده است.

بعد از ورود به ایران تحصیلات خود را ادامه می دهد و در رشته بهداشت باروری دکترا می‌گیرد. مسئولیت درمانگاه محرومین مرزی را در همان اواخر جنگ، در سال های 67-66 برعهده می گیرد و بعد از جنگ نیز در حوزه بهداشت و درمان خدماتی ارائه می دهد و در حوزه سیاست هم تا حدی ورود می کند و به عضویت شورای شهر تهران درمی‌آید.

در خدمت سرکار خانم دکتر «معصومه آباد» هستیم که بخش های از سوابق ایشان را عرض کردم؛ نماینده اسبق مردم تهران در شورای اسلامی شهر و نویسنده کتاب «من زنده‌ام» و از ایثارگران انقلاب اسلامی و از خانم های بزرگواری که نام ایشان در انقلاب و دفاع مقدس ثبت و ضبط شده است.

*سلام عرض می کنم و خیلی خوش آمدید.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما و همه عزیزان حاضر در صحنه و بینندگان عزیز و محترم برنامه دستخط دارم.

*از اینجا شروع کنم که اسم شما در فهرست 41 نفره گزینه‌های شهرداری تهران بود. خود شما هم مطلع بودید یا نه؟ ممکن است برای شهردار شدن تهران علاقه‌مند باشید؟

این اسم بیشتر پیشنهاد عزیزان شورای شهر بود که پیشنهاد دادند و بعد از اینکه پیشنهاد را من از طریق جراید و رسانه ها مطلع شدم، هم عرض ارادت خدمت دوستان کردم و تشکر کردم از پیشنهادی که دادند.

*یعنی برنامه ای دارید؟

با توجه به سوابق 10 ساله مدیریت شهری برنامه های بسیار جامع و کاملی را برای شهر تهران مبتنی بر اسناد فرادستی، برنامه 5 ساله دوم و سوم، طرح تفصیلی شهر تهران و افق چشم‌اندازی که برای شهر تهران در نظر گرفته که تا سال 1404 طراحی شده، در نظر دارم.

*البته فکر می‌کنم رقابت هم سخت است یعنی در این عرصه ای که 41 اسم مطرح شده، ولی رقابت سنگینی بین افراد باقیمانده است.

اگرچه رقابت سخت است ولی رویکردهای هر یک از این عزیزان کاملاً متفاوت است. برخی از این عزیزان رویکرد مبتنی بر سخت‌افزاری، ساخت و ساز، عمران و توسعه دارند، برخی از عزیزان ممکن است رویکردهای فرهنگی اجتماعی داشته باشند؛ یعنی ثقل برنامه ها به سمت برنامه های فرهنگی اجتماعی برود. بستگی به این دارد که ضرورت شهر تهران را در شرایط فعلی به سمت کدام یک از برنامه ها بینیم و اولویت را در چه برنامه ای قرار دهیم.

*و اینکه یک خانم در راس شهرداری تهران قرار گیرد برای اولین بار است.

اصلا محقق شدن این امر یک پدیده نو و جدیدی است. البته در مناطق مختلف شهر تهران مواردی داشتیم مثلاً منطقه 13 خانم معدنی‌پور حضور داشتند، هر چند مدت زمان کوتاه بود ولی شاخص های بسیار خوبی را ارزیابی می کردیم. ضمن این که ایشان عقب نبود بلکه جلوتر از بقیه مناطق هم عمل می کرد.

*فکر می کنید از منظر شما مهم ترین موضوع و معضل شهر تهران چه مسئله ای است؟

من با توجه به تجربه و سابقه 10 ساله ای که در شورای شهر داشتم اصلی‌ترین و مهم ترین مسئله شهر تهران را که باید بدان توجه شود، احیای بافت فرسوده می‌بینم. فکر می کنم این دوره، دوره طلایی برای نوسازی بافت‌های فرسوده است؛ به دلیل این که یک کار بین بخشی دولتی و محلی است، یعنی هم نیازمند همت و اهتمام مدیریت شهری است و هم دولت.

تقریباً 25 مورد از مواردی که برای احیای بافت‌های فرسوده نیاز است در ماموریت هایی است که برای دولت تعریف شده است؛ یعنی باید با یک وفاق جمعی این امر محقق شود.

*فکر می کنید الان شرایط محیا است؟

بله، این دوره طلایی است. همچنین دوره قبل هم که یک همدلی و همراهی بین سازمان های نظارتی، سازمان های اجرایی مثل دولت، شهرداری و مجلس و شورای شهر و همراهی از نظر مسائل سیاسی وجود داشت، دوره خوبی برای حل مسائل بود چون خیلی از موضوعات شهری که به نتیجه نمی‌رسیم به دلیل این است که مدیریت واحد شهری وجود ندارد.

*منظورتان دوره آقای احمدی نژاد است؟

دوره آقای احمدی نژاد و دوره آقای روحانی؛ چون هر دو دولت در مقابله با مدیریت شهری که قرار بود به بحث بافت فرسوده توجه داشته باشند، با یک نوع عدم هماهنگی مواجه بودند و پیشنهاد ما در دوره آقای احمدی‌نژاد این بود که مسکن مهر بجای مناطقی که زیرساخت های شهری و بسترهای شهری وجود ندارد و این امر قطعاً هزینه‌برتر است، نسبت به جایی که در بستر شهری متمرکز است و همه زیرساخت ها را دارد (اجرا شود)، فقط نیاز به همت عالی نسبت به دولت و شهرداری وجود داشته باشد که این امر محقق شود.

نکته دیگر، بحث هوشمندسازی شهر است. خیلی از مشکلات و مسائل و فسادهایی که در شهرداری بوجود می آید، به دلیل این است که ساختارها سنتی است یعنی ساختارها هوشمند و سیستمی نیست، افراد تصمیم می گیرند که نسبت به کدام برنامه متعهد باشند و امضا کنند و کدام برنامه را متعهد نباشند و امضا نکنند. حذف امضاهای افراد و حضور افراد می تواند کمک خیلی مهمی در بهبود ساختار داشته باشد.

*یعنی تقویت بعد نظارتی و شفاف‌سازی.

بله.

*خیلی ها از دوره مدیریت شهرداری قالیباف به عنوان درخشانی در شهرداری تهران یاد می کنند، با همه نقدهایی که برای این دوره وجود دارد، کسانی هم که نقد می کنند اذعان می‌کنند که این دوره شکوفایی شهر تهران بوده است. فکر می کنید آن دوره در این مدیریت شهری دوباره تکرار شود؟

بله حتماً تکرار می‌شود؛ به دلیل اینکه شهر صاحب برنامه است.

*ولی شرایط سخت تری است.

شرایط سخت‌تری وجود دارد، به دلیل اینکه منابع مالی با بحران های اقتصادی مواجه است، اما تحقق بسیاری از برنامه ها به خصوص با رویکردهای فرهنگی اجتماعی یعنی همراه شدن مردم محقق خواهد شد. چون شهر در یک مسیری ریلگذاری شده که می تواند روی همین ریل حرکت کند و کار انجام دهد. در برخی پروژه ها، مثل بحث BRT یا حمل و نقل عمومی جایگاه بین المللی دریافت کردیم. پروژه های مختلفی اجرا شد که شاید در این نقطه ای که الان هستیم نیازمند آن پروژه های عمرانی کلان نباشیم و باید بستر شهر را روی مسائل فرهنگی اجتماعی بست که بتوانیم ظرفیت مشارکت مردم را در برنامه ها بیشتر کنیم.

*خانم آباد، جدای از اینکه در مدیریت شهری مسئولیت بگیرد یا نگیرد با توجه به تجربه 10 ساله ای که در شورای شهر تهران دارد چه چیزی به عنوان نکته تذکردهنده به اعضای جدید شورای شهر تهران دارد که بیان کند؟

علیرغم اینکه شورای شهر می گوییم اما واقعیت این است که شورای شهر نیست بلکه شورای شهرداری است، یعنی آن نهاد نظارتی که باید نظارت کند شهرداری است. برخی مواقع برخی قوانین و موضوعاتی که در شهرداری وجود دارد خودش مفسده‌برانگیز است. یعنی خود آن ایجاد فساد می کند و آن شان نظارتی افراد را کم می کند لذا اگر این قوانین بازبینی شود من فکر می کنم هم تسلط اعضای شورای شهر به شهرداری بیشتر می شود و هم مسائل و مشکلات آن کمتر می شود.

مثلا به خاطر دارم از زمانی که ما در شورای شهر حضور داشتیم، کمیسیونی تحت عنوان کمیسیون توافقات بود که در مناطق مختلف شهر تهران درست شد و این کمیسیون خودش توافقاتی را انجام می داد که خارج از مصوبات شورا و قوانین بود و ممکن بود جرایمی را به دلیل اینکه خارج از قاعده و چارچوب بود، برای شهروندان ایجاد کند و در پایان یک تخفیفاتی به جرایم تعلق می گرفت که این به عنوان نمونه بود. کمیسیون توافقات یک کمیسیون من‌درآوردی بود که در مناطق ایجاد شده و باید برداشته شود. شنیده ام دوباره این کمیسیون توافقات وجود دارد. این مسئله را مطمئن نیستم، ولی در هر صورت این یک مورد است. موارد بسیار زیادی است که کار اعضای شورای شهر و مجموعه شورای شهر را نسبت به نظارت ضعیف یا غیرقابل انجام می‌کند. اینها را باید شناسایی و بازبینی کنند.

*خانم آباد فضای سیاسی کنونی کشور را چطور می‌بینید؟ وضعیت انتخابات را چطور ارزیابی می‌کنید؟

انتخابات ریاست جمهوری چون از یک منظری مردم عبور کرده بودند که تحت فشارهای شدید اقتصادی و بحران های معیشتی سنگین بودند، قدری باورهای مردم، اعتماد مردم که بزرگترین سرمایه اجتماعی هر جامعه ای است، تضعیف شد. دو واژه امید و تدبیر به سرقت رفته بود و در مردم نمی‌توانستیم امید را پیدا کنیم. با همه این شرایط سختی که وجود داشت، باز هم نقطه امیدی وجود داشت که فرد جدیدی با شعار فسادستیزی و احیای شرایط جدید و اشتغال بتواند کاری انجام دهد، پای صندوق های رای آمدند و امیدواریم دولت جدید و حضور آقای رئیسی بتواند نقطه امیدی را در مردم شکوفا کند و حرکت، زندگی، جوشش و نشاط را دوباره زنده و بیدار کند.

*سهم شرایط سخت اقتصادی، کرونا، احراز صلاحیت ها و اینها را در مشارکتی که اتفاق افتاد چقدر می‌بینید؟

فکر می کنم بیشتر از آنچه که بیان کردم، کرونا و اینها کمتر نقش داشت. اگر بخواهیم ضریب به هر یک از این دلایل بدهیم شاید کرونا ضریب کمتری می گیرد چون مردم اگر احساس کنند در جایی حضور آنها می تواند کمک به بهبود شرایط کند فارغ از این که چقدر می تواند برای خودشان آسیب‌زا باشد بالاخره با تمهیدات بهداشتی و پروتوکل های بهداشتی می توانستند حضور یابند.

*بسیاری معتقدند آقای رئیسی کار سختی در پیش دارد.

بسیار زیاد! یعنی انتخاب ایشان با توجه به شعارهایی که دارند و با توجه به شرایط فعلی که الان وجود دارد کار بسیار بسیار سختی است که باید مسیرها را هموار کنند، چون یک فاصله ای ایجاد شده که مردم نتوانستند به ارکان دولت دسترسی داشته باشند و مسائل و مشکلات خودشان را بیان کنند. گاهاً پیش می آمد آنچه دولتمردان به عنوان شعار یا برنامه ارائه می دادند با آنچه که در توده مردم و بین زندگی مردم بود فاصله داشت. گویی دولتمردان در دنیای دیگری زندگی می کردند و مردم در دنیای دیگری بودند. زندگی مردم و سفره مردم باید تغییر کند تا مردم احساس کنند که این فسادستیزی و این احیای چرخ اقتصاد و کارخانه ها نقشی داشته و توانسته تحولی در زندگی و معیشت مردم ایجاد کند.

*فکر می کنید نقش زنان در کابینه آقای رئیسی چطور خواهد بود؟ آیا وزیر زنی انتخاب خواهد شد یا خیر؟

اگر منصفانه و عادلانه بخواهند فارغ از جنسیت به مسئله نگاه کنند حتما خواهد بود، چون یک ظرفیت بالقوه بسیار ارزشمند و توانمندی است. وقتی از آن مرز عبور کردیم که بیش از 50 درصد از ظرفیت دانشگاهها را زنان تشکیل داده‌اند یعنی کرسی های دانشگاهی و علمی و نخبگی در اختیار جامعه زنان قرار گرفته، این بدین مفهوم است که بعد از این که اینها فارغ التحصیل شدند این توانمندی و قابلیت برای آنها وجود دارد که بتوانند در پست های کلان مدیریت و وزارت حضور داشته باشند و نقش‌آفرینی کنند. اگر این ظرفیت باز به حاشیه کشیده شود و بیشتر جنبه مشاور امور بانوان و مسائل خانواده و زنان را توجه کنند، خیلی امتیازی نیست اگر یک خانم را برای آن مسئولیت انتخاب کردیم. انتظار این است که از این توان و ظرفیت استفاده بیشتری شود.

*فضای بانوان را در کشور چطور می‌بینید؟ چه به لحاظ پیشرفت هایی که در زمینه علمی کرده‌اند و چه در زمینه های شغلی و کاری داشته‌اند و چه به لحاظ خانواده و بنیان خانواده.

در طی این چند دهه بعد از انقلاب، رشد علمی خانم ها خیلی خوب بوده است، اما مقاومت مردانه ای که همیشه در مقابل پیشرفت خانم ها برای گرفتن پست های مدیریتی وجود داشته است، قدری آنها را دچار انزوا و ناامیدی کرده است؛ یعنی در هر حوزه ای که نگاه می‌کنید، به طور مثال الان تعداد اعضایی که در مجلس شورای اسلامی هستند، حضور مردان و حضور زنان را ببینید؛ چند کرسی به خانم ها اختصاص داده شد؟ 17-16 کرسی! این برای ما که تلاش می‌کنیم خانم ها را در جایگاهی برسانیم که هم حضور علمی داشته باشند و هم حضور اجتماعی و سیاسی داشته باشند ایده‌آل نیست. آیا ما تربیت نکردیم؟ آیا وجود ندارد؟ اگر وجود ندارد که وای به حال ما! در شورای شهر هم همینطور است. 21 نفر با چانه‌زنی 4نفر خانم شده است؛ این هم ایده آل نیست.

*برخی عنوان می کنند خانم ها باید یک ویژگی هایی از خود بروز دهند بخصوص در فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور، که این قابلیت ها خودشان را به معنای واقعی تحمیل کنند و بگویند یک آقا نمی تواند جای این خانم با این ویژگی ها را بگیرد.

ویژگی های مدیریت خانم ها به لحاظ ساختار شخصیتی‌شان و فطرت ذاتی که دارند جزئی‌بین هستند، دقت بیشتری دارند، چند کار را با هم انجام می دهند، شاید سلامت مالی بهتر و بیشتری داشته باشند. خیلی کم پیدا می شود که خانم هایی را بتوانید پیدا کنید که تخلفاتی داشته باشند یا اختلاس کرده باشند یا از این دست مسائل را داشته باشند، ولی در رقابت مدیریتی خیلی باید هزینه پرداخت کنند یعنی باید به قدری دقت عمل داشته باشند و شکوفایی از خود در مدیریت نشان دهند تا در جایگاه تثبیت شوند، ولی برای آقایان بارها دچار سعی و خطا می شوند، دچار مشکلات عدیده می شوند، ولی در جایگاه خودشان هستند.

من در مدیران ارشد شهرداری تهران بارها شاهد این موضوع بودم که خانم ها با ظرفیت های بسیار خوب و با توانمندی های بسیار خوب انگیزه ها و ایده های بسیار خوبی که دارند، برای این که بتوانند جایگاه خودشان را حفظ کنند و در آن جایگاه بمانند و کس دیگری نیاید صندلی آنها را بگیرد، خیلی باید زحمت بکشند تا بتوانند به یک حقوق برابر و یک شرایط عادلانه برسند، اما برای آقایان این فرصت در شرایط عادی فراهم است.

*خانم آباد شرایط فرهنگی کشور را چطور می‌بیند؟ شما سه فرزند دختر دارید، الان فاصله ای بین عقاید خودتان با دخترخانم ها احساس می کنید؟ یا قاطبه دخترخانم هایی که الان در سطح اجتماع داریم، خانم هایی در سطح اجتماع داریم، چقدر توانستیم الگوسازی به معنای واقعی کنیم آن چیزی که از ابتدای انقلاب حرفش را زدیم؟

البته این خیلی طبیعی است، یعنی من هیچگاه انتظار ندارم بچه من عیناً شبیه من باشد یعنی عیناً همان چیزی باشد که من هستم و فکر می‌کنم ولی به اندیشه های ما و نسل امروز، فرزندان امروز خیلی فاصله ای نیست. اگرچه سازمان‌های متولی فرهنگی شاید آنقدر که باید برای اندیشه های درونی، باورهای درونی آدم‌ها برنامه‌ریزی و فکر می‌کردند و جامعه را به آن سمت می‌بردند که بتوانیم از نظر فکری و اندیشه یک اندیشه های بارور داشته باشیم که بتواند جامعه را به سمت یک جامعه پیشرو ببرد، کمتر در این حوزه کار کرده‌ایم. این عدم هماهنگی بین سازمان های فرهنگی که هر یک در یک مسیری حرکت می کنند باعث شده ظرف مسائل فرهنگی خالی بماند و به ته دیگ بخورد.

*کدام نهادهای فرهنگی را بیشتر مسئول می‌دانید؟

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مسئولیت بیشتری دارد؛ چون هم ماموریت ذاتی دارد و هم ابزار دارد و هم تمام آنچه که می توانیم با آن تغییر یابیم یک ابزار ارزشمندی به نام کتاب است و ما اگر با این کتاب عجیب می‌شدیم و به خصوص نسل جوان ما شیفته کتاب می‌شد، کتاب همه زندگی آدم را می توانست تحت‌الشعاع خودش قرار بدهد.

*در عرصه های زنان یکی از دغدغه هایی که وجود دارد بحث پوشش و حجاب بانوان است. الان چگونه هستیم؟ چه نقاط ضعف و قوتی داریم؟

من فکر می کنم باید در مسئله پوشش و حجاب زنان دایره را قدری بازتر کنیم یعنی من این بحث را شاید 20-10 سال پیش هم داشتم و یکبار به نیروی انتظامی درباره بحث حجاب و عفاف دعوت شدم، گفتم من بیشتر از آنچه که به حجاب توجه داشته باشم به عفاف توجه دارم چون حجاب حاصل عفاف آدم هاست. یعنی آدمی که عفیف است سعی می کند حجاب خودش را در چارچوبی که تعریف می شود نشان دهد و این دایره را ممکن است مثلا من برای خودم چادر را بپسندم و چادر حجاب برتر برای من باشد و به این نقطه رسیده باشم. در شرایط مختلف اجتماعی و دوره های مختلف سنی را تجربه کرده‌ام، احساس کردم هیچ چیز بهتر از چادر برای من نیست ولی ممکن است برای جامعه ای که امروز وارد دانشگاه و کار و موقعیت های مختلف زندگی می شود، حجاب یک نوع دیگری تعریف شود، حجاب را در چادر تعریف نکند؛ مانتو و شلوار، روسری و مقنعه و اینها تعریف کند.

شکل برای حجاب قائل نشویم. اجازه دهیم جامعه خود انتخاب کند که کدام پوشش برای آن مناسب‌تر است و این با ما در تقابل نباشد و مسئله حجاب را با مسائل دیگر قاطی نکنیم؛ چون الان برخی مواقع یک تقابلی با حجاب در جامعه می بینم که متاثر از مسئله حجاب نیست و به اعتراض از موضوعات دیگر و مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و اینها باشد. اگر مسائل اقتصادی جامعه را روی روال خودش قرار دهید که هر کسی بتواند از میزانی که استاندارد زندگی است بهره‌مند شود قطعاً می پذیرد که هر جامعه ای یک لباس مخصوص به خودش دارد که این لباس اجتماعی آدم هاست. یک ملقمه ای درست کرده‌ایم که همه چیز درهم ریخته است و بعد هم می‌گوییم این فرهنگ است؛ در حالی که این فرهنگ نیست. مغایرتی بین آن چه در خانه از سوی پدر و مادر آموزش داده می شود با ارزش هایی که فرزند از خانه بیرون می آید و در محیط اجتماعی، دانشگاه، محیط کار می‌بیند، وجود دارد و این تضاد برای فرزند ما قابل توجیه نیست که کدام درست است. اینها یک نابسامانی فرهنگی را پدید می آورد.

(بخش دوم برنامه)

*خانم دکتر متولد سال 1341 در آبادان هستید.

بله.

*پدر در پالایشگاه آبادان کار می کردند؟

بله.

*ظاهرا حادثه ای برای ایشان اتفاق می افتد، برای این که پالایشگاه آتش نگیرد خودشان را …

بله؛ البته این خاطره دوران کودکی من است که متوجه شدم پدرم در یک حادثه دچار جریق می شوند و خیلی تلاش می کنند که … در محوطه پالایشگاه به یک جرقه کوچکی ممکن بود حادثه بزرگی اتفاق افتد. با اینکه داشتند می سوختند و تمام بدن ایشان آتش گرفته بود اما از مخازن دور می‌شدند که این حریق توسعه نیابد و اتفاق بدتری رخ ندهد. خود ایشان بسیار اسیب دیدند. نزدیک به 60-50 درصد بدن ایشان دچار سوختگی شد و مدت زیادی در بیمارستان بستری بودند و همیشه آثار سوختگی را به ما نشان می داد چون در دست و پاهای ایشان آثار سوختگی بود، تعریف می کرد که چطور این اتفاق افتاده است.

*در مکه فوت شدند؟

نه. روزی قرار بود همه به اتفاق پدر و مادرم به خانه خدا مشرف بشویم، بعدازظهر که برنامه پرواز بود صبح ساعت 5 صبح سر سجده نماز تمام کردند.

*خدا رحمتشان کند؛ مادر در قید حیات هستند؟

بله.

*تعداد خانواده زیاد بوده است.

بله. ما خانواده پرجمعیتی هستیم.

*چند خواهر و برادر هستید؟

ما 12 خواهر و برادر بودیم. یک برادرم در عملیات کربلای 5 شهید شدند، یک برادر دیگر من تصادف کردند و به رحمت خدا رفتند و الان 10 نفر هستیم.

*با همسر چطور آشنا شدید؟

همسر من زمانی که جنگ بود، در شرایط جنگ مسئولیت پرورشگاه آبادان را برعهده داشتند که بچه های بی‌سرپرست را آنجا نگهداری می کردند، من هم آنجا بعنوان مربی رفت و آمد می‌کردم. بچه های شیرخوارگاه مانده بودند و آقای مهندس باتمانقلیچ ماموریت دادند که بچه ها را از شهر خارج کنید. ماشین از هلال احمر گرفتیم، چون جزو امدادگران هلال احمر هم بودیم، بچه ها را از شهر خارج کردیم. این ارتباط زمان جنگ بیشتر شد و آشنایی بیشتری ایجاد شد. قبل از جنگ هم همسایه بودیم و با خانواده و خواهر ایشان ارتباط داشتیم و ایشان هم همکلاس برادر من بود، من هم همکلاس خواهر ایشان بودم و آشنایی داشتیم.

*چه سالی ازدواج کردید؟

سال 1368 در مهر ماه ازدواج کردیم.

*خطبه عقد را چه کسی خواند؟

خطبه عقد را داماد (شوهرخواهر) همسرم خواندند که روحانی بودند.

*مهریه چقدر بود؟

14 سکه بهار آزادی.

*سه دختر دارید؟

بله.

*همسر چقدر در کار خانه به شما کمک می کند البته با توجه به مسئولیت اجتماعی که دارید؟

همسرم از همان ابتدا می دید که من ضمن این که زندگی شخصی و خصوصی خودم را دارم فعالیت های اجتماعی بیرون را دارم و سخنرانی می روم و شاغل هستم و کار می کنم، نوع شغل من هم طوری بود که باید شب و نصف شب بیمارستان می رفتم و تقریباً 2 هزار و 370 نوزاد را به دنیا آوردم که رقم قابل توجهی است تا بدانید چقدر مشغله وجود دارد، ایشان هم در نگهداری و تربیت فرزندان کمک می کرد. البته یکی از بچه ازدواج کرده و الان زندگی خودش را دارد.

*نوه دار هم شدید؟

نه هنوز قسمت نشده.

*داماد هم از آدم های سیاسی است؟

همکلاس دخترم بود، هر دو پزشک هستند و با هم آشنا شدند.

*دختر شما هم پزشک هستند؟

هر سه دخترم پزشک هستند. تخصص یکی رادیولوژی است، دیگری تخصص طب فیزیکی است، سومی هم دانشگاه شهید بهشتی مشغول هستند.

*خوشمزه ترین غذای خانم آباد چیست؟

به دلیل این که جنوبی هستیم قلیه ماهی را خوب درست می کنم.

*دخترخانم ها هم اهل آشپزی و پخت و پز هستند؟

بله. خانواده همسر ایشان می گویند تعجب می کنیم با وجود این که شغل سختی دارد به خصوص در ایام کرونا همیشه خودش غذا درست می کند و کمتر غذای بیرون را استفاده می کنند.

*شغل همسرتان چیست؟

الان بازنشته شرک نفت هستند.

*از ابتدا شرکت نفت کار می کردند؟

بله. کلاً ما جنوبی ها تنها فرصت شغلی خاصی که پیدا می کنیم شرکت نفت است. برادرانم شرکت نفت هستند، پدرم شرکت نفت بود، دامادها هم شرکت نفت هستند و تنها کسی که شرکت نفت نبود من بودم.

*فوتبالی هم هستید؟

من خیر، ولی همسرم فوتبالی هستند.

صنعت نفتی هستید؟

صنعت نفت را دوست داریم.

*همسر هم صنعت نفتی هستند؟ یا قرمز و آبی؟

بله. قرمز و آبی در برخی از مسابقات برای ایشان مهم می شود. قرمز برای ایشان مهم است. البته اگر صنعت نفت بازی داشته باشد بیشتر با عرق صنعت نفت پای تلویزیون می نشیند.

*مردم آبادان مردم خوبی هستند.

بی نظیر هستند.

*مردم بسیار خونگرمی هستند هر چند سختی ها و کمبودهای زیادی دارند.در دو سال پیش آبادان و خرمشهر رفتم برخی از سختی ها و کمبودهای این مردم را باور نمی کردم.

فکر کنید استانی که بحرانی‌ترین شرایط جنگ و دفاع مقدس را تحمل کرد، با تحمل شهدا، اسرا و جانبازان بسیار زیاد، اما در همین شرایط در نقطه صفر مرزی، در شرایط بی آبی، بی‌برقی و بحران های بسیار زیاد دست و پنجه نرم می‌کنند. این استانی است که حضرت امام (ره) می فرماید که استان خوزستان دین خودش را به اسلام ادا کرد.

*و اهواز هنوز شبکه فاضلاب ندارد!

بله. ما شیر آب را در این شرایط باز می کنید انگار نسکافه است. شرایط بسیار سخت است. در حالی که حل این مشکل سخت نیست. من فکر می کنم اراده ای برای انجام آن نیست.

*به نقطه طلایی زندگی شما برسیم. چطور اسیر شدید؟

در همان ماموریتی که بچه ها را از شهر خارج می‌کردیم، در این ماموریت با آقای صالحی و چند تن از خانم ها که مربی بودند، وقتی تحویل شیرخوارگاه شیراز دادیم من به آقای صالحی گفتم خب دیگه کاری اینجا نداریم و بچه ها را تحویل دادیم و باید برگردیم. به زیارت شاهچراغ (ع) رفتم، بعد به دانشکده ادبیات رفتم و آنجا ماشین های هلال احمر به سمت خوزستان و آبادان می رفت. در مسیر که می‌رفتیم یک تعدادی از سربازان عراقی کنار جاده زیر لوله های نفت در قسمت خاکی دراز کشیده بودند، چون در آبادان و شهر ما بود، 15 کیلومتری آبادان را به یاد دارم، جاده ماهشهر به آبادان بود. از 15 کیلومتری آبادان که جلوتر رفتیم، داشتم می گفتم خدا آنها را خیر در این هوای گرم- مهر 59 بود و 23 روز از جنگ گذشته بود – زیر لوله های نفت دراز کشیده اند که اگر به لوله های نفت اصابت کرد، بتوانند حریق را مهار کنند.

همینطور دعا می کردم که یکباره دیدم یک گلوله آرپی جی 7 به خودرو خورد و قسمت جلوی خودرو آسیب دید و دکتر عظیمی و یکی از تکاورها آقای میرظفرجویان درجا شهید شدند. نفهمیدم چه اتفاقی افتاد ولی آن لحظه به راننده گفتم چی شد؟! گفت خواهر همه اسیر شدیم!

پائین آمدم و دیدم چقدر نیروهای عراقی از افسر درجه دار تا سرباز همه جا پراکنده بودند. اطراف ما را گرفتند و من با خانم شمسی بهرامی با هم اسیر شدیم. بعد که نزدیک آمد تا تفتیش بدنی کند، یکباره داد زدم و گفتم کسی به من دست نزند. یک پسری به نام جواد بود، عرب زبان بود و از بچه های خرمشهر بود. جواد را صدا زد و گفت به این خانم بگوئید اسلحه را بدهد. گفتم من اسلحه ندارم و نیروی هلال احمر هستم. اصرار کرد که اسلحه را بدهید. من گفتم نیروی هلال احمر هستم و هیچ سلاحی ندارم. جواد گفت می گوید جیب ها را خالی کنید. دست در جیب هایم کردم و حکم آقای مهندس باتمانقلیچ که نوشته بود «نماینده فرماندار» در جیبم بود. این را در مشتم نگه داشتم و گفتم چیزی ندارم. گفت کف دست را باز کنید. وقتی باز کردم به جواد گفت بخوان؛ جواد هم خواند نماینده فرماندار جهت انتقال بچه های پرورشگاه و اسم و مشخصات من را خواند.

بعد بلافاصله بیسیم به بغداد زد و گفت ما ژنرال زن ایرانی را گرفتیم. بعد نمی‌فهمیدم ژنرال یعنی چه؟ به جواد گفتم ژنرال به چه معنی است؟ گفت ژنرال یعنی بزرگ ارتش! هم خیلی تعجب کردم و هم از این که فکر کردند من ژنرال هستم خوشحال شدم. از این متعجب بودم که یک دختر 17 ساله را ژنرال می‌دانند. آنجا دنبال سیم و یا طنابی می گشت تا دست و پای ما را ببندد. ما در جاده بودیم و به قسمت خاکی مسلط بودیم. دیدم تعدادی از نیروهای سپاه امیدیه را اسیر گرفته بودند، لباس هایشان را درآورده بودند و تن خودشان کرده بودند ولی کلاه که قرمز و مشکی بود درنیاورده بودند. من دیدم دست و پای آنها باز است. گفتم چرا می خواهید دست و پای ما را ببندید؟ دست آنها باز است و چرا می خواهید دست ما را ببندید؟ گفت زن های ایرانی از مردهای ایرانی خطرناک‌تر هستند! اینها زیر مقنعه های خود نارنجک قایم می کنند! آن لحظه احساس کردم، چه اتفاقی افتاده که آنها ما را خطرناک‌تر از سپاه امیدیه که اسیر شده بود و آنها را در گودالی گذاشته بودند، می دانستند. قدم به قدم می رفتیم احساس می کردم برای من درس بود.

*شما را به کجا بردند؟

اول به بازداشتگاه مرزی در بصره و تنومه بردند و بعد آنجا دیدیم خواهر دیگری به نام فاطمه ناهیدی قبل از ما اسیر شده است. 19 مهر یعنی 3 روز قبل از ما اسیر شده است. 3 روز آنجا بودیم که یک خانم دیگر به نام خانم حلیمه آزموده که آن هم نیروی درمان بود، اسیر شد و 4 نفر شدیم و ما را به بصره انتقال دادند که یک شب آنجا بودیم و بعد به زندان الرشید بغداد رفتیم.

*سختی های زندان الرشید هم شروع شد.

بله.

*در کتاب نوشته اید ولی می خواهم بخش هایی از کتاب را عنوان کنید.

زندان الرشید بغداد یک زندان خیلی مخوفی بود. منتهی وجود اسرای ما در آنجا خیلی به ما کمک می کرد یعنی یک مراقبت و ترس عجیبی را در وجود آنها انداخته بود، مثلاً روبروی سلول ما شهید محمدجواد تندگویان بود و سلول های مجاور ما مهندس یحیوی، مهندس بوشهری، مهندس …، اسماعیلی، ماجد و همه آنها بودند. شهید تندگویان می گفت – دریچه ها را فقط اجازه داشتند باز کنند یعنی دریچه ای روی در تعبیه شده است. دریچه ای که غذا و آب و کاسه می رفت و می آمد یا همان چهره ایشان را می توانستیم ببینیم، ولی اگر یک زمانی در می خواست باز شود چون در با این چرخش قفل های سنگین و میله هایی که از سقف می آمد و به کف می خورد خیلی سروصدا داشت – اگر در باز می شد آقای محمدجواد تندگویان فریاد می زد «نصر من الله و فتح قریب»، هر کسی صدای من را می شنود بگوید و بشرالمومنین! یعنی تمام بند آنچنان وحشتی ایجاد می کرد که اینها فرصت باز کردن در را پیدا نمی کردند. یکبار داخل سلول ریختن و شروع به کابل زدن کردند، بیشتر از آنچه که صدای ما بیاید صدای هم‌بندی های دیگر می آمد که فریاد می زدند و به فریاد آنها، اینها از سلول فرار کردند.

*شما را با کابل می زدند؟

بله. ولی فریاد آنها بیشتر از صدای ما بود. وقتی رفتند حتی کابل را در سلول جا گذاشتند و رفتند.

*که یکبار با آن کابل سرباز عراقی را زدید.

بله. وقتی داشت با کابل می زد چون هر یک در گوشه ای افتاده بودیم، من دستم را به سرم گرفته بودم چون می‌گفتیم وقتی می‌زنند سر و چشم آسیب نبیند، دست و پا مهم نیست یا ناخن ها می پرید مهم نبود. همینطور که می زد این کابل را گرفتم و همین قدر که او زده بود، او را می‌زدم. بعد خانم ناهیدی به من گفت چطور کابل دست شما افتاده بود؟ گفتم این که می زد یکباره کشیدم و بدون این که بفهمم ممکن است چه تبعاتی داشته باشد. خانم ناهیدی گفت اگر رئیس زندان کابل را در سلول ما ببیند پدر ما را در می‌آورند. اجازه دهید این کابل را بیرون پرتاب کنیم و خودش به دریچه زد و کابل را بیرون پرتاب کرد. روزهای سختی بود.

*شهید تندگویان را دیدید یا فقط صدای ایشان را می شنیدید؟

نه؛ هیچ وقت هیچ کسی را آنجا ندیدیم و فقط صدا بود، مورس بود که به دیوار می زدیم و با مورس اسامی و اطلاعات را می‌گرفتیم.

*در کدام زندان با حاج آقا ابوترابی مواجه شدید؟

در اردوگاه موصل که رفتیم، بعدش اعتصاب غذا کردیم و تقریباً 21 روز در حالت اغما بودیم که ما را به بیمارستان الرشید بردند و 3-2 ماه در بیمارستان الرشید بستری بودیم. خونریزی معده و روده…

*چند روز اعتصاب غذا کردید؟

21 روز. بعد از بیمارستان الرشید صلیب سرخ ما را آنجا دید و شماره اسارت 3354 را داد.

*حاج آقای ابوترابی شما را دیدند چه گفتند؟

بعد به اردوگاه موصل رفتیم. نگرانی بچه ها را به ما انتقال دادند که بچه ها نگران شما هستند که شما کجا بودید و وضعیتتان به چه صورت بود. بعد برای ایشان توضیح دادیم و خیال ایشان راحت شد که کجا بودیم و چه اتفاقاتی افتاده تا اینجا رسیدیم.

*چه سالی آزاد شدید؟

ما در بهمن 1362 آزاد شدیم.

*چطور به شما اعلام کردند؟

به ما اعلام نکردند. آن زمان در فضای اردوگاه شایعه شده بود که تعداد اسرا دارد زیاد می شود اینها جا برای نگهداری اسرا ندارند و اسرای مهر 59 را که اولین گروه ها بوده، به اسرائیل و کشورهای دیگر انتقال می دهند. تا زمانی که در فرودگاه آنکارا نیروهای هلال احمر را ندیدیم و هواپیمای ایران‌ایر را ندیدیم، باور نمی‌کردیم. حتی به نیروهای هلال احمر که روپوش سورمه ای به تن داشتند و وقتی سمت ما آمدند خیلی آرام و بدون اینکه کسی بفهمد گفتم شما هم اسیر هستید؟ بعد گفتند ما آمده ایم اسرا را ببریم. گفتم کدام اسرا را می خواهید ببرید؟ گفتم شما را! گفتم کجا می خواهید ببرید؟ گفت به ایران می خواهیم ببریم؟ گفتم چرا؟ نمی فهمیدم چرا اینها می خواهند ما را به ایران ببرند. گفتند این هواپیمای ایران ایر است و نگاه کردم دیدم درست است و اینها آمده اند ما را به ایران ببرند. آنقدر ناباورانه بود، همانطور که وقتی اسیر شدم خیلی غافلگیر شدم، وقتی آزاد شدم بسیار غافلگیر شدم.

*و مستقیم پیش مادر رفتید؟

نه. مستقیم به بیمارستان سرخه حصار قرنطینه شدیم. به مادرم نگفته بودند چون گفته بودند شاید واقعیت نداشته باشد و یک شوک دیگری به ایشان وارد شود. آن زمان پدر و مادرم اصفهان زندگی می کردند. برادرم که تهران بود با بقیه اخوی های دیگر که در شهرستان و جاهای دیگر بودند، به بیمارستان سرخه حصار آمدند و مرخص که شدم، خدمت مادرم رفتم.

*فهمیدید که برادر شما شهید شده است.

نخیر. آنجا به دیدن من آمد و همدیگر را دیدیم و در کربلای 5 سال 65 شهید شدند.

*بعد هم مدتی مسئول درمانگاه محرومین مرزی شدید؟

بله.

*در اواخر جنگ بود.

درست است. وقتی آزاد شدم به اهواز و آبادان برگشتم و بعد از این که درس می خواندم باید به تهران می آمدم، به تهران که آمدم مسئولیت درمانگاه برون مرزی برای هواپیماها که در شهرهای مرزی بمباران می‌کردند، یا موشک می‌زدند و مجروحین را می‌آوردند در خیابان فرصت را برعهده گرفتم. آنجا مجروحین برون مرزی را نگهداری می کردیم تا بهبود پیدا کنند. تا زمانی که جنگ تمام شد هنوز آن درمانگاه بود.

*مدتی به لندن برای تحصیل رفتید.

بعد از این که جنگ تمام شد مدتی مسئول بخش زنان و زایمان بیمارستان نجمیه بودم که در آن ایام همسرم شرکت نفت بود و برای ماموریت به انگلیس رفت. وقتی ایشان رفت، من ابتدا نرفتم یعنی 6 ماهی ایشان رفته بود و من گفتم شما می روید و برمی گردید و به ما سر می زنید که من ایران با بچه ها باشم. ولی بعد دیدم تنهایی نمی شود، با 3 دختربچه کوچک سخت بود، کار هم می کردم و دیدم سخت است، به ایشان گفتم من هم می آیم. بعد از 6 ماه من هم به آنجا رفتم. فعالیت اجتماعی داشتم، برای من سخت بود که آنجا خانه‌نشینی کنم. آنجا بورس گرفتم که ادامه تحصیل دهم، کارنامه ارزی یکی دو سال گذشت و برای من نمی آمد و می گفتند بورس شما لغو شده و بورسیه دانشگاه بقیة‌الله لغو شده است. چند بار آمدم و رفتم و دیدم فایده ای ندارد، بورس خارجم را به بورس داخل تبدیل کردم. داخل آمدم و آزمون دکترا دادم و آزمون را قبول شدم که رشته باروری در دانشگاه شهید بهشتی ادامه دادم.

*گفتید تا الان چند نوزاد به دنیا آوردید؟

دو هزار و 370 نوزاد به دنیا آوردم.

*هنوز هم فعالیت دارید؟

برخی مواقع افرادی باشند که آشنا باشند و من خود آنها را بدنیا آوردم و الان ازدواج کردند و باردار هستند و اصرار دارند من باشم، ناگزیر باشم قبول می کنم.

*خیلی لذت دارد؟

خیلی! تجربه هیچ رخداد و حادثه‌ای زیباتر از تولد نیست. آن لحظه ای که بچه را بغل می کنم احساس می کنم هنوز مادر او را لمس نکرده و ندیده است و دست های من رابط بین خالق و مخلوق است. این هدیه را خداوند داده که با دست های من به دست مادرش داده شود.

*خدمت آقا هم رفتید.

بله. توفیق داشتم.

*کتاب را خوانده بودند.

بله. کتاب را زحمت کشیدند و خواندند.

*چه فرمودند؟

آن روز، روز خوبی بود وقتی خدمت حضرت آقا رسیدیم، خوشحال بودم که کتاب را خوانده اند هر چند تلاش داشتم کتاب را برسانم ولی نتوانسته بودم و به صورت اتفاقی کتاب به دست ایشان رسیده بود و در زمان کوتاهی کتاب را خوانده بودند و برای من جالب است برخی از مسئولین و برخی از مدیران می گویند سر ما شلوغ است و نمی توانیم کتاب بخوانیم، حضرت آقا آنقدر کتاب را دقیق مطالعه کرده بودند که از من سوالات جزئی می‌پرسند. من همراه اخوی و مادرم و همسرم بودم. عبارتی را فرمودند که کتاب از سر صدق و صفا نوشته شده است. آنقدر صادقانه است که هر جا خندیده گفته است خندیدم و هر جا گریه کرده، گفته است گریه کردم. هر جا ترسیده گفته ترسیده ام.

ولی به حدی کتاب را دقیق خوانده بودند که به همسرم فرمودند شما صاحب نامه‌های بی‌نشان هستید؟ همسرم گفتند بله. گفتند البته اسناد بعد از 30 سال اگر لو برود اشکالی ندارد، حاج خانم شما را لو داد. (می‌خندد). دوباره با اخوی من شوخی کردند و برخی مسائل را به جزئیات از ایشان سوال کردند. من به همسرم عنوان کردم چقدر کتاب را دقیق خوانده اند، یعنی فکر می کردم سریع‌خوانی می کنند فرصت نمی کنند آنقدر ظرایف و جزئیات کتاب را استخراج کنند ولی آنقدر دقیق خوانده بودند که سوالات ایشان کاملاً مشخص بود که هم طالب هستند بیشتر از آنچه در کتاب نوشته شده بدانند و هم دقت کافی داشته باشند.

*حاج قاسم هم کتاب را خوانده بودند.

بله. حاج قاسم را کتاب را در ایامی که در جبهه های سنجار و ارتفاعات نینوا بودند، خوانده بودند و یادداشت هایی که برای کتاب گذاشته بودند خیلی دلنشین بود به خصوص که نوشته بود در همه چهار قفسی که رفته بودید، رفتم و برای شما یادداشت هایی نوشتم. یعنی آن حس من را که در زندان بغداد و در تنومه، موصل و هرجایی که رفته بودم، همان عبارات را نوشته بود و نوشته بود همانطور که برادرانتان از شما مراقبت می کردند، من مراقبت می کردم که کسی عکس روی جلد شما را نبیند. خب این برای من خیلی ارزشمند بود.

*حضوری هم ایشان را دیدید؟

بله. به منزل تشریف آوردند. هم در رابطه با کتاب پرسیدند و هم من در رابطه با شرایط داعش و اینها پرسیدم. با وجود این که داعش آن زمان در قدرت بود و اتفاقات عجیبی می‌افتاد که واقعاً با عواطف و احساسات انسان ها مغایر بود و در فضای مجازی گسترش پیدا می کرد، من از ایشان پرسیدم که داعش را نمی شود از بین برد؟ نمی توان با این داعش جنگید که نابود شود؟ بعد به من گفت خانم دکتر سه ماه دیگر تحمل کنید خبری از داعش نخواهد بود.

*برای شما آرزوی توفیق داریم. ما به شما افتخار می کنیم و مدیون زحمات شما هستیم. من خداحافظی می‌کنم و به رسم دستخط آخر برنامه را به دستخط سرکار خانم معصومه آباد می‌سپارم که برای ما بنویسند و به یادگار داشته باشیم.

«به نام خدای هستی‌بخش.

امروز توفیق داشتم در برنامه دستخط در قاب سیمای تلویزیون با شهروندان و هموطنان عزیز گفتگو داشته باشم و مثل همیشه تنها صداست که می‌ماند.

از همه جا و همه چیز گفتم، از روزهای جوانی و خاطرات تلخ، اما درس‌آموز! از زندان های بغداد، از طراوت و خیسی نوزادانی که دست های من واسطه خالق و مخلوق می‌شدند و به دامن مادران هدیه می‌دادم، از دغدغه های مدیریت شهری در بافت فرسوده و هوای آلوده شهر و شهر هوشمند و کرسی هایی که می تواند در اختیار نگاه مادرانه زنان قرار بگیرد تا خشونت شهر گرفته شود و به سمت آرامش و عشق و دوستی هدایت گردد.

در پایان از کتاب “من زنده ام” و دیدار تاریخی و به یادماندنی که خدمت مقام معظم رهبری و شهید والامقام حاج قاسم سلیمانی رسیدیم و همه این کلمات جاودانه خواهد ماند.

اما فراموش کردم بگویم کاش خسران ها کاهش یابد و ما به جمع شهدا اضافه گردیم و خدمتگزار مردم بودن بهانه ای است برای انتخاب شدن در جرگه عدالتخواهان و حق‌طلبان».

منبع:ایسنا

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بین الملل

تاکید وزیران خارجه ایران و چین بر پیشبرد روابط بر اساس موافقتنامه همکاری‌های ۲۵ ساله

منتشر شده

در

توسط

تاکید وزیران خارجه ایران و چین بر پیشبرد روابط  بر اساس موافقتنامه همکاری‌های ۲۵ ساله

وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در آستانه برگزاری بیست و یکمین اجلاس سران شانگهای در تاجیکستان امروز با «وانگ ایی»، وزیر امور خارجه چین دیدار و گفتگو کرد.

  حسین امیر عبداللهیان در این دیدار ضمن تاکید بر آسیا محور بودن سیاست خارجی دولت سیزدهم، بر عزم جمهوری اسلامی ایران بر پیشبرد روابط با چین بر اساس موافقتنامه همکاری های ۲۵ ساله بعنوان نقشه راه دوکشور تاکید کرد.

امیرعبداللهیان با اشاره به موضوعات چندجانبه همکاری جمهوری اسلامی ایران با چین، ضمن قدردانی از مواضع حمایت کننده دولت چین از رویکرد کشورمان، آمریکا را متهم اصلی تضعیف برجام و همکاری های هسته ای کشورمان دانست.

وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با اشاره به مواضع غیرسازنده آمریکا در قبال موضوع هسته ای کشورمان تاکید کرد: کاخ سفید باید یادبگیرد در مقابل ملت ایران، از لحن تهدیدآمیز استفاده نکند.

امیر عبداللهیان “خروج مفتضحانه امریکا از افغانستان بدنبال اشغال چندین ساله این کشور” را نمونه ای دیگر از یکجانبه گرایی غیرسازنده امریکا دانست که اثرات نامطلوب آن متوجه همسایگان افغانستان گردیده است.

وزیر امور خارجه کشورمان ایجاد دولت فراگیر در افغانستان با مشارکت همه اقوام را تنها شکل مطلوب آینده سیاسی این کشور اعلام کرد.

امیرعبداللهیان در پایان با اشاره به همکاری های ارزشمند دو کشور در مبارزه با کرونا، از همکاری های گسترده دولت چین با کشورمان در ارسال محموله های واکسن که در پی گفتگوهای روسای جمهور دو کشور صورت پذیرفت، قدردانی کرد.

وزیر امور خارجه چین نیز در این دیدار  بر همکاری های دو کشور در موضوعات بین المللی و از جمله حمایت چین از عضویت دایم ایران در شانگهای تاکید کرد.

وی اجرای موافقتنامه همکاری های ۲۵ ساله دو کشور را بعنوان نقشه راه مهم روابط دوکشور دانسته و بر عزم چین در توسعه همه جانبه روابط با جمهوری اسلامی ایران تاکید نمود.

وزیر امور خارجه چین استمرار رایزنی دو کشور در خصوص آینده سیاسی افغانستان را خواستار شد.

منبع: ايسنا

ادامه مطلب

سیاسی

اقتصاد دولتی منجر به فساد و ناکارآمدی می‌شود

منتشر شده

در

توسط

اقتصاد دولتی منجر به فساد و ناکارآمدی می‌شود

رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به اهمیت مطالبه‌گری از سوی جوانان گفت: اگر یک برنامه پنجساله با این باورها طراحی کنیم، به ثبات و آرامش اقتصادی می‌رسیم و این ظرفیت در کشور ما وجود دارد.

 به نقل از خانه ملت، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی عصر امروز(پنجشنبه، ۲۵ شهریورماه) در مراسم یادواره شهدای بخش سرخ‌رود شهرستان محمودآباد استان مازندران حضور یافت.

قالیباف گفت: خداوند را شاکرم که در مراسم یاد و ذکر و پاسداری از فرهنگ شهدا حضور دارم؛ بدون شک هر کدام از ما با هر سلیقه و گرایشی، می دانیم امنیت و فرصت های مادی و معنوی را مدیون شهدا و امام راحل هستیم. اگر انصاف داشته باشیم، تحت هیچ شرایطی آن را فراموش نمی کنیم.

رئیس مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: اگر هر جامعه ای، مجموعه ای، کشوری و ملتی همیشه به گذشته خود نگاه کند و تجربه کشورش را چراغ راه آینده قرار دهد، موفق خواهد شد.

وی ادامه داد: در آستانه هفته دفاع مقدس هستیم و شاید خیلی از حاضران در یادواره، آن دوران را به یاد نیاورند؛ امروز قطعاً مشکلات جدی در کشور وجود دارد، ولی در سال های اول پیروزی انقلاب و دفاع مقدس، شرایط به مراتب سخت تر از امروز بود، اما آن دوران را با افتخار و قدرت پشت سر گذاشتیم.

قالیباف بیان کرد: البته آن روزهایی که قطعنامه پذیرفته شد، شاید برخی از رزمندگان دلشان شکست و آنهایی که اعتقاد به دفاع مقدس و انقلاب اسلامی نداشتند، زخم زبان هایی را می زدند و حرف هایی را می گفتند؛ به عنوان مثال عنوان می کردند ای کاش بعد از عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر، جنگ را ادامه نمی دادید که این حرف ها از جهت نظامی غلط و غیرکارشناسی بود؛ همچنین بخش قابل توجهی از کشور نیز تحت اشغال قرار داشت.

رئیس مجلس شورای اسلامی ادامه داد: آنهایی یک حرف را می خواستند بگویند؛ که شما بعد از چند سال جنگیدن وعده دادید حزب بعث را از بالا به پایین می کشید و وعده کربلا، پیروزی و آزادی همه سرزمین ها را دادید، اما این موارد را به دست نیاوردید، اما با کمی صبر مشاهده شد که همه وعده های الهی تحقق یافته است، شهدای ما نبودند که این افتخار، عزت و موفقیت را ببینند، ولی آنهایی که زخم زبان می زدند، دیدند.

وی تصریح کرد: در ماه های اول دفاع مقدس یک اسلحه سبک مانند کلاشینکف وجود نداشت و ژ-۳ پیدا نمی شد، بسیجی ها از اول جنگ با ام -۱ و برنو به جبهه می رفتند. گاهی تفنگ پیدا می شد ولی فشنگ نبود و تجهیزات و امکانات وجود نداشت.

قالیباف افزود: خمپاره های ۶۰ ، ۸۰، ۸۱ و ۱۲۰ حتی به میزان ممکن برای عملیات پیدا نمی شد و توان تولید و ساخت هم نداشتیم. حتی وقتی تجهیزات و امکانات را از دشمن به غنیمت می گرفتیم، امکانات تعمیر و نگهداری آنها را نداشتیم.

رئیس قوه مقننه کشورمان با اشاره مطلب بالا تصریح کرد: برخی افراد در تفکراتشان اعتقادی به فرهنگ امام و شهدا نداشتند، به عنوان مثال بنی صدر در مسند قدرت بود و این مهم مشکلات مدیریتی و رفتاری در جنگ برای رزمندگان به بار می آورد.

وی افزود: در طول جنگ تحریم بودیم و حتی سیم خاردار ساده هم با ما نمی فروختند، ولی از زمانی که سایه تفکر بنی صدری منطبق بر مکاتب انسان ساخت از جبهه ها برچیده شد و باورها و سنت های الهی بر جبهه ها حاکم شد و حضرت امام (ره) فرماندهی جنگ را برعهده گرفتند و به میدان آمدند، فرصت برای امت و به خصوص جوانان ایجاد شد، بر این اساس تنها ۴۵ روز بعد، عملیات حصر آبادان آغاز شد و اولین شکست دشمن رقم خورد و ۱۸ ماه بعد خرمشهر آزاد شد و بر این اساس پیروزی ها ادامه یافت.

قالیباف بیان کرد: مردمی که با دستگاه  صنعتی درو پنجره می ساختند سال بعد قبضه خمپاره ساخته و گلوله خمپاره را تراش می دادند؛ همچنین اساتید و دانشجویان ساخت تجهیزات را آغاز کردند. در سال ۶۳ اولین موشک که برای پرتاب ۳۰ الی ۴۰ کیلومتری طراحی شده بود، در جفیر با حضور شهید تهرانی مقدم پرتاب شد، اما چندصد متر آنطرف تر به زمین خورد، ولی این مردم وقتی فرصت یافتند و تفکر منطبق با سنت الهی ادامه یافت، پایه تحول را گذاشتند، لذا در مدیریت و پیروزی و تکنیک و تاکتیک جنگ به جایی رسیدیم که امروز همه این پایه ها برای ۸ سال دفاع مقدس است.

رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: بدون شک امروز در بُعد صنعت، تکنولوژی زمینی، هوایی و هوافضا جزو ۵ قدرت اول دنیا هستیم که این مهم به برکت مردم و جوانان در همه عرصه ها حاصل شده است و نشان می دهد اگر ملتی با اراده و مبتنی بر سنت های الهی و با رهبری معتقد بر همین باورها و اندیشه ناب اسلامی کنار هم بایستند، خداوند وعده داده که پیروزی آنها تضمین شده است.

وی اظهار داشت: سنت های الهی لایتغیر هستند و تحلیل و تعدیل نمی شوند، تمام سیستم های بروکراسی برای دوران دفاع مقدس از جلوی راه همه برداشته شد، لذا در زمانی که بنده و امثال من می خواستیم به جنگ برویم، نه سپاهی بودیم و نه نظامی، ولی چون رفتن به جبهه واجب کفایی بود، همه رفتیم.

قالیباف افزود: آموزش های لازم را در میدان جنگ دیدیم، اگر تربیت یک افسر توپخانه به صورت طبیعی و در دانشگاه، ۴ سال زمان می برد، این امر در میدان جنگ به ۴ هفته کاهش می یافت و همه علمی که در ۴ سال به دست می آورند را رزمندگان در مدت کوتاه  و حتی با مهارتی بالاتر کسب می کردند.

رئیس قوه مقننه کشور تصریح کرد: ما گاهی اوقات علم و آموزش را می بینیم، اما مهارت نداریم. در واقع ما نیاز به آموزش ذهنی و عملی داریم؛ البته نگویید آنها که به جبهه رفتند آموزش ندیدند، بلکه آموزش دیدند اما زمان آن را فشرده کردند، زیرا انگیزه داشته و جانشان جلوتر از جسمشان حرکت می کرد. در واقع فرهنگ شهادت را باور داشتند و بروکراسی اداری مانع حضور آنها نشد.

وی بیان کرد: همچنین به آنها گفته نشد اول بروید ۴ سال آموزش ببینید یا اینکه سن شما کم بوده و تجربه ندارید؛ از این رو موفقیت ها نتیجه چنین تفکری بود.

قالیباف گفت: در شرایط کنونی در حوزه دفاعی با صنایع پیشرفته دنیا رقابت می کنیم، اما در بخش کارهای عادی گاهی در ابتدایی ترین موضوعات می مانیم؛ مدیریت به معنای نداشته ها نیست، بلکه اینجا ضعف مدیریت و باورها خود را نشان می دهد.

قالیباف با بیان اینکه دفاع مقدس نشان داد باید به مردم خود تکیه کنیم، اظهار داشت: اگر امروز قدرت نظامی داریم به آن افتخار می کنیم و می بالیم ولی هرگز به آن تکیه نمی کنیم. تکیه و حمایت ما اول خداست و بعد از خدا قلب یکایک مردم عزیز کشورمان بوده و دل و قلب آنها تکیه گاه نظام اسلامی است. این نظام یک نظام مردمی بوده و این را با گوشت، پوست و استخوان خود درک کرده ایم.

رئیس مجلس شورای اسلامی در ادامه با اشاره به موضوع اداره کشور، تصریح کرد: خیلی از ما  قبل از پیدایش داعش و مدافعان حرم این اعتقاد را داشتیم که جوانان در همان اوایل انقلاب بود که زمان جنگ در عرصه حاضر شدند و تصور می شد اگر الان جنگ شود کسی به میدان نمی آید و همه به دنبال مادیات هستند اما دیدیم که وقتی خطر پیدا شد، جوانان دهه شصتی و هفتادی هم به میدان جنگ آمدند. آنها هم به همه دنیا و مادیات پشت پا زدند و به ضعف ها و مشکلات کشور توجه نکرده و از انقلاب و حفظ ناموس خود و از عزت اسلام و افتخار کشور خود قهر نکردند.

وی افزود: نمونه آن عزیز جانبازی از جانبازان خانطومان بود. یک ماه قبل که به سوریه و بازدید از خانطومان رفتم، دیدم جوانان با چه مظلومیتی جنگیدند، محاصره و شهید شدند و در نهایت یک خطر را از امنیت کشور دور کردند.

قالیباف ادامه داد: جوانان امروز نشان دادند برای  نظام و انقلاب باز هم جان می دهند و ما با همه وجود درک می کنیم، آنهایی تا آخر پای نظام، امام و کشور هستند که طعم فقر را چشیده باشند. اگر ما مسئولان غیرت داشته باشیم، می فهمیم که اولویت اول ما و ولی نعمتان ما مستضعفان و محرومان جامعه هستند که در هر شرایطی پای نظام و کشور هستند.

قالیباف اضافه کرد: نتیجه این باور و اندیشه و مجاهدت این است که نظام مقدس جمهوری اسلامی با این همه توطئه در کودتا، ترور، جنگ تحمیلی و حوادث اخیر منطقه، پرقدرت در حوزه استقلال و بقای خود ایستاده و قدرت های جهانی را به چالش کشیده و این توان نظام جمهوری اسلامی است.

رئیس نهاد قانونگذاری کشورمان ادامه داد: امروز در وهله اول به خودم و دیگران که آن روزها بودیم و دیدیم، باید بگویم و اقرار کنیم که در حوزه اداره کشور، مسائل اداره عمومی کشور و در نظام بروکراسی که امروز حاکم است، بنده نیز به عنوان یکی از مدیران کشور، اداره بدی داشته ایم و این کارنامه قابل قبول نبوده و زیبنده این مردم نیست.

وی تأکید کرد: بارها این را با صراحت گفته ام که امروز مشکلات ما از نداشتن و کمبود مادی نیست، بلکه اشکال اساسی امروز ما، نداشتن مدیرانی شجاع، امین و تصمیم گیر و با درایت بوده و ضعف مدیریتی و ضعف ناکارآمدی اشباع شده داریم. ناکارآمدی اشباع شده به این معنی است که اگر برخی مسئولان سر کار خود نباشند و یا  تصمیمی نگیرتد، کشور بهتر اداره می شود تا اینکه تصمیم گیری کنند.

قالیباف همچنین تصریح کرد: ضعف دیگر این است که باورهای ناب سنت الهی و فرهنگ جهاد و شهادت و اندیشه ای که با آن انقلاب کردیم و تا به امروز بنای اصلی بقای نظام اسلامی بر آن بوده است، در حوزه اداره کشور و بروکراسی کشور وجود ندارد.

رئیس مجلس یازدهم یادآور شد: امروز صبح در بهشهر هم خدمت مردم عرض کردم، که ممکن است هر کدام از ما نمایندگان دوره یازدهم مجلس شورای اسلامی بر اساس قانون اساسی، از یک شهر انتخاب شده و به مجلس آمده باشیم اما بعد از تصویب اعتبارنامه ها، دیگر نماینده مردم ایران هستیم و نه نماینده مردم حوزه انتخابیه خود، لذا امروز از این منظر با شما سخن می گویم.

وی تأکید کرد: ما متعهدیم که در مجلس یازدهم حلقوم و نماینده یکایک مردم ایران باشیم و از طرف آنها فریاد بزنیم و بر نظام بروکراسی ناکارآمدی که وجود دارد، نظارت کرده و از مردم حمایت کنیم و آن را کارآمد کنیم. بعد از یک سال و برگزاری انتخابات اخیر، هر سه قوه هماهنگ هستیم؛ هماهنگی میان قوا و همفکر بودن لازم است اما کافی نیست. هماهنگی که منجر به هم افزایی نشده و هم افزایی که اثر خود را در حل مشکلات مردم نگذارد، هیچ خاصیتی نداشته و کافی نیست.

قالیباف ادامه داد: امروز باید مردم ببینند که هر فصلی که گذشت، اتفاق جدیدی افتاده و حرکتی ببینند تا امید ایجاد شود از این رو بر اساس اولین تصمیم خود در مجلس مصمم هستیم در راستای اصلاح نظام ساختاری و کشوری، قانونگذاری را انجام دهیم که موانع را از سر راه مردم در عرصه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی برداریم. تا زمانی که اقتصاد دولتی باشد، فساد و ناکارآمدی وجود دارد و تفاوتی نمی کند چه دولتی و چه مجلس سر کار باشد.

رئیس قوه مقننه تصویب کلیات طرح تسهیل صدور مجوز برای کسب و کار را تصمیم مهمی دانست که روز گذشته در مجلس اتخاذ شد و افزود: اشتغال یکی از مسائل جدی امروز است و با وجود همه تحریم های خارجی، خودتحریمی ها در داخل بیشتر از تحریم های خارجی است. امروز اگر یک جوان کارآفرین حتی سرمایه داشته باشد، برای آغاز کار و گرفتن مجوز ساخت و بهره برداری باید ماه ها و سال ها بدود و هزینه کند و در نهایت مشخص نیست نتیجه بگیرد.

وی در ادامه با انتقاد از اینکه سیستم اداری که باید ایجاد شغل را تسهیل کند، مرتب مانع سر راه افراد می گذارد، عنوان کرد: طرحی که کلیات آن دیروز با ۲۰۳ رأی موافق از ۲۴۳ نفر نماینده حاضر در جلسه علنی مجلس رأی آورد و جزئیات آن نیز طی چند هفته آتی به تصویب رسیده و به شورای نگهبان می رود و تبدیل به قانون می شود به این معنا است که جوانان و تولیدکنندگان دیگر نباید دنبال امور اداری بدوند بلکه مسئولان باید به دنبال متقاضیان کسب و کارها باشند.

قالیباف در ادامه با بیان اینکه بر اساس این طرح، درگاهی در فضای مجازی طراحی می شود که متقاضیان داده های خود را برای شغلی که می خواهند ارائه می کنند، اظهار داشت: آنها نیاز به مراجعه به هیچ اداره ای هم ندارند؛ البته بخشی از شغل ها نیاز به بررسی در ادارات دارد که زمان آن نیز محدود بوده و بعد از آن مهم نیست موافقت چه زمانی اعلام شود، چه نظر بدهند چه نظر ندهند و  آن فرد می تواند به صورت قطعی آن کار را شروع کند.

رئیس نهاد قانونگذاری کشورمان در ادامه با بیان اینکه بر این اساس مردم دنبال مسئولان نمی دوند بلکه مسئولان باید دنبال مردم بدوند، گفت: بر این اساس است که فرصت در اختیار مردم برای رونق اقتصاد قرار می گیرد. در کشوری هستیم که قریب به ۳۰ درصد جوانان بین ۱۵ تا ۳۰ سال آن بیکار بوده اما تحصیل کرده و خلاق هستند و بروکراسی اداری مانع فعالیت آنها می شود که باید برداشته شود، پس نیاز به این تصمیمات داریم.

وی در ادامه با اشاره به طرح دیگری که روز گذشته در مجلس بررسی شد، عنوان کرد: این طرح مربوط به مسکن و تولید مسکن و مبتنی بر توان و حضور مردم است و موضوع یک میلیون مسکن بر اساس روش هایی که دولت آن را بسازد نیست بلکه باید مردم و تک تک جوانان و کسانی که به دنبال خانه دار شدن هستند آن را بسازند. چگونه بسازند؟ این قانون دیروز به دولت ابلاغ شد و بیش از ۹ ماه در تدوین این قانون متمرکز شدیم.

وی ادامه داد: بین ۴۵ تا ۵۵ درصد هزینه احداث یک ساختمان به دلیل هزینه زمین است و بعد از آن هزینه ساخت و ساز شروع می شود که با روشی که در این قانون مشخص کردیم به خصوص برای جوانان و خانواده هایی که شرایط سخت دارند، امکان خانه دار شدن را با همکاری دولت فراهم کردیم.

قالیباف در ادامه با بیان اینکه در مجلس شورای اسلامی کارهای اساسی و جدی مردم را نمایندگی کرده و در کنار آن موضوعات محلی را نیز دنبال می کنیم، اظهار داشت: نمایندگان مجلس تعریض جاده منطقه را خواستند که انجام می دهیم اما مهم تر از آن ارزش پول ملی ماست تا هر روز قدرت خرید مردم را کاهش ندهد، از این رو نان شب از هرچه واجب تر است.

رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به موضوعات مهم استان مازندران عنوان کرد: در جلسه ای با حضور نمایندگان استان گیلان، مازندران و گلستان هم گفتم، در منطقه حاشیه دریای خزر موضوعات یکپارچه داریم که خواهش کردم به این موضوعات به صورت نقطه ای و شهرستانی پرداخته نشود. موضوع بهره برداری و استفاده از دریا باید به صورت سه استانی و با هم تصمیم گیری شود. هرچند که ممکن است شهرستانی و استانی باشد.

وی ادامه داد: موضوع زباله در این استان که سلامت منطقه را به خطر انداخته یک موضوع برای کل استان های شمالی است. من تهرانی را اداره می کردم که روزانه ۸ هزار تن زباله تولید می شد لذا تیم های تخصصی برای موضوعات یکپارچه استان های شمالی گذاشته ایم تا موضوع آب شرب، کشاورزی و صنعتی، زباله و دریا را پیگیری کنند.

قالیباف ادامه داد: همیشه به همکاران می گویم اگر باوری را که در دوران دفاع مقدس داشتیم در مدیریت امروز هم داشته باشیم و فرصت را برای مردم باز کرده و کارآفرینان اقتصادی و سرمایه گذاران را به بهانه های مختلف حذف نکرده و اطلاعات و رانت به کسی نفروشیم و فرصت ها را به افراد خاص ندهیم، در اقتصاد را به روی همه باز کرده ایم.

رئیس مجلس یازدهم در ادامه با تأکید بر اینکه در مجلس مصمم هستیم که ناترازی ها و نابرابری ها در استفاده از اموال و انفال عمومی را کنترل کنیم، اذعان داشت: امروز انفال عمومی در کشور که یک بخش آن یارانه هایی است که در بخش های مختلف از جمله حوزه انرژی و نهاده های دامی، گندم و غیره داده می شود، توزیع عادلانه ای ندارد. ناترازی در برخی از افراد با فرد دیگری از جامعه، فاصله ۲۳ برابری در مصرف دارد. به چه حقی؟ چرا ناعدالتی؟ رهبری فرمودند هر کار اقتصادی می کنید پیوست عدالت آن را نیز ببینید.

وی همچنین با بیان اینکه مجلس برای تحول در کشور در این زمینه و میدان دادن به کارآفرینان و حمایت از محرومان و کسانی که تولید ثروت و آبادانی در کشور می کنند، مصمم بوده و آن را وظیفه خود می داند، عنوان کرد: مطمئن هستم جوانان امروز مانند جوانان عزیزی که در عصر و نسل ما در میدان جنگ حضور پیدا کردند، می توانند اقتصاد کشور را مبتنی بر اقتصاد دانش بنیان و دیجیتال و متکی بر نوآوری و خلاقیت و بهره برداری درست پیش ببرند.

قالیباف در ادامه با بیان اینکه استان مازندران با این آب و خاک و شرایط، باز هم بیکاری را در خود دارد، عنوان کرد:از امکانات به درستی بهره برداری نشده و در برداشت، استفاده و در صادرات به درستی فعال نیستیم. جوانان کارآفرین اگر فرصت پیدا کنند نمی ایستند. جوانان باید حق خود را از ما مطالبه کرده و پیگیر آن باشند و ما نیز در خدمت آنها هستیم.

رئیس مجلس شورای اسلامی در پایان با بیان اینکه باور ما این است که اگر یک برنامه پنجساله با این باور طرح کنیم به ثبات و آرامش اقتصادی می رسیم، خاطرنشان کرد: ظرفیت لازم در کشور ما وجود دارد و باید اشکالات موجود برطرف شود. با همه وجود با همان فرهنگ دوران دفاع مقدس پای کار ایستاده ایم و با همه اندیشمندان و صاحب نظران این عرصه مشورت کرده و به جمع بندی می رسیم و در این مسیر حرکت می کنیم. از هیچگونه ناملایمتی و زخم زبان ها ناراحت نشده و به آنها که می گفتند باید کدخدا را دید و مشکلات را حل کرد می گوییم نه! باید خدا را دید و مشکلات را حل کرد لذا از خدا می خواهیم ما را مدیون شهدا و امام شهدا از دنیا نبرد.

منبع: ايسنا

ادامه مطلب

بین الملل

اولویت دولت من اقتصادی است/ به دنبال توسعه مناسبات اقتصادی هستم

منتشر شده

در

توسط

اولویت دولت من اقتصادی است/ به دنبال توسعه مناسبات اقتصادی هستم

رئیس جمهور با بیان اینکه سطح روابط اقتصادی ایران و بلاروس کافی و راضی کننده نیست، گفت: تکمیل هر چه سریع تر پروژه های مشترک دو کشور می تواند روند گسترش تعاملات اقتصادی دوجانبه را تسریع و تسهیل کند.

  سید ابراهیم رئیسی عصر امروز پنجشنبه در نخستین روز از سفر به تاجیکستان، در دیدار “الکساندر لوکاشنکو” رئیس جمهور بلاروس که با حضور وی درمحل اقامت رئیس جمهور کشورمان برگزار شد با تاکید بر این که اولویت دولت من اقتصادی است، افزود: به دنبال توسعه مناسبات اقتصادی در منطقه هستم و به وزرای اقتصادی و فنی دستور داده ام پیگیر اجرای توافقات مشترک باشند.

رئیسی خاطرنشان کرد: تهران و مینسک زمینه ها و ظرفیت های بسیار خوبی برای گسترش روابط دارند و روابط خوب و سازنده سیاسی دوجانبه می تواند به عملیاتی شدن هر چه بیشتر و سریع تر این ظرفیت ها کمک موثری کند. تامین متقابل کالاها و خدمات مورد نیاز ایران و بلاروس از یکدیگر یکی از زمینه های خوب تقویت مناسبات اقتصادی است.

رئیسی به اعتراف دولتمردان آمریکایی مبنی بر شکست سیاست فشار حداکثری ضد مردم ایران اشاره کرد و اظهار داشت: توسعه مناسبات منطقه ای یکی از راههای مقابله با تحریم است و کشورهایی مثل ایران و بلاروس زمینه و راه های غلبه بر تحریم ها را پیدا کرده اند.

الکساندر لوکاشنکو رئیس جمهور بلاروس نیز در این دیدار گفت: هیچ کشوری نتوانسته با تحریم کشورهای دیگر به موفقیت دست یابد و تحریم اساسا سیاست شکست خورده ای در جهان است.

لوکاشنکو با تاکید بر علاقمندی برای گسترش روابط و همکاری های اقتصادی با جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: سطح فعلی روابط اقتصادی دو کشور به هیچ وجه تناسبی با روابط دوستانه سیاسی ایران و بلاروس ندارد و باید با بهره گیری از ظرفیت های مناسب موجود مناسبات اقتصادی را هر چه بیشتر گسترش دهیم.

وی گفت: نیاز داریم کارگروه مشترکی تشکیل شود تا علاوه بر تسریع در تکمیل پروژه های مشترک نقشه راه عملیاتی ارتقای سطح روابط دو کشور را تدوین کند.

منبع: ايسنا

ادامه مطلب

برترین ها