با ما همراه باشید

فرهنگی و هنری

خبرنگار تا کجا اجازه افشاء دارد؟

منتشر شده

در

خبرنگار تا کجا اجازه افشاء دارد؟

در روزهای اخیر، افشاگری‌های یک خبرنگار در رابطه با استخدام‌های غیرقانونی در وزارت نفت، بار دیگر این پرسش را در ذهن برخی ایجاد کرده که آیا چنین افشاگری‌هایی اساسا جزو وظایف ذاتی یک خبرنگار محسوب می‌شود و در کل مرز میان پیگیری و طرح مطالبات مردمی و ورود به حریم خصوصی کجاست؟

 چندی پیش یک خبرنگار در صفحه توییتر خود اعلام کرد که به سبب افشاگری‌هایش در رابطه با استخدام‌های غیرقانونی در وزارت نفت، این وزارتخانه از او شکایت کرده است. موضوعی که به سرعت در رسانه‌ها منعکس شد و حمایت کتبی و شفاهی چند نماینده مجلس از این خبرنگار را نیز به دنبال داشت. در همین راستا نماینده اهواز در مجلس در توییتر خود نوشت: «نفس عمل شکایت از خبرنگاران آن هم کسانی که پیگیر مطالبه حقوق مردم و امر به‌ معروف هستند، ناپسندیده است. خبرنگاران چشم بینای مردم و مسئولان هستند و ما از این عزیزان حمایت می‌کنیم.»

و البته در ادامه مازیار هوشمند، رییس خانه مطبوعات با انتشار توییتی اعلام کرد وزارت نفت شکایت خود از خبرنگار خوزستانی و سایر شکایت‌ها از رسانه‌ها را پس گرفته است.

برای بررسی ابعاد این قضیه از دریچه علم روزنامه‌نگاری که سال‌هاست در مراکز علمی و آموزشی دنیا تدریس شده و کتاب‌ها و مقالات زیادی را به خود اختصاص داده است، با یکی از اساتید ارتباطات به گفت‌وگو نشستیم و از او خواستیم تا چهارچوب حرفه‌ای که برای یک خبرنگار جهت افشای حقایق و تخلفاتی که درون یک سازمان یا نهاد در جریان است و یا تخلفات فردی مسوولان و متولیان سازمان‌های مختلف کشور، ترسیم می‌شود را برایمان تبیین و تشریح کند.

امیدعلی مسعودی ـ استاد ارتباطات ـ  در ابتدا درباره حرفه خبرنگاری و مسوولیت این قشر از جامعه به ایسنا گفت: در دنیای امروز و از خیلی قبل‌تر از زمانی که در اروپا‍ انقلاب‌های رهایی بخش به ویژه انقلاب مشروطه انگلستان و بعد، انقلاب فرانسه اتفاق افتاد، بخش‌هایی از مطالبات مردم آزادی‌هایی بود که در سطح جامعه ایجاد شد. رسانه‌ها رکن چهارم آزادی هستند. ما قوه قضائیه، مقننه و مجریه را داریم معمولا رکن چهارمی هم هست که کارهایی که این سه قوه انجام می‌دهند را گزارش می‌کند یا درخواست‌های مردم را به آن‌ها منتقل می‌کنند. مطبوعات و خبرنگاران، همیشه پل ارتباطی میان مردم و مسوولان هستند؛ از طرفی نظرات مردم را به سمع و نظر مسوولان رسانده و از طرفی اقداماتی که مسوولان می‌خواهند انجام دهند را به گوش مردم می‌رسانند.

این استاد دانشگاه با طرح این پرسش که «حال اگر اقدامات مسوولان ما اشکال داشته باشد آیا رکن چهارم می‌تواند این مشکلات را مطرح کند؟» ادامه داد: قانون اساسی کشور ما گفته است مطبوعات در بیان مطالب آزاد هستند مگر اینکه مخالف حکم شرع و قانون باشد. وقتی که مشکلی در جامعه ایجاد می‌شود و این مشکل تکرار می‌شود، به طور طبیعی خبرنگار این حق را دارد که جلوی این تکرار را بگیرد؛ البته به صورتی که مستنداتش قوی و قابل استناد باشد.

خبرنگار تا کجا اجازه افشاء دارد؟

 

او یکی از مرزبندی‌هایی که برای خبرنگاران در افشای اخبار و اطلاعات وجود دارد را امنیت ملی و نظامی عنوان کرد و گفت: گاهی مواقع بعضی اطلاعات و اخبار به امنیت جامعه مربوط می‌شود؛ هم امنیت فکری هم امنیت نظامی. به جز این، مانع دیگری نداریم و اگر جایی تشخیص دادیم کسی خلاف کرده و اگر این خلاف ادامه پیدا کند و باعث ضرر و زیان به جامعه شود، اینجا دیگر وظیفه خبرنگار است که جلوی ضرر و زیان به جامعه را بگیرد. از طرفی هم باید مطمئن باشد، خبری نیست که اگر منتشر شود خدایی نکرده خطر امنیتی یا اخلاقی داشته باشد. بنابراین با حفظ محدودیت‌های قانونی، نقد و بررسی یا ارائه گزارش درباره اشکالاتی که در سه قوه دیگر هست، توسط خبرنگار، هیچ اشکالی ندارد. حضرت امام خمینی(ره) هم می‌گفتند اگر اشکالی هست به من بگویید؛ مقام معظم رهبری هم همیشه از نقد و انتقاد سازنده دفاع کرده‌اند. هر مطلبی که به آگاهی جامعه و اصلاح امور کمک کند، به نظر من عقلانی است که منتشر شود تا فرد خطاکار خودش را اصلاح کند و اگر مستحق مجازات باشد، مجازات شود. اما در بحث سیاسی و نظامی، باید محدوده‌های حفظ امنیت ملی را حتما مد نظر قرار دهیم.

مسعودی درباره حریم خصوصی و ضرورت رعایت این حریم توسط خبرنگاران توضیح داد: ما حق نداریم وارد حریم خصوصی اشخاص شویم. ولی وقتی شخصی از حریم خصوصی خودش به حریم دیگری تجاوز می‌کند، بحث فرق می‌کند. مثلا در یک اداره درست است که رییس هست، حراست هم هست، ولی میز و کشوی یک کارمند حریم خصوصی‌اش است و کسی به جز با حکم قانون حق ندارد آن را تفتیش کند. عکس‌های خصوصی که افراد در جایی منتشر نکرده و یا به صورت خصوصی منتشر کرده‌اند، بحث ازدواج و فرزند همه مصادیق حریم خصوصی است. اما اگر فرزندان یک شخص کار خلاف قانونی در سطح جامعه انجام دهند، آن دیگر حریم خصوصی نیست.

او نکته‌ای دیگری را هم به خبرنگاران گوشزد کرد و افزود: مسئله دیگری که خیلی مهم است این است که ما باید تفاوت میان متهم و مجرم را بشناسیم. متاسفانه بعضی از مطبوعات این فاصله را خیلی کم کرده‌اند. متهمِ پرونده ای که هنوز به آن رسیدگی نشده را نمی‌توانیم مجرم بنامیم.

مسعودی در ادامه با اشاره به افشاگری خبرنگار خوزستانی و اینکه خبرنگاران تا چه اندازه مجاز به افشاگری هایی از این دست هستند، توضیح داد: گاهی مسوولی خطایی می‌کند و آن خطا، خطای راهبردی و خلاف فرهنگ اسلامی و عرف جاری است. در مورد افشاگری خبرنگار خوزستانی، در شرایطی که مردم در تنگنا هستند و بسیاری از جوانان ما داوطلب هستند تا شغلی پیدا بکنند، ما می بینیم که به راحتی و بدون رعایت ضوابط و معیارها افرادی استخدام می‌شوند؛ در اینجا حق الناس از بین رفته است. البته خبرهایی که خبرنگار می‌دهد باید مستند باشد و درج اخبار کذب خودش خلاف قانون است. هر جایی خبرنگار اسناد و مدارکی از تخلفاتی را می بیند مجاز به افشاگری است اما محدودیت دیگری هم وجود دارد و آن محدودیت اخلاقی و محدودیت امنیتی است. گاهی نیز خلافی صورت می گیرد اما قبل از رفتن به دادگاه خبرنگار نباید آبروی شخص را ببرد و باید از طریق مراجع قضایی اقدام کند.

خبرنگار تا کجا اجازه افشاء دارد؟

 

این استاد ارتباطات درباره شکایت احتمالی سازمان ها از خبرنگاران افشاگر، عنوان کرد: اشکالی ندارد می‌توانند شکایت کنند. وقتی دادگاه تشکیل می‌شود دادگاه هیئت منصفه دارد و مثل دادگاه‌های معمولی نیست. هیئت منصفه مدارک و مستندات خبرنگار را می‌بینند. باید به دو سوال جواب بدهند یکی اینکه آیا خبرنگار مجرم است؟ که اگر مستندات کامل باشد مجرم شناخته نمی‌شود؛ دوم اینکه اگر مجرم است آیا مستحق تخفیف است؟ اگر ببینند دفعه اولش است و مستنداتش کافی نبوده مستحق کاهش جرائم هم می‌شود و در نهایت جرائم سبکی برایش در نظر گرفته می‌شود.

او دلیل بروز چنین اتفاقاتی را ارتباط ضعیف روابط عمومی‌ها با خبرنگاران دانست و در این زمینه توضیح داد: خبرنگاران به جامعه آگاهی می‌دهند. ما نباید حرمت خبرنگار را بشکنیم. این مسایل باید میان روابط عمومی و رسانه ها حل شود. متاسفانه رابطه روابط عمومی ها با خبرنگاران ضعیف است و هر دو طرف به یکدیگر اعتماد ندارند. اگر این فضا را درست کنیم به طوری که روابط عمومی ها خبرنگاران را از خودشان بدانند و خبرنگاران هم به روابط عمومی ها به عنوان منابعی موثق اعتماد داشته باشند، ما دچار این مشکلات نمی شویم. مثلا خبرنگار خوزستانی می‌توانست به خود وزیر این مساله را اطلاع دهد تا وزیر بلافاصله مساله را اصلاح کند. البته ما الان نمی دانیم آیا در این مورد خاص، این مسیر طی شده است یا نه. ولی در کل خبرنگار، به عنوان یک شهروند مشکل را به اطلاع  آن سازمان یا نهاد می‌رساند و بعد به عنوان یک خبرنگار تعقیب و پیگیری می‌کند. ما گزارش های پیگیرانه هم داریم. خبرنگار خورستانی می‌توانست به روابط عمومی وزارت نفت مراجعه کند اگر جواب نمی دادند هم مستنداتش بیشتر می‌شد.

مسعودی پس گرفتن شکایت وزارت نفت از خبرنگار را اقدامی عاقلانه عنوان کرده و افزود: اینکه شکایت را پس گرفتند دو حالت دارد؛ یا شأن و جایگاه رسانه را محترم شمرده اند و یا اینکه فکر کرده اند که ممکن است خودشان محکوم و خبرنگار تبرئه شود. در هر صورت همین که شکایتشان را پس گرفته اند به نظرم آن اعتمادی که از دست داده بودند را می توانند به دست بیاورند.

او در پایان عنوان کرد: خبرنگاران مثل پزشکان، معلمان و حقوقدانان کار فکری می‌کنند؛ کارشان اطلاع رسانی است. باید شأن خبرنگار را حفظ کنیم بسیاری از خبرنگاران ما در جبهه های دفاع مقدس یا حین انجام وظیفه به شهادت رسیدند؛ بنابراین شأن و جایگاه بالایی در جامعه ما دارند و اهل قلم هستند. من امیدوارم که ارتباط بین رسانه‌ها و مسوولان نظام آنقدر قوی باشد که به یکدیگر کمک کنند. مطبوعات هم مشکلات خودشان را دارند و ان شاءالله که با همکاری یکدیگر مشکلات را حل کنند.

خبرنگار تا کجا اجازه افشاء دارد؟
امیدعلی مسعودی ـ استاد ارتباطات

منبع: ايسنا

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرهنگی و هنری

قصه کودکانه جک و لوبیای سحرآمیز

منتشر شده

در

توسط

 

 

یک مردکشاورزی بود که خیلی فقیر بوداین مرد کشاورز یک پسر خیلی تنبل به نام جک داشتیکی از روزای خوب خدا، این مرد کشاورز کوله بار سفر خودش رو میبنده و پیش خدا میره.

جک با مادرش تنها میشنمادرش برای اینکه بتونه خرج خوراک خونه را تامین کنه یک گاو داشته که هر روز شیر آن گاو رو میدوشیده و شیر گاو رو میفروخته.

اما بازم یکی از روزای خوب خدا گاو قصه ما شیرش خشک میشهمادر جک بهش میگه برو بازار و گاو رو بفروش و باهاش چندتا دانه بخرتا دانه ها رو بکاریم و بفروشیم تا بتونیم برای خودمون غذا بخریم.

 

بیشتر بخوانیدقصه های کودکانه

 

جک قبول میکنه و به بازار میره سر راه به یک پیرمردی برخورد میکنه به پیرمرد میگه من میخوام این گاو رو بفروشیم.

 

چه قدر به من سکه میدیپیرمرد نگاهی به گاو میکنه ومیگه من گاوت رو میخرم اما بهت سکه نمیدم، به جاش چندتا لوبیای سحرآمیز میدم که بکاری تا صبح که بلند شدی ببینی که لوبیا قد کشیده و به آسمون رفتهجک قبول میکنه و گاو رو با لوبیای سحرآمیز پیرمرد عوض میکنه.

جک وقتی به خونه برمیگرده مادرش کلی دعواش میکنه و میگه مگه من نگفتم بری و گاو رو بفروشی و به جاش دونه بخری که بکاریممگه آخه ما دانه لوبیای سحرآمیز داریمجک ناراحت میشه اما میره تو باغچه و لوبیاهای سحرآمیز رو میکاره.

 

 

صبح که جک از خواب بلند میشه با تعجب نگاه میکنه و میبینه که لوبیا به قدری بلند شده که تا ابرها بالا رفتهجک از ساقه لوبیا می ره بالا تا به ابرها میرسه.

با کمال تعجب به یک قصر خیلی بزرگ می رسهبه آرامی میره و در قصر رو میزنهیک زن با یک هیکل خیلی بزرگ در قصر رو باز میکنه.

جک به زن میگه که میشه به من یکم غذا بدینآن زن به جک نگاهی میاندازه و میگه به نظر میرسه که پسر خوبی باشیصبر کن تا چیزی برایت بیارم.
 
 
جک خیلی آروم وارد آشپزخانه میشهصدای تامپ تامپ به گوشش میرسهاز ترس میره داخل بخاری و خودش را قایم میکنه.

 

یک مرد درشت هیکل وارد آشپزخانه میشه و به زن میگهخانم بوی انسان میاد اینجازن میگه نه انسان کجا بودشاید بوی پس ماندههای گوشت دیروزه.

 

بیشتر بخوانیدکتاب کودک موشیما

 

مرد قانع میشه و میگه زن پس یک چیزی بده بخوریمزن هم یک بشقاب از غذایی که درست کرده بود رو میده به مردمرد درشت هیکل بعد از اینکه غذاش تموم میشه، همونجایی که نشسته بوده شروع به شمردن کیسههای طلایی میکنه که اون روز دزدیده بوده.

 

همانطور که داشته کیسههای طلا رو میشمرده، خوابش میبره

جک به سرعت از بخاری میاد بیرون و یکی از کیسههای طلایی که آن مرد غول پیکر دزدیده بوده رو برمیداره و از ساقه لوبیای سحرآمیز میاد پایین.

جک و مادرش مدتهای زیادی رو با اون طلاها میگذروننوقتی که سکهها تمام میشه، جک دوباره از ساقه لوبیای سحرآمیز میره بالا.

دوباره میره پیش زن غول پیکرآن زن هم کمی شیر و نان بهش میدهدوباره صدای تامپ، تامپدوباره جک از ترس میره توی لوله بخاریمرد غول پیکر ایندفعه با یک مرغ وارد آشپزخانه میشه.

 

مرغ رو روی میز میزاره و بهش دستور میده تا یک تخم طلا براش بزارهمرغ هم به دستورش گوش میکنه و یک تخم طلا برای مرد غول پیکر میزاره

 

مرد غول پیکر دوباره خوابش میبرهجک از بخاری میاد بیرون و به مرغ میگه که برای اونم یک تخم طلا بزارهمرغ هم به دستور جک یک تخم طلا میزاره

جک دوباره از ساقه پایین میاد و پیش مادرش میرهمادرش میگه من میترسم جک لطفا دیگه از لوبیای سحرآمیز بالا نرو.

 

 

اما چند روز بعد دوباره جک از لوبیای سحرآمیز بالا میرهدوباره همون زن رو میبینه و زن هم بهش شیر و نان میدهتامپ تامپ، غول مرد وارد آشپزخانه میشه.

 

دوباره مرغ رو روی میز میزاره و بهش دستور میده که براش یک تخم طلا بزارهدوباره غول مرد میخوابهجک تصمیم میگیره که مرغ رو بدزده و از ساقه لوبیا بره پایین.

 

اما موقع دزدیدن مرغ، مرغ داد میزنه و غول مرد رو از خواب بیدار میکنهمرغ دادزنان میگه ارباب من رو دارن میدزدنجک با سرعت زیاد به سمت لوبیا میره و از ساقه پایین میره.

غول هم به دنبالش از ساقه پایین میرهاما جک یک تبر بر میدارده و ساقه لوبیا رو با تبر میزنه.

دیگه هر روز مرغ برای جک و مادرش تخم طلا میزاشته و دیگه جک و مادرش زندگی فقیرانه ایی نداشتن.

 

منبعقصه جک و لوبیای سحر آمیز در موشیما

   

 

ادامه مطلب

فرهنگی و هنری

موزه هنرهای معاصر تهران تعطیل شد

منتشر شده

در

توسط

عکس آرشیوی است

موزه هنرهای معاصر تهران به دلیل آنچه «فضاسازی و آماده‌سازی نمایشگاه‌ جدید» عنوان شده است، تعطیل می‌شود.

 با پایان یافتن نمایشگاه‌های «مروری بر آثار مهدی سحابی» و «نهان بر عیان»، انتظار می رود موزه هنرهای معاصر تهران میزبان دو نمایشگاه جدید شود. به همین منظور و برای فضاسازی نمایشگاه‌های بعدی، اعلام شده است که این موزه تا تاریخ ۲۱ دی ماه تعطیل خواهد بود.

از طرفی احتمال می رود شیوع گونه‌ی جدید ویروس کرونا در کشور و تصمیم گیری های جدید برای بسیاری از فعالیت‌های جمعی، موزه هنرهای معاصر را مانند ماه های گذشته به سرنوشتِ تعطیلی طولانی مدت تر دچار کند.

منبع: ايسنا

ادامه مطلب

فرهنگی و هنری

چرا خیابانی به نام منوچهر نوذری نشد یا یک تندیس از او نساختند؟

منتشر شده

در

توسط

چرا خیابانی به نام منوچهر نوذری نشد یا یک تندیس از او نساختند؟

منوچهر آذری همزمان با شانزدهمین سالروز درگذشت زنده‌یاد منوچهر نوذری از همکاری‌اش در برنامه رادیویی به یادماندنی «صبح جمعه با شما» گفت و از همکاری با این هنرمند فقید و دیگر هنرمندان قدیمی یاد کرد.

منوچهر آذری در گفت‌وگویی با ایسنا، با بیان اینکه زنده‌یاد منوچهر آذری تافته‌ی جدا بافته بود، گفت: او هنرمندی بسیار خوش ذوق بود. در بداهه و تداعی معانی، بسیار عالی بود. در دوبله بی‌نظیر بود، در رادیو بی‌نظیر بود، در تلویزیون و سینما بی‌نظیر بود. او فیلمساز و کارگردان بود. تئاتر بازی می‌کرد که کِیف می‌کردی. هنرمندی بود که تا الانی که ما می‌بینیم، لنگه‌اش را پیدا نکرده‌ایم. او جایگزین ندارد.

آذری در ادامه اینچنین گفت: شما برای اینکه یک دانشمند، یک نخبه، یک معلم و یک گزارشگر بگردی و پیدا کنی که واقعا درست باشد، باید سال‌ها صبر کنی تا مادر بزاید و دورانش بگذرد تا بشود نوذری. اسم و یاد منوچهر نوذری بله که خوب است اما چرا یک تندیس از او درست نکردند؟ چرا یک خیابان به نامش نکردند؟ چرا یک تمبر از او نزدند؟

آذری از همکاری‌اش با مرحوم نوذری در «صبح جمعه با شما» یاد کرد و گفت: ما در آن زمان که «صبح جمعه با شما» خیلی گرفته بود با هم همکاری داشتتیم. آقای نوذری که همان تیپ معروف «آقای ملون» و تیپ‌های دیگری را هم داشتند. آقای شیشه‌گران، آقای توکل و خود من بودیم، آقای جاویدنیا، آقای بیوک میرزایی، مهران امامیه و همچنین از دوبلورها آقای اکبر منانی، آقای ربیعی، افضلی و حتی جناب آقای منوچهر اسماعیلی بود. زمانی مردم رادیو گوش می‌دادند و کار خوب نوشته می‌شد. آقای شیشه‌گران خوب می‌نوشتند و همچنین حضور آقای سعید توکل.

به گزارش ایسنا، منوچهر نوذری کار خود در تلویزیون را در برنامه‌ای به نام «هزار برگ، هزار رنگ» که کاری از گروه کودک و نوجوان شبکه اول بود، آغاز کرد. تهیه‌کننده‌ این برنامه مهناز میرجهانگیری و کارگردان هنری آن حسین فردرو بود. مرحوم نوذری در اواخر عمرش مدتی هم اجرای برنامه‌ «صندلی داغ» را بر عهده گرفت؛ از آخرین کارهای او هم می‌توان به برنامه‌ای رادیویی با عنوان «پنج‌شنبه شنیدنی» اشاره کرد.

این هنرمند فعالیت خود در عرصه‌ی سینما را در سال ۱۳۳۸ با فیلم‌هایی مانند «امیر ارسلان نامدار» آغاز کرد و در ادامه در فیلم‌های «گوهر شب چراغ»، «خیالاتی»، «کوچه‌ اقاقیا»، «عصای پیر»، «باجناق‌ها»، «چند می‌گیری گریه کنی» و «تهران ساعت بیست» به ایفای نقش پرداخت.

او از اواسط مهر ماه ۸۴ به دلیل عوارض قلبی، کلیوی و دیابت بین خانه و بیمارستان در رفت‌ و آمد بود. از اویل آذر ماه به دنبال عفونت کلیوی در بخش دیالیز بیمارستان مدرس بستری شد و سپس ۱۶ آذر ۸۴ در سن ۶۹ سالگی درگذشت.

 

ادامه مطلب
تبلیغات

برترین ها