کد خبر : 196475
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۵:۳۴

دانلود زیرنویس سریال Deaimon 2022 – بلو سابتايتل

دانلود زیرنویس سریال Deaimon 2022 ناگومو مردی است که وقتی نوازنده شد خانه اش در کیوتو و شیرینی فروشی خانواده اش را ترک کرد. با شنیدن اینکه پدرش در بیمارستان بستری شده است، به خانه برمی گردد تا تجارت خانوادگی را به عهده بگیرد. با این حال، در حالی که او رفته بود، یک دختر

دانلود زیرنویس سریال Deaimon 2022 ناگومو مردی است که وقتی نوازنده شد خانه اش در کیوتو و شیرینی فروشی خانواده اش را ترک کرد. با شنیدن اینکه پدرش در بیمارستان بستری شده است، به خانه برمی گردد تا تجارت خانوادگی را به عهده بگیرد. با این حال، در حالی که او رفته بود، یک دختر جوان به نام Itsuka در مغازه شروع به کار کرد. محل نگهداری والدین ایتسوکا نامشخص است و او هیچ خویشاوند دیگری ندارد و ناگومو خود را به‌عنوان پدرخوانده ایتسوکا می‌بیند. از طرف دیگر، ایتسوکا از ناگومو بدش می‌آید که خانواده را رها کرده و نوازنده شود. او اعلام می کند که این اوست که یک روز به جای ناگومو مغازه را تصاحب خواهد کرد.

در حالی که شاید Usagi Drop واضح ترین مقایسه باشد، Deaimon بیشتر من را به یاد Poco’s Udon World انداخت، سریالی دوست داشتنی درباره مردی که به خانه برمی گردد تا مغازه اودون خانواده اش را تصاحب کند و متوجه می شود که به عنوان یک شخصیت پدری از یک تانوکی جوان مراقبت می کند. یکی تماشا کرد دنج و ملایم است، تلاقی و تنش بین بزرگسالی مدرن و حفظ سنت های خانوادگی و فرهنگی را بررسی می کند. ناگومو همیشه عاشق واگاشی‌ای بود که می‌ساخت، اما عشق او کمی بیش از حد شدید بود و در نهایت به‌عنوان موسیقی‌دان به‌دنبال حرفه‌ای شد. حالا که گروهش از هم پاشیده است، او به خانه می‌آید و باید رابطه‌اش را با خانواده‌اش، با واگاشی، و با این همکار کوچک جدید به نام Itsuka تغییر دهد.

Deaimon Season 1 Episode 1: Release Date, Schedule, Time & When it's  releasing?

زیرنویس سریال Deaimon 2022 بسیار خوب، “Interloper” کمی بی ادب است و حتی واقعاً نشان دهنده نحوه برخورد ناگومو یا روایت نمایش نیست. به هر حال، اینطور نیست که ایتسوکا آنجا باشد. او توسط والدینش رها شد، اساساً در دستان غریبه‌ها رها شد و خود را موظف می‌داند که بسیار سخت‌تر از آنچه هر کودک ده ساله نیاز دارد کار کند.

نحوه بازی این دو با یکدیگر شیرین است. ناگومو یک احمق بزرگ است، یک توله سگ بزرگ و پر از چیزی جز عشق، اشتیاق، و میل به احمق کردن خود، در حالی که ایتسوکا نسبت به سن خود بسیار جدی و سخت کوش است و به دلیل احساس تعهد، کودکی خود را انکار می کند. و ضربه روحی ناشی از رها شدن

دیده‌ام که این را به‌عنوان «دادیم» توصیف کرده‌ام (پرمانتویی از «پدر» و «انیمه»)، که یکی از ضعف‌های شخصی من است. در حالی که ناگومو به اندازه کافی بزرگ است که پدر ایتسوکا باشد، فکر نمی‌کنم کاملاً دقیق باشد. او بیشتر یک برادر بزرگتر است تا یک پدر، اما در هر صورت، او دقیقا همان چیزی است که ایتسوکا به آن نیاز دارد. من مشتاقانه منتظرم تا رابطه آنها را ببینم.

من از آن دسته افرادی هستم که به شدت مستعد جذابیت «شبیه‌سازهای پدر» مانند بازی‌های The Walking Dead یا The Last of Us هستم، اگرچه در انیمه‌ها به‌جز عناوین منتخب چندان شانسی با چنین موضوعاتی نداشته‌ام. (هیناماتسوری به ذهن می آید، و شاید کاکوشیگوتو). شاید این بدان معناست که من فقط به تراژدی‌های تاریک مملو از زامبی‌ها و خیانت فکر می‌کنم، یا شاید به سختی می‌توانم با رویکرد بسیار جذابی که انیمه‌های کمدی تمایل دارند به مفهوم نزدیک شوند، سر و صدا کنم. من همچنین عاشق هنرهای آشپزی هستم، و علاقه مند بودم ببینم آیا Deaimon به دلیل پتانسیل آموزشی با من کلیک کرده است یا خیر.

من در ابتدا صد در صد با پویایی مرکزی که ناگومو و ایتسوکا به اشتراک گذاشتند موافق نبودم، اما با توجه به زمان کافی، می‌توانستند بسیار دوست‌داشتنی شوند. در ابتدا چیز زیادی برای گفتن در مورد ناگومو وجود ندارد، یک مرد نسبتاً دمدمی مزاج که نمی تواند به تنهایی علاقه زیادی را برانگیزد، و ورود ایتسوکا به عنوان وارث فرضی “واقعی” شیرینی پزی خانوادگی فرا رسید. در سراسر به عنوان کمی برای سلیقه من ساخته شده است. بهترین این داستان‌های پدر جایگزین، ملاقات با دختر بعید، باعث می‌شود که این دو شخصیت برای یکدیگر مناسب به نظر برسند، حتی زمانی که در تضاد هستند، و من مطمئن نبودم که آیا این زوج آن سطح از شیمی را دارند یا خیر. .

با این حال، در پایان اپیزود، احساس مثبت تری نسبت به داستان داشتم. ایتسوکا تمام تلاشش را می کند تا یک کار خوب انجام دهد، و او سزاوار یک دست زدن به سر است، لعنتی. راهی که او و ناگومو می توانند به آرامی پیوند خانوادگی خود را ایجاد کنند قابل پیش بینی است اما در نهایت بسیار شیرین است. می‌توانستم ببینم که Deaimon روی من رشد می‌کند، بسیاری از قهرمان‌های آن با سرعت ثابتی به پیشرفت و رشد ادامه می‌دهند. نمی‌دانم که آیا این انیمه قرار است به بالای فهرست تماشای من صعود کند یا نه، اما با کمال میل یک یا دو قسمت دیگر را بررسی خواهم کرد، فقط در صورتی که در نهایت موفقیت غافلگیرکننده‌ای باشد.

Deaimon Manga Set To Get an Anime Adaptation in 2022! - Animastic24x7

زیرنویس Deaimon 2022 از نظر داستانی، این انیمه بسیار ساده است: مردی به خانه پدر و مادرش نقل مکان می کند تا در کسب و کار خانوادگی کمک کند و متوجه می شود که آنها یک یتیم را پذیرفته اند. نیازی به گفتن نیست که این انیمه به جای اینکه طرح محور باشد، شخصیت محور است. و اگرچه تنها 22 دقیقه زمان اجرا دارد، Deaimon کاراکترسازی خوبی انجام می دهد.

از یک طرف ما نوگامو را داریم: مردی که شرم ندارد. او قلبش را به آستین می بندد و اجازه می دهد انتقاد از او رد شود، انگار چیزی نیست. جالب اینجاست که او کسی را داشت که حرف‌هایش را به دل می‌گرفت: پدربزرگ مرحومش. دلیل اینکه او در وهله اول تجارت خانوادگی را ترک کرد، علیرغم علاقه شدید به آن، شنیدن پدربزرگش بود که می گفت او برای این کار مناسب نیست. و به جای رویارویی با پدربزرگش، به توکیو فرار کرد تا در عوض یک موسیقیدان شود.

رهبر ثانویه ما، Itsuka نیز دنیای خود را حول کلمات مهم ترین فرد زندگی خود ساخته است: پدرش. پدر ایتسوکا که نمی‌خواست یا نمی‌توانست به عنوان یک پدر به زندگی خود ادامه دهد، او را با خانواده نوگامو رها کرد و به دختر جوان گفت که او کمی قبل از ناپدید شدن در شب بی‌فایده است. بنابراین، ایتسوکا مصمم است که مفید باشد – تا به دنیا نشان دهد که نه تنها خودکفا است، بلکه می‌تواند در هنگام بروز مشکلات به او وابسته باشد. البته با وجود درد و عصبانیت در دلش، واضح است که دلیل این گونه شدنش، اثبات اشتباه پدرش نیست، بلکه امید غیرمنطقی است که اگر موفق شود، پدرش برای او برگردد. این دلخراش است، به خصوص وقتی به یاد بیاورید که او پس از مدرسه فعالانه به ایستگاه قطار می رود و به دنبال مردانی با گیتار می گردد (تصویری که از پدرش دارد).

و جالب اینجاست که در حالی که مادر نوگامو می‌خواهد که او نقشی پدرانه در زندگی ایتسوکا داشته باشد، این چیزی نیست که او اکنون به آن نیاز دارد. چیزی که او به آن نیاز دارد دوستی است که بتواند بفهمد او چه می گذرد – کسی که بفهمد سخنان کسی که دوستش دارید می تواند کل دنیای شما را شکل دهد. این چیزی است که نوگامو و ایتسوکا به اشتراک می گذارند و این مبنایی برای رابطه آنها با ادامه کارها خواهد بود. این یک هسته عاطفی قوی برای ساخت یک سریال است و من مشتاقانه منتظرم ببینم اوضاع در هفته آینده چگونه پیش می رود.

خوب، وقت یک انیمه دیگر بابا است! از آخرین باری که برنامه‌ای داشتیم درباره یک فرد 30 ساله مجرد که ناگهان تبدیل به شخصیت والدین دختری جوان شد، مدت کوتاهی می‌گذرد، و از آنجایی که هنوز فصل دوم Barakamon را دریافت نکرده‌ایم، این کلوچه کوچولو و دنج یک برنامه نمایشی باید انجام داد. من از مافین استفاده می کنم زیرا دقیقاً چیزی در مورد شیرینی های سنتی ژاپنی نمی دانم. اما من یک یا دو چیز در مورد نمایش های خانوادگی پیدا شده می دانم، و تا کنون دیامون شروعی مناسب و البته غیر استثنایی داشته است.

اگرچه کمی انیمه پدر ممکن است کمی زودرس باشد. مطمئناً، خود نمایش در مورد آن اصرار دارد – ایتسوکا ابتدا ناگومو را با اشتباه گرفتن او با پدر غایب خود ملاقات می‌کند و مادر خود ناگومو اساساً از او می‌خواهد که والدین جانشین دختر شود. اما خود ناگومو واقعاً انرژی پدر، چه فرزندخواندگی و چه غیر آن را ندارد. او حال و هوای یک برادر بزرگتر بزرگسالی را دارد که بعد از کالج برای انجام کارهای خودش رفته است، یا گاهی اوقات او به نوعی شبیه استیو از Blue’s Clues است که در آن به اندازه یک کودک 10 ساله واقعی به نظر می رسد. این به او پویایی تا حدودی منحصربه‌فردی با Itsuka می‌دهد که در بهترین حالت می‌تواند بسیار جذاب باشد، اما همچنین می‌تواند بیش از حد مبهم به نظر برسد که به تعاملات آن‌ها نیش لازم برای حمل بخش زیادی از این قسمت بدهد.

Deaimon anime series announced as 11th volume of the manga releases in May  – Leo Sigh

از سوی دیگر، Itsuka به طور قطع این نمایش را اجرا خواهد کرد، اگر اولین نمایش چیزی ادامه پیدا کند. تضاد شخصی او از این احساس که باید “مفید” باشد تا بتواند جایگاه خود را در مغازه حفظ کند – و با مراقبان دوست داشتنی اش – از آسیب های جدی صحبت می کند. و دیدن او که به آرامی عشق بی قید و شرط خانه و خانواده جدیدش را می پذیرد می تواند مانند همه بیرون رفتن دلگرم کننده باشد. بنابراین اگر آنها بتوانند یک رابطه خوب بین اینجا و ناگومو ایجاد کنند، فکر می کنم جایی برای یک نمایش واقعاً خوب در اینجا وجود دارد.

فقط ای کاش راهی که به همه چیز رسیدیم کمی کمتر ناشیانه بود. صحنه‌ای وجود دارد که ناگومو بدون هیچ انگیزه‌ای تمام داستان خود را به خاطر ترک کسب‌وکار خانوادگی برای یک دهه کامل باز می‌کند، و همه اینها بر اساس این است که چگونه او از فروش شیرینی‌های محبوب خانواده‌اش به افراد دیگر واقعاً ناراحت می‌شود. در همین حال، تضاد اوج از یک شوخی تصادفی شخصی ناشی می شود که با یک سفارش جعلی با فروشگاه تماس می گیرد، و من حدس می زنم هیچ یک از بزرگسالان در فروشگاه فکر نمی کردند قبل از سفارش بزرگ شیرینی (؟) اطلاعات تماس را دریافت کنند یا هر نوع ودیعه ای دریافت کنند. . این یک راه بی دست و پا و ساختگی برای به هم ریختن Itsuka بدون درهم ریختگی است، به طوری که می توان آن را به راحتی به موقع حل کرد تا اعتبارات جمع شوند، که باعث می شود وضوح تصویر مصنوعی به نظر برسد. در نمایشی که بر اساس احساسات و روابط شخصی ساخته شده است، این نشانه بدی است.

اما آن‌ها می‌توانند دردسرهای فزاینده‌ای باشند از اینکه مجبوریم همه‌ی این‌ها را در یک قسمت به نمایش بگذاریم، و من دوست دارم اگر سریال بتواند جای خود را پیدا کند. باراکامون نیست، اما چیزهای کمی هستند. اگر بتواند کار خود را جمع کند، دیامون می تواند بسیار شیرین و سیر کننده باشد.

حداقل یک ستاره از این رتبه برای شیرینی های سنتی ژاپنی خوش طعم است. این مهم است، زیرا نمایش در یک قنادی سنتی برگزار می شود، اما با این وجود، هر مانجو و غذای کوچک یک اثر هنری زیبا است که همزمان شما را به خوردن آنها و به دقت نمایش دادن آنها روی شومینه میل می کند. من کاملاً اعتراف می کنم که دندان بسیار بسیار شیرینی دارم، اما حتی اگر نگاهی اجمالی به شیرینی ها نداشته باشم، فقط دوست داشتنی است.

این همان چیزی است که این مجموعه در کل است – فقط دوست داشتنی است، اگرچه مطمئناً بدون اضطراب نیست. این قنادی که توسط یک زوج مسن اداره می شود، محل زندگی دو جوان است که سعی می کنند موضوعات بسیار سنگین زندگی خود را حل کنند. ناگومو که سرانجام پس از ده سال به خانه بازمی گردد، به عنوان یک خواننده با مضمون شاه بلوط با چیزی که بسیار شبیه به یک حرفه ناموفق به نظر می رسد کنار می آید و در عین حال با مکالمه شنیده شده ای که یک دهه پیش او را به چمدان انداخت کنار می آید. تقریباً در مقایسه با ایتسوکای کوچولوی بیچاره، که پدرش که از آشنایان دور صاحبان مغازه بود، اساساً یک سال پیش او را با آنها رها کرد، تقریباً رنگ پریده است. این ایتسوکا را در موقعیتی غیرقابل تحمل قرار می‌دهد – به نظر می‌رسد بخشی از او می‌داند که این زوج او را به عنوان نوه خود می‌دانند و واقعاً او را دوست دارند، اما او همچنین احساس می‌کند باید فراتر از آن عمل کند تا خود را برای آنها «ارزشمند» کند. ثابت کند که او شایسته جایگاهش در خانه آنهاست. احتمالاً گفتن به او که روزی قنادی را به ارث خواهد برد، این بود که به او نشان دهند که قصد ندارند او را بیرون کنند. در عوض این به یک بار اضافی برای دختر تبدیل شده است، که اکنون احساس می کند باید یک کارگر مصمم تر باشد تا ثابت کند که اجازه دارد نوه آنها باشد.

اینکه او ناگومو را تهدیدی می‌داند، زیرا او در واقع یک خانواده خونی است، و نه فقط برای ایتسوکا. مادربزرگ فرزندخوانده او به خوبی می‌داند که ایتسوکا چقدر سخت کار می‌کند و از ناامنی‌هایی که او را آزار می‌دهد، می‌داند، و در حالی که درخواست او از ناگومو برای پدر و مادر کردن دختر (که به طرز دلخراشی، هنوز هم اغلب در ایستگاه قطار به دنبال پدر گمشده‌اش می‌گردد) کمی زیاد است. ، همچنین به راحتی می توان فهمید که او فکر می کند به هر دوی آنها کمک می کند. و واقعاً، ناگومو در موقعیت خوبی قرار دارد تا به ایتسوکا کمک کند تا با مسائل کنار بیاید، زیرا او کسی است که می ترسد جای او را غصب کند. همه اینها بسیار تکان دهنده است، و در حالی که آنهایی از ما که در نیمه دوم مانگای Bunny Drop سوخته‌ایم ممکن است ترسناک باشیم، من فکر می‌کنم این از چند جهت شیرین خواهد بود.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.