با ما همراه باشید

اجتماعی

در حمام‌های سنتی چه می‌گذرد؟

منتشر شده

در

در حمام‌های سنتی چه می‌گذرد؟

حمام‌های سنتی تهران نفس‌های آخر را می‌کشند. یا تعطیل و متروکه شده‌اند یا جایشان ساختمان‌های تجاری و مسکونی سبز شده و تعداد کمی از آنها هم روزهای آخر زندگی‌شان را می‌گذرانند.

صندلی‌های فلزی آبی‌رنگ ارج را دور تا دور سالن انتظار چیده است. شانه‌های چند صندلی به حوله‌های رنگارنگی که رویشان پهن شده، گرم است. «حاج علی» روی یک صندلی، خسته لم داده و سیگارش را می‌پیچد. بعضی از گیاهان از پشت پنجره تا سقف قد کشیده‌اند و نور از بین برگ‌ها راه خودش را به وسط حمام باز کرده است.

کمر حاجی بعد از ۸۸ سال خمیده شده و وقتی راه می‌رود پایش را روی زمین می‌کشد. ۶۲ سال پیش زمانی که اولین خشت حمام را می‌گذاشتند تا حالا آنجا را اداره می‌کند. هر روز از ۸ صبح درِ گرمابه را باز می‌کند و تا ۸ شب طاقت می‌آورد و معمولا در یک روز ۳۰ مشتری راه می‌اندازد.

دو مرد جوان وارد می‌شوند. حاجی خودش را به پشت دخل می‌رساند. کارت‌خوان ندارد و پول نقد می‌خواهد. یکی از مردها دست در جیبش می‌کند و ۵۰ هزار تومان به حاجی می‌دهد. برای یک ساعت حمام، نفری ۲۵ هزار تومان می‌گیرد. پایش را روی زمین می‌کشد و دو مرد را روانه یکی از حمام‌های نمره  می‌کند و ساعت ورودشان را روی کاغذی که جلوی در به یک میخ بند کرده، می‌نویسد و برمی‌گردد و روی صندلی خسته‌اش لم می‌دهد.

صندلی‌های فلزی آبی رنگ ارج را دور تا دور سالن انتظار چیده است

«یه زمانی اینجا برو بیایی داشت. انقدر دوماد و عروس برای حموم می‌آوردن و روی سرش نقل و نبات می‌ریختن که کف حموم سفید می‌شد. زائو می‌آوردن حموم و شیرینی و شربت می‌دادن. چه روزای عیدی که من تو این حموم سر کردم. هی … خانوم … گل بود و بهار بود، گذشت … حالا دیگه همه خونه‌ها حموم داره و فقط کارگرا و معتادا و یه وقتایی هم سربازا میان حموم. اینجا رو برای ثوابش باز نگه داشتم. خدا میدونه تا کی می‌تونم دووم بیارم چون خرج و دخلش باهم جور درنمیاد و اصن راضی نیستم.»

حالا دیگر نه از آب‌زرشک تگری خبری است و نه نوشابه‌های شیشه‌ای کانادا. جای شامپوهای پلاستیکی زرد را قوطی‌های کوچک شامپوهای هتلی گرفته که هر کدام پنج هزار تومان است و صابون‌های کوچک عطری هم هر عدد سه هزار تومان.

دو دختر جوان وارد حمام می‌شوند. با حاج علی سلام و علیکی می‌کنند و می‌خواهند درِ حمام عمومی را باز کند تا داخلش را ببینند اما حاجی روی خوش بهشان نشان نمی‌دهد تا بروند: «روزی چند نفر از اینا میان و میخوان توی حمومو ببینن. برای دستشویی میان، فک می‌کنن من نمی‌فهمم. باید حواسم به اینا باشه، دیگه نمیشه به کسی اعتماد کرد. یه بار دو تا پسر جوون اومدن و رفتن تو حموم، یکیشون زودتر اومد بیرون و گفت دوستش که بیاد بیرون حساب می‌کنه و رفت. هر چی صبر کردم دیدم کسی نمیاد بیرون، در زدم و رفتم تو، دیدم طرفو کشته. مونده بودم چیکارش کنم. واسه همین اتفاق ۶ ماه اسیر کلانتری و آگاهی شدم.»

درِ یکی از حمام‌ها باز می‌شود و جوانی بیرون می‌آید. سر و وضعش را مرتب می‌کند و از حمام بیرون می‌زند. حاجی درِ آبی‌رنگ همان حمام را باز می‌کند و داخلش را نگاهی می‌اندازد. لگن قرمزی را برمی‌دارد و نشانم می‌دهد: «همین لگنو می‌بینی؟ باید ۶۰ هزار تومن بخرم. اونوقت مشتری میاد می‌شینه روش و می‌شکندش. مگه چقدر واسه حموم پول میدن؟ ماهی یک تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومن پول برق و گاز میدم. می‌بینی خانوم؟ اصن نمی‌صرفه.»

حمام‌های سنتی تهران جایی برای خانم‌ها ندارند و فقط ویژه آقایان هستند. حاجی تا سال ۱۳۷۴ فقط پنج کارگر زن داشته؛ درِ حمام زنانه از کوچه پشتی باز می‌شده اما سال‌هاست که بسته شده. از زمانی که خانه‌ها گازکشی شد، بساط حمام‌های عمومی هم جمع شد و فقط حمام‌های نمره مانده‌اند. سالی چند بار مثل بیست و یکم ماه رمضان، روزهای تاسوعا و عاشورا و ۱۳ بدر درِ همین حمام‌های نمره هم بسته می‌شود چرا که باورهای عامه این بوده که نباید در روزهای قتل حمام رفت.

در حمام‌های سنتی چه می‌گذرد؟

سینه‌ حاجی علی بین صحبت‌هایش خِس خِس می‌کند و نفس‌های بریده‌بریده‌اش برایش از گذشته به یادگار مانده؛ زمانی که آب حمام‌ها با نفت گرم می‌شده است. او دیابت هم دارد و دو سالی می‌شود که زنش را از دست داده و حالا منتظر است که عمر خودش هم تمام شود: «منم دیگه رفتنی‌ام، دیر یا زود، روزگار خیلی بهم سخت می‌گذره، خدا به داد شما جوونا برسه با این همه گرونی و بیکاری. پسر خودم مهندسی عمران خونده، ۴۲ سالشه و بیکاره، هر جا میرم براش خواستگاری میگن باباش حمومیه. دل آدم می‌گیره خانوم…»

از حمامی که حالا زمینش ۲۰ میلیارد تومان می‌ارزد، بیرون می‌زنم. از سردرِ آن جز چند حرف پراکنده، اسمی نمانده است.

حمام بعدی که به آن سر می‌زنم متروکه شده و درهایش بسته است. حمام دیگری پیدا می‌کنم. پسر جوانی پشت دخل نشسته و با موبایلش سرگرم است. همه ۲۰ حمام نمره‌ای که ۶۶ سال پیش ساخته شده، از مشتری خالی‌اند و قرار است تا دو ماه دیگر جایش یک مجتمع سبز شود.

پسر، ۲۸ ساله است و حقوق خوانده و گاهی هم به پدرش در حمام کمک می‌کند؛ از مشت و مال گرفته که برای ۲۰ دقیقه‌اش ۵۰ هزار تومان می‌گیرد تا کارهای دیگر اما متقاضی کمی دارند و بیشتر مشتری‌هایشان، کارگر و معتاد هستند که بعضی از آنان درخواست‌های عجیب و غریبی هم می‌کنند: «مشتری داشتیم که ظاهر خیلی محترمی هم داشته و درخواست مشت و مال کرده. وقتی رفتم تو حموم و کارمو شروع کردم درخواستی ازم کرد که حالم بد شد و از حموم زدم بیرون. حالا من به اندازه بابام تجربه ندارم، بذارین بابا بیاد باید خاطره‌های اونو بشنوین.»

حمام از پدرِ زن‌عمویش به عمویش ارث رسیده و حالا او و پدرش چرخش را می‌چرخانند و دو ماه دیگر بیشتر آنجا مهمان نیستند چرا که مجوز ساخت و سازش صادر شده است.

مغازه‌دارهای اطراف هر چند دقیقه یک بار برای استفاده از دستشویی وارد حمام می‌شوند. برگ‌های گیاه پوتوس، سالن انتظار را برداشته‌اند و روی درِحمام عمومی کاغذ «ورود ممنوع» چسبانده‌اند و حالا تبدیل به انبار شده است. در این حمام هم جایی برای زنان نیست اما آثار زمانی که زنان هم می‌توانستند از امکانات حمام عمومی استفاده کنند، هنوز به جا مانده؛ نوشته‌های رنگ و رو رفته‌ای مثل: «ورود آقایان به سالن زنانه ممنوع».

در حمام‌های سنتی چه می‌گذرد؟

پسر جوان می‌گوید: «تا سال ۸۰ اینجا رونق داشت و زن‌ها هم می‌اومدن اما وقتی وزارت بهداشت فعالیت حمومای عمومی رو ممنوع کرد، سالن‌های عمومی بسته و تبدیل به انبار شدن. آدم داریم که ۳۰ سال پیش با باباش می‌اومده حموم و از اینجا خاطره داره و میگه اون موقع‌ها انقدر سالن انتظار شلوغ بوده که باید نوبت می‌گرفتن، می‌رفتن تو صف تا صداشون کنن. اما این آدما خیلی کمن و حالا کمتر کسی میاد حموم بیرون. معمولا مشتری این حموم قشر ضعیفن. مثلا مشتری داشتیم که معتاد بوده و اومده گفته من ۱۰ هزار تومن بیشتر ندارم، میشه بذاری با همین پول برم یه دوش بگیرم؟ یا کارگرایی که میان واسه دادن ۲۵ هزار تومن هم چونه می‌زنن. خب شما توقع داری با این اوضاع حموم‌های عمومی دووم بیارن؟ حتی یه زمانی تشت‌های اینجا مسی بود که دزدیدنش.»

پدرش بعد از ۴۰ دقیقه می‌آید و سفره دلش را باز می‌کند. زمانی معلم روستایی در لرستان بوده که بدون هیچ دلیلی اخراجش می‌کنند و شکایت هم بی‌فایده بوده. بعد از آن مجبور شده شغل‌های دیگر فصلی را امتحان کند تا بتواند سه فرزندش را بزرگ کند. حالا بچه‌هایش همه درس خوانده‌اند، یکی مهندس است و یکی دیگر برای امتحان وکالت می‌خواند. چند سالی است که به ناچار همراه پسرش در یکی از حمام‌های نمره زندگی می‌کند و برای همسرش که در شهر دیگری زندگی می‌کند پول می‌فرستد. از کار در حمام و دلاکی متنفر است اما چاره‌ چیست؟ با ۶۰ سال سن کجا به او کار می‌دهند؟

«۹۸ درصد مشتریای اینجا بَدَن و درخواست بد می‌کنن. اگه پسر بودی سیر تا پیاز درخواستاشونو برات تعریف می‌کردم اما روم نمیشه به شما بگم. تو این سالا خون به جیگر شدم.  منو پسرم شبا توی بوی لجن می‌خوابیم چون توانایی اجاره یه خونه رو ندارم. اینجا پر از اجنه است اما انقدر سَم ریختم که حتی شما یه سوسک هم نمی‌تونی پیدا کنی. من خیلی به اینجا می‌رسم و تمیزش می‌کنم چون مامور بهداشت هر ۲۰ روز یه بار یا ماهی یه بار میاد بازرسی و آب اینجا رو تست می‌کنه. ما دستگاه کُلر داریم و باید به آب کُلر بزنیم.»

در حمام‌های سنتی چه می‌گذرد؟

یکی از اتاقک‌های حمام را تبدیل به آشپزخانه کرده است. بلند می‌شود و زیر سماور را روشن می‌کند:

– چای می‌خوری یا قهوه؟

– ممنون. هیچکدوم

– نگران نباش. وسایل اینجا تمیزه‌. اگه دلت نمی‌گیره برات تو لیوان یه بار مصرف می‌ریزم. من موظفم رسم مهمون‌نوازی رو به جا بیارم اما زیاد اصرار نمی‌کنم چون شاید یکی دوست نداشته باشه.

برای خودش یک استکان چای می‌ریزد. ساعت از ۸ گذشته اما چراغ حمام همچنان روشن است و درِ آن باز. دلاکی را با نگاه‌کردن یاد گرفته است و حالا مشتری‌های ثابت هم دارد که در سرما و گرما با موتور از خاک‌سفید یا میدان امام حسین پیش او می‌روند؛ مشتری‌هایی که ۹۸ درصد آنان گرفتار اعتیاد هستند.

چایش را سر می‌کشد و این شعر را می‌خواند: «افسرده‌دلی آزرده کند انجمنی را … زندگی تو اینجا برام پر از سال‌های تلخ و عجیبه. ببخش اگه با حرفام ناراحتت کردم، صبح تا شب همیشه کار می‌کنم بدون تفریح.  معلوم نیست دو ماه دیگه سرنوشت ما چی بشه.»

در فکر فرو می‌رود و زیر لب با خودش چیزهایی زمزمه می‌کند. خداحافظی می‌کنم و از درِ حمام بیرون می‌زنم.

اوضاع حمام‌های سنتی تهران چندان خوب نیست. خیلی از آنها تخریب شده‌اند و جایشان مجتمع‌های تجاری قد عَلَم کرده است. چند تایی هم که در برخی از محله‌ها هنوز باقی مانده‌اند تعطیل شده‌اند. آنهایی هم که همچنان کار می‌کنند مثل صاحبانشان نفس‌های آخر را می‌کشند و طبیعتا نسل‌های آینده نمی‌دانند که زمانی پدربزرگ و مادربزرگ‌هایشان کجا  و چگونه جسمشان را از آلودگی‌ها پاک می‌کردند در حالی که چند کیلومتر دورتر، پشت خط‌هایی که آدم‌های دنیا را به اسم مرز از هم دور کرده است، در همسایگی‌مان نه تنها از حمام‌های سنتی قدیمی به عنوان یک جاذبه گردشگری استفاده می‌کنند بلکه حمام‌های جدیدی هم با همان معماری قدیمی می‌سازند و به اسم «حمام ترکی» به گردشگران معرفی می‌کنند و خدمات زیادی از جمله ماساژ و مشت و مال می‌دهند و به دلار هم پول می‌گیرند.

در حمام‌های سنتی چه می‌گذرد؟

در حمام‌های سنتی چه می‌گذرد؟

در حمام‌های سنتی چه می‌گذرد؟

 

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اجتماعی

«نه به کار کودک» با رفع فقر در خانواده‌ها

منتشر شده

در

توسط

به گفته‌ی حاج یوسیفی برای تحققِ «نه به کار کودک» باید فقر در خانواده‌های کودکان کار کاهش یابد چراکه اکثر این کودکان علیرغم میل باطنی خانواده به دلیل فقر به کار مجبور می‌شوند.

اعظم حاج یوسفی (موسس و مدیرعامل موسسه کودکان نیکوکار موعود ایرانیان) به خبرنگار ایلنا گفت: در دنیای پرخشونت امروز، کودکان چندان رنگ مهربانی نمی‌بینند؛ اگر نتوانیم مهربانی را ترویج کنیم، باید در کتاب‌های قدیم دنبال آن بگردیم؛ در همین راستا، ما در دو بستر کار را پیش می‌بریم که یکی آموزش نیکوکاری به کودکانِ برخوردار با رضایت والدین آن‌هاست. با کودکان کارگاه‌هایی برگزار می‌کنیم که در این کارگاه‌ها، مفاهیم نیکوکاری تسهیلگری می‌شود؛ بعد از آن یک فعالیت اجتماعی با آن‌ها انجام می‌دهیم که در محیط یک فعالیت نیکوکارانه صورت بگیرد؛ برای نمونه، در هفته سلامت، با بچه‌ها در مورد سلامت سیاره زمین صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که باید به «پلاستیک» نه بگوییم. کیسه‌های متقال موسسه تهیه کرد؛ کودکان روی آن طرح و نقاشی کشیدند و سپس همایشی به نام تجربه و امید، برگزار شد که در آن پیشکسوتان نیکوکار در کنار کودکان نیکوکار قرار گرفتند و نیکوکاری را تشویق کردند.

او افزود: ما خیرین کوچکی به نام کودکان نیکوکار داریم که فعالیت‌های مختلفی صورت می‌دهند و خدماتی به کودکان کار ارائه می‌دهند. ما بیست و چهارم خرداد روزِ «نه به کار کودک» را در پیش رو داریم؛ برای آن روز برنامه‌هایی داریم؛ در دو منطقه (۵ و ۱۵) بررسی سلامت کودکان کار را با کمک پزشکان متخصص انجام می‌دهیم. می‌خواهیم توجه مردم و مسئولان را به این موضوع جلب کنیم که کودکان کار نیز مانند سایر کودکان جامعه باید به درستی تغذیه شوند و در روند رشد، مکمل‌های لازم را دریافت کنند؛ این کودکان از طرف موسسه رایگان ویزیت می‌شوند و اگر نیاز به آزمایش‌های پزشکی داشته باشند، انجام می‌شود؛ اگر نیاز به مکمل غذایی داشته باشند، رایگان به آن‌ها داده می‌شود.

به گفته‌ی حاج یوسیفی برای تحققِ «نه به کار کودک» باید فقر در خانواده‌های کودکان کار کاهش یابد چراکه اکثر این کودکان علیرغم میل باطنی خانواده به دلیل فقر به کار مجبور می‌شوند.

او ادامه می‌دهد: این کودکان اکثراً بی‌سرپرست یا بدسرپرست هستند؛ بنابراین از طرف موسسه اشتغال مادران این کودکان تقویت می‌شود؛ ما آموزش رایگان قالیبافی داریم؛ بعد کمک می‌کنیم این مادران کارگاه دایر کنند و دستمزدشان بیشتر از عرف بازار باشد تا نیاز به کار کودک تا حدودی مرتفع شود. از سوی دیگر، ما بورسیه‌های مختلف برای کودکان کار مستعد ارائه می‌دهیم؛ بورسیه‌های تحصیلی، هنری یا ورزشی براساس استعداد کودکان داده می‌شود؛ در سال‌های گذشته از بین همین کودکان، فارغ التحصیلان مهندسی، پرشکی و… داشته‌ایم.

این فعال اجتماعی در پایان تصریح می‌کند: برای حذف کامل کار کودک، باید زیرساخت‌ها و شرایط فراهم شود و صرفاً با شعار نمی‌توان این پدیده را از میان برداشت.

منبع: ايلنا

ادامه مطلب

اجتماعی

حرکت یکی از دیواره‌های گود برج میلاد!

منتشر شده

در

توسط

عضو کمیسیون عمران و حمل و نقل شورای شهر تهران گفت: وضعیت گودهای همه مناطق تحت کنترل است و تنها وضعیت گود برج میلاد خطرناک است، چرا که یکی از دیواره‌های آن حرکت کرده بود و برای آن سریعا جلسه گذاشتیم و تامین اعتبار شد و قرارداد با پیمانکار در حال بسته شدن است و در روزهای آتی کارگاه تشکیل می‌شود.

«سید محمد آقامیری» عضو کمیسیون عمران و حمل و نقل شورای شهر تهران در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا در پاسخ به سوالی درباره تذکرهای پی در پی درباره گود برج میلاد گفت: جلسه گود برج میلاد گذاشته شد و برای آن تامین اعتبار شد و قرارداد با پیمانکار در حال بسته شدن است و اقدامات پایدارسازی آن انجام می‌شود.

او درباره اعتبار در نظر گرفته شده برای پایدارسازی گود برج میلاد گفت: معاونت فنی و عمرانی قرارداد آن را بسته و قرار است یک تامین اعتبار اولیه شود تا کار سریع آغاز شود.

آقامیری در واکنش به اینکه تعدادی از این گودها مربوط به خود شهرداری تهران است و وقتی خود نهاد شهرداری نسبت به بی‌خطرسازی آن‌ها اقدام نمی‌کند، نمی‌شود از دیگران انتظار رفع خطر از گودها را داشت، گفت: برای گودهای پرخطر مصوبه‌ای در شورای قبلی داشتند و وضعیت گودها بررسی شده است و ما نیز تذکر دادیم که وضعیت گودها را اعلام کنند و تقریبا وضعیت همه از نظر پایدارسازی تحت نظارت است.

عضو کمیسیون عمران و حمل و نقل شورای شهر تهران درباره گودهای پرخطر منطقه ۲۲ اظهار کرد: پروانه‌های صادره منطقه ۲۲ براساس مصوبه‌ای معطل مانده بود و براساس آن مصوبه در حال پیگیری هستند که سریعا اقدامات مربوط به این زمین‌ها تعیین تکلیف شود، چرا که به این ملک‌ها مجوز بلندمرتبه‌سازی نمی‌دادند و ما برای ۶۰ پروانه این مجوز را دادیم.

یکی از دیواره‌های گود برج میلاد حرکت کرده است

آقامیری افزود: براساس آن مجوز کارهای ساخت و ساز را شروع می‌کنند و مشکل گودها برطرف می‌شود.

او درباره گودهای پرخطر سایر مناطق گفت: وضعیت گودهای همه مناطق تحت کنترل است و تنها وضعیت گود برج میلاد خطرناک بود و یکی از دیواره‌های آن نیز حرکت کرده بود و برای آن سریعا جلسه گذاشتیم و تامین اعتبار شد و قرارداد با پیمانکار در حال بسته شدن است و در روزهای آتی کارگاه تشکیل می‌شود.

تعدادی از ساختمان‌های پرخطر مربوط به وزارتخانه‌ها است

عضو کمیسیون عمران و حمل و نقل شورای شهر تهران در پاسخ به سوال دیگری درباره وضعیت ساختمان‌های پرخطر تهران اظهار کرد: تعدادی از این ساختمان‌ها مربوط به سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها است. حتی مسکونی و متعلق به شخص خاص نیستند. به همه این ساختمان‌ها تذکر داده شده است.

آقامیری با بیان اینکه شهرداری بیش از این نمی‌تواند جلو برود و برای مثال دستور تخریب بگیرد و نسبت به تخریب اقدام کند، گفت: زیرا مردم در آن‌ها حضور دارند. شهرداری تنها می‌تواند تذکر دهد و براساس استانداردهای قانونی هشدار دهد. همچنان که در مورد ساختمان پلاسکو نیز شهرداری تذکرهای لازم را داده بود و بیشتر از این نمی‌تواند اقدام کند.

اسامی ساختمان‌های پرخطر اعلام شود

او در واکنش به اینکه چرا شهرداری اسامی ساختمان‌های پرخطر را اعلام نمی‌کند، گفت: به ساختمان‌ها تذکر داده‌اند اما اینکه لیست ساختمان‌های پرخطر را عمومی اعلام نمی‌کنند بحث دیگری است. اسامی ساختمان‌ها اعلام شود، مشکلی ندارد.کسانی که در این ساختمان‌ها ساکن هستند حتما باید وضعیت املاک را بدانند.

آقامیری درباره جلسات ویژه بررسی فرونشست زمین در شهر تهران نیز گفت: جلسات هنوز ادامه دارد. هفته آینده گزارش کاملی از وضعیت فرونشست در تهران و کل کشور در شورا ارائه می‌دهیم و سپس یک نشست خبری برگزار می‌کنیم و شورای عالی استان‌ها نیز افتتاح دبیرخانه برای فرونشست و کمیته علمی را اعلام می‌کند.

عضو کمیسیون عمران و حمل و نقل شورای شهر تهران اضافه کرد: با دولت و مجلس نیز هماهنگ کردیم و اینکه این موضوع نهایی شود و به لایحه‌ای که مدنظر ما است برسیم و برای تصویب به مجلس برود بیشتر از دو ماه زمان می‌برد.

منبع: ايلنا

ادامه مطلب

اجتماعی

پیش بینی پرداخت‌هایی از سوی دولت در حوزه حمل و نقل داشتیم که اتفاق نیفتاد/ رساندن شرایط اتوبوس‌ها به وضعیت قابل قبول کمی طول می‌کشد

منتشر شده

در

توسط

سخنگوی شورای شهر تهران گفت: شهرداری الان شبانه روزی در بحث حمل و نقل کار می‌کند اما بسیاری از اینها هماهنگی دولت را نیاز دارد و گاهی اوقات دیر اتفاق می‌افتد و طول می‌کشد و پیش بینی برای پرداخت‌هایی از سوی دولت داشتیم که اتفاق نیفتاد و این موارد کار را خراب می‌کند.

«علیرضا نادعلی» سخنگوی شورای شهر تهران در گفت و گو با خبرنگار ایلنا در واکنش به وضعیت ترافیک شهر تهران و انفجار جمعیت در مترو و اتوبوس پس از بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها و شکایت مردم از این مساله اظهار کرد: در مساله اتوبوس همواره در ادوار مختلف مشکلاتی را داشتیم. اتوبوس یک زیرساخت گران قیمت است و واردات و اورهال آن هزینه هنگفتی دارد.

او ادامه داد: با عقب افتادگی که در دروه قبل داشتیم رساندن سریع شرایط در زمینه اتوبوس‌ها به نقطه قابل قبول کمی طول می‌کشد و به دورخیز نیاز دارد. با مدلی که در بین اعضای شورا می‌بینم و با آنچه که گذشت شهرداری را نیز این شکلی‌تر یافتم که اولویت اول همه الان همین است.

نادعلی با بیان اینکه شهرداری الان شبانه روزی در این بحث کار می‌کند اظهار کرد: اما بسیاری از اینها هماهنگی دولت را نیاز دارد و گاهی اوقات دیر اتفاق می‌افتد و طول می‌کشد و پیش بینی برای پرداخت‌هایی از سوی دولت داشتیم که اتفاق نیفتاد و این موارد کار را خراب می‌کند.

سخنگوی شورای شهر تهران افزود: اهمیت این مساله به حدی مهم است که نه فقط برای ما در شورا و شهرداری بلکه برای دولت و ارگان‌های ملی هم که باید در‌ این موضوع کمک کنند تبدیل به یک امر حیاتی می‌شود و همه دارند مطالبه می‌کنند. بعد از کرونا و با آمدن همه به کف خیابان‌ها سختی بیشتر از قبل شده است.

او در واکنش به اینکه دولت جدید از ابتدا اعلام شد که با مدیریت شهری دوره جدید همسو است و این مساله به بهبود شرایط حمل و نقل تهران کمک می‌کند اما عملا این اتفاق رخ نداده است اظهار کرد: ظاهرا توافقات جدیدی رخ داده است. اما ما مطالبه خود را نسبت به این مساله کم نمی‌کنیم و معتقد هستم که دوستان بیش از چیزی که دارد اتفاق می‌افتد تلاش می‌کنند. شهردار تهران هر جلسه بدون اینکه ما بپرسیم درباره این موضوع صحبت می‌کرد.

نادعلی گفت: اما معاون حمل و نقل با توجه به اینکه دغدغه اصلی مردم در این زمینه است باید بیش از این در حوزه اطلاع‌رسانی ظاهر شوند و باید پاسخگویی کنند تا ذهن مردم درگیر این موضوع بشود که عده‌ای دارند کار می‌کنند و درباره این موضوع زحمت می‌کشند. اقدامات و موانع را بگویند تا مردم بدانند مدیریت شهری با چه موضوعاتی دست و پنجه نرم می‌کند.

او با اشاره به وضعیت پله‌های برقی گفت: برای مثال شرایط پله‌های برقی را و مشکلات مردم در بالا و پایین رفتن از این پله‌ها را دیدیم. وقتی میزان مطالبه مردم از میزانی زیادتر شد، پاسخگویی دوستان بهتر اتفاق افتاد و برخی از شرکت‌های داخلی ابراز آمادگی کردند ما آنچه که لازم است را داریم و می‌توانیم تامین کنیم.

نادعلی تاکید کرد: در هر صورت نتیجه حرف‌ها را مردم باید طی مدت کمی ببینند و انتظار داریم در حوزه خدمات شهری و سازمان زیباسازی هر یک پله برقی که درست می‌کنند را اعلام کنند تا مردم بدانند یک زیرساخت به زیرساخت‌ها اضافه شد و یک مشکل از مشکلات شهر کم شد.

منبع: ايلنا

ادامه مطلب
تبلیغات

برترین ها