با ما همراه باشید

اشتغال

شما بیمه‌اید؟ نه من کارآموزم!

منتشر شده

در

در «زمانه‌ی بی‌قراردادی» آدم‌ها به اشکال مختلف استثمار می‌شوند؛ کارفرما اگر دلش بخواهد بیمه می‌کند که البته بیشتر وقت‌ها نمی‌خواهد و نمی‌کند؛ اگر بخواهد حقوق‌ها را به اندازه‌ی افزایش مصوب سالانه زیاد می‌کند و اگر نخواهد، کارگران در اکثر مواقع هیچ چاره‌ای ندارند جز اینکه با «ندارم، ندارمِ کارفرما» بسازند و سکوت کنند.

 «ریحانه» دختر جوان و خوشرویی است که سعی می‌کند، همه چیز را به شوخی برگزار کند، اما زندگی کردن و جنگیدن بر سر ابتدایی‌ترین حقوق، اصلاً شوخی نیست.

«مدرک کارشناسی مرتبط داروسازی دارم؛ بیش از دو سال است که در یک داروخانه مشغول به کار شده‌ام؛ اوایل وعده‌های خوش آب و رنگ دادند و به اصطلاح در باغ سبز نشانم دادند؛ اما حالا…..»

ریحانه، بعد از دوسال کار کردن در یک داروخانه و با وجود داشتن مدرک کارشناسی، بیمه نیست؛ قرار هم نیست بیمه شود؛ روز اول، کارفرما به او گفته بود بعد گذشت چند ماه بیمه می‌شوی، اما بعد از نُه ماه که ریحانه پیگیر کار شد، زیر همه چیز زد و خیلی ساده گفت: من همچین قولی به کسی نداده‌ام!

شش نفر در یک داروخانه متوسط در غرب تهران کار می‌کنند که فقط دو نفر از باسابقه‌ها بیمه هستند و بقیه، از کمترین امکانات شغلی محروم؛ او می‌گوید: بدون بیمه تامین اجتماعی، هیچ امیدی به آینده ندارم؛ منِ تحصیلکرده به اجبار مثل یک کارگر روزمزد کار می‌کنم؛ تازه کارگران روزمزد ساختمانی نیز به نسبت روزهایی که کار می‌کنند، بیمه می‌شوند اما ما یک روز هم بیمه نداریم.

دورنمای زندگی برای این جوان تحصیلکرده اصلاً روشن نیست؛ ضمن اینکه دست و پای او هم بسته است؛ اگرچه در قانون آمده بیمه کردن در تمام کارگاه‌های کشور، یک «الزام» است و کارگر در صورت استنکاف کارفرما، حق شکایت دارد اما این الزام قانونی و حق شکایتِ مترتب بر آن، فقط روی کاغذ، معنا دارد؛ در عمل، هرچه کارفرما زیر قولش بزند و هرچقدر قانون را دور بزند، جرئت شکایت در کارگری که موقت است و حق و حقوقی ندارد، پیدا نمی‌شود؛ کارگران نه تنها شکایت نمی‌کنند، بلکه به اجبار همدست کارفرما می‌شوند در دور زدن قانون؛ این دقیقاً همان زمانی است که مظلوم برای جان به در بُردن، مجبور به همدستی با ظالم است تا فقط در جایی که هست، برقرار بماند.

از او می‌پرسم، مگر بازرس تامین اجتماعی برای نظارت نمی‌آید؛ مگر متوجه نمی‌شود شما بیمه نیستید؛ و ریحانه ماجرای تلخی از همدستی اجباری با کارفرمای متخلف تعریف می‌کند:

«بازرس بیمه می‌آید، هرچند وقت یکبار هم می‌آید؛ اما ما به دروغ می‌گوییم کارآموزیم و تازه یکی دو ماه است که در این داروخانه کار می‌کنیم؛ اما یک اتفاق جالب یکبار افتاد؛ بازرس تامین اجتماعی آمد و من خودم را به اجبار کارآموز معرفی کردم؛ رفت و چند ماه بعد، همان بازرس دوباره برگشت، از من پرسید شما بیمه‌اید؟ منم گفتم من کارآموزم، دو ماه است که اینجا آمده‌ام؛ طرف به شک افتاد و گفت من شما را چند ماه قبل اینجا دیده‌ام؛ من هم به سرعت گفتم شما اشتباه می‌کنید، من فقط یک کارآموزم…..»

ریحانه می‌گوید مجبور است اینگونه برخورد کند: «کارم را از دست می‌دهم؛ کار جدید پیدا کردن که ساده نیست؛ هرجا هم بروم، آسمان باز همین رنگ است؛ هیچ کاری هم به مدرک و تخصصم ندارند؛ در همین داروخانه آدم داریم که قبلاً شاگرد خیاط بوده؛ آدم داریم دارد دوره آرایشگری می‌گذراند؛ اما متاسفانه حقوق و شرایط شغلی آن‌ها با من که درس خوانده‌ام و مدرک مرتبط دارم، هیچ فرقی ندارد. در بخش خصوصی برای مدرک و تخصص و سابقه، تره هم خُرد نمی‌کنند.»

زندگی زیر سایه‌ی ترس از آینده دشوار است، آن‌چنان دشوار که آدم مجبور با همدستی با فرد ظالمی شود که یک گوشه ایستاده، همه چیز را نظاره می‌کند و لبخند می‌زند: «وقتی داشتم اینها را به بازرس بیمه می‌گفتم، کارفرما یک گوشه ایستاده بود من را نگاه می‌کرد و فقط لبخند می‌زد!»

روزگار این دختر جوان، مثل هزاران کارگر جوان، متخصص و تحصیلکرده‌ی دیگر، در بن‌بست ناامنی و بی‌ثباتی گرفتار آمده است؛ شرایط شغلی این‌ها معجونی از حق‌کُشی‌های دهه‌های گذشته است، ظلم‌هایی که رویهم انباشته شده. به نظر می‌رسد زمانه‌ی «قراردادهای موقت» و حتی «قراردادهای سپید امضا» دیگر به سر آمده و در روز جهانی کارگر ۱۴۰۱، در زمانه‌ی بی‌قراردادی به سر می‌بریم. ریحانه در پاسخ به اینکه آیا امسال حقوق‌تان زیاد شده یا نه؛ می‌گوید: « قول داده همان ۵۷ درصد را زیاد کند آخر ما حداقل‌بگیریم؛ البته هنوز امروز که پنجم اردیبهشت است، حقوق فروردین را نگرفته‌ایم؛ خدا کند به این قول عمل کند؛ اما ما اصلاً قرارداد نداریم؛ همه چیز شفاهی است؛ کاملاً شفاهی….»

حسین حبیبی (فعال کارگری و عضو هیات مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور) در تحلیل وضعیت ریحانه و هزاران کارگر متخصصِ بی‌قرارداد و بی‌بیمه به ایلنا می‌گوید: کارگرانی که قرارداد کار دارند، به دلیل دادنامه ۱۷۹ دیوان عدالت و به رسمیت شناخته شدنِ قراردادهای موقت در کارهای با ماهیت مستمر، به مخمصه افتاده‌اند و حق شکایت و دادخواهی ندارند، چه برسد به اینها که حتی قرارداد هم ندارند. مشکل می‌دانید از کجاست؛ از اینکه نظارت دقیق و واقعی صورت نمی‌گیرد و بازرسی‌ها تقریباً صوری است؛ بازرس می‌آید و به گفته‌های خود کارگرانی که تحت فشار هستند اکتفا می‌کند؛ آخر خوداظهاری در شرایط اجبار و فشار، واقعاً چه ارزشی دارد؟!»

ریحانه قبلاً مدعی شد، هرجا بروم آسمان همین رنگ است، حالا می‌گوید حتی ممکن است سیاه‌تر هم باشد! او یکی از دوستانش به نام زهرا را معرفی می‌کند که در یک داروخانه‌ی دیگر چند خیابان آن‌طرف‌تر مشغول به کار است؛ درحالیکه در داروخانه‌ی محل اشتغال ریحانه، کار در دو شیفت صورت می‌گیرد و هر فرد، روزی شش ساعت -یا در شیفت صبح یا در شیفت عصر- کار می‌کند، در داروخانه‌ی محل کار زهرا اینطور نیست، اوضاع به مراتب بدتر است؛ روزی دوازده ساعت کار پیاپی حتی پنج‌شنبه‌ها برای فقط کمی بیشتر از حداقل دستمزد مصوب.

زهرا هم مثل ریحانه و بسیاران دیگر بیمه نیست؛ با بیش از یازده ماه کار کردن، هنوز بحث بیمه اساساً طرح نشده و البته او نیز از اینکه بیکار شود، می‌ترسد و هیچ مرجعی برای دادخواهی ندارد…..

ظاهراً در «زمانه‌ی بی‌قراردادی» آدم‌ها به اشکال مختلف استثمار می‌شوند؛ کارفرما اگر دلش بخواهد بیمه می‌کند که البته بیشتر وقت‌ها نمی‌خواهد و نمی‌کند؛ اگر بخواهد حقوق‌ها را به اندازه‌ی افزایش مصوب سالانه زیاد می‌کند و اگر نخواهد، کارگران در اکثر مواقع هیچ چاره‌ای ندارند جز اینکه با «ندارم، ندارمِ کارفرما» بسازند و سکوت کنند؛ مگر اینکه خوش‌شانس باشند و بعد از مدتها این در و آن در زدن، کاری پیدا کنند که کمتر، فقط قدری کمتر، سوژه‌ی استثمار شوند.

ریحانه آخر همه‌ی صحبت‌هایش، از یک روز در آینده می‌گوید؛ روزی که قرار است بالاخره فرابرسد: «روزی که کار پیدا کنم و بالاخره از این داروخانه بروم، می‌دانید چه می‌کنم؛ می‌روم اداره کار و تامین اجتماعی و همه چیز را می‌گویم؛ آن روز همه چیز را راست و درست اعتراف می‌کنم، برخلافِ امروز؛ همه چیز بماند برای آن روز….»

گزارش: نسرین هزاره مقدم

منبع: ايلنا

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اشتغال

نگرانی از افزایش بیکاری در مشاغل خدماتی و خانگی به دلیل گرانی‌

منتشر شده

در

توسط

دبیر اجرایی خانه کارگر شهرستان ری گفت: افزایش نرخ ارز، عدم تامین نقدینگی ریالی مورد نیاز، گرانی مواد اولیه، کاهش قدرت خرید مردم و رکود بازار از عوامل اصلی نابسامانی در بازار کسب و کار به شمار می‌روند و این شرایط روند تعدیل نیروی انسانی را سرعت بخشیده است.

 علی ترکاشوند با اشاره به تشدید مشکلات اقتصادی واحدهای خدماتی به دنبال گرانی‌های اخیر، پیش‌بینی کرد با گران شدن مواد اولیه محصولات غذایی همچون شکر؛ روغن، مرغ، برنج و تخم مرغ که مواد اولیه تولیدات برخی صنوف خدماتی و خانگی همانند شیرینی‌پزی‌ها و رستوران‌ها هستند، ادامه فعالیت برای آنها مقرون به صرفه نباشد و در نتیجه کارگران شاغل در این واحد‌ها، اولین قربانیان این بحران برای کاهش هزینه‌های جاری تولید خواهند بود. در عین حال برخی مشاغل خانگی که در این حوزه فعالیت می‌کنند امکان ادامه را از دست می‌دهند.

این فعال کارگری گفت: افزایش نرخ ارز، عدم تامین نقدینگی ریالی مورد نیاز، گرانی مواد اولیه، کاهش قدرت خرید مردم و رکود بازار از عوامل اصلی نابسامانی در بازار کسب و کار به شمار می‌روند و این شرایط روند تعدیل نیروی انسانی را سرعت بخشیده است.

وی گفت: برخی از کارفرمایان معتقدند مشکلات مقطعی بوده و برطرف خواهد شد، بنابراین چند هفته‌ای منتظر مانده و دست به تعدیل نیرو نمی‌زنند اما اگر نابسامانی‌ برای بخش تولید ادامه یابد، برخی از این واحدهد مجبور به تعطیلی یا کاهش نیرو هستند.

دبیر اجرایی خانه کارگر شهرستان ری، با ابراز نگرانی از امنیت شغلی برخی گروه‌های کارگری، یادآور شد: حفظ اشتغال موجود از ایجاد اشتغال مهم‌تر بوده و لازم است دست‌اندرکاران و مسئولان ذی‌ربط با هوشیاری کامل، در رفع موانع بکوشند و ترتیبی اتخاذ کنند که به واحد‌هایی که تحت تاثیر گرانی‌ها قرار گرفته‌اند به نحوی کمک شود.

ترکاشوند با اشاره به این مهم که اکثر قراردادهای کار کارگران صنوف خدماتی موقتی بوده و با توافق انجام شده است، بیان کرد: با این وجود کارگاه‌هایی که به طور کامل تعطیل و کارگران‌شان بیکار می‌شوند، تبعات اجتماعی منفی به دنبال می‌آورند.

این فعال کارگری تصریح کرد: به طور حتم با ادامه گرانی‌ها با پدیده ریزش کارگران واحدهای کوچک و متوسط تولیدی و صنوف و مشاغل خدماتی مواجه می‌شویم درحالی‌که نیمی از این کارگران از خدمات بیمه‌ای محروم هستند.

او گفت: افزایش بیکاری فشار زیادی به منابع تامین اجتماعی برای دریافت بیمه بیکاری در شرایطی که صندوق تامین اجتماعی وضعیت خوبی ندارد، وارد خواهد کرد.

ترکاشوند گفت: از دولت و نهادهای مسئول ازجمله وزارت تعاون و کار درخواست داریم برای مقابله با بیکاری ناشی از تبعات گرانی چاره‌اندیشی کنند.

منبع: ايلنا

ادامه مطلب

اشتغال

استناد به تبصره‌ بودجه دولت برای افزایش ۱۰ درصدی حقوق کارگران غیرقانونی است

منتشر شده

در

توسط

رئیس فراکسیون کارگری شورای شهر تهران در دوره پنجم استناد نهادهای عمومی از جمله شهرداری به تبصره‌ بودجه دولت برای افزایش ۱۰ درصدی حقوق کارگران را غیرقانونی اعلام کرد.

«افشین حبیب زاده» رئیس فراکسیون کارگری شورای شهر تهران در دوره پنجم در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا نهادهای عمومی ازجمله شهرداری‌ها و شرکت‌ها و سازمانهای خصوصی مجاز به افزایش ۱۰ درصدی حقوق بر مبنای بخشنامه دولت هستند یا خیر؟ اظهار کرد: در تبصره ۱۲ قانون بودجه، بند یک-الف ذکر شده است که ضریب حقوق گروه‌های مختلف حقوق بگیر در دستگاه‌های اجرایی موضوع ماده ۲۹ قانون برنامه پنج‌ساله ششم توسعه به میزان ۱۰ درصد براساس آخرین حکم کارگزینی به گونه‌ای افزایش یابد که مجموع حکم کارگزینی برای “کارکنان رسمی، پیمانی” و مبلغ قرارداد منعقده ماهانه برای “کارکنان قرارداد کار معین (مشخص)” که در اینجا مقصود کارگران قراردادی با قرارداد کار معین است، از ۵۶ میلیون ریال کمتر نباشد.

او ادامه داد: آنچه که در این بند از تبصره ۱۲ بودجه حائز اهمیت است، بخشی است که به کارکنان قرارداد معین اشاره دارد. در واقع کارکنان قرارداد معین از نظر قانون کار مشخص است و در واقع کارگران قراردادی که برای یک کار مشخص و واجد زمان محدود در جایی مشغول به کار می‌شوند را شامل می‌شود.

حبیب زاده با ذکر مثالی در توضیح این موضوع گفت: برای مثال کارگاهی برای ارتقای کیفیت ماشین آلات قراردادی با تعدادی کارگر برای این موضوع منعقد می‌کند و قرارداد با کارگران از زمانی که می‌خواهند ارتقا کیفیت دهند تا زمان پایان کار خواهد بود.

رئیس فراکسیون کارگری شورای شهر تهران در دوره پنجم تاکید کرد: برای کسانی که الان در نهادهای عمومی که در موضوع ماده ۲۹ قانون برنامه ششم به آن اشاره شده است مشغول هستند، موضوع قرارداد معین مشمول آن‌ها نمی‌شود و عمده کسانی که به عنوان کارگر قراردادی در نهادهای عمومی مشغول به کار هستند، تقریبا اکثرشان کار دائمی دارند و نه کار فصلی، معین یا موقت.

حبیب زاده با بیان اینکه این بخش از تبصره ۱۲ قانون بودجه مشمول کارگران قراردادی نمی‌شود، اضافه کرد: این موضوع تنها مشمول کارگران قرارداد معین می‌شود و هیچ یک از این کارگرها قرارداد کار معین ندارند و بعضا سال‌ها است که در نهادهای عمومی مشغول به کار هستند.

او با تاکید بر اینکه استناد به این بند بودجه وجاهت قانونی ندارد، تصریح کرد: در نتیجه این تبصره مشمول آن‌ها نمی‌شود و آنچه که برخی از نهادهای عمومی از جمله شهرداری‌ها به آن اشاره می‌کنند، استناد قانونی ندارد و اگر بخواهند به این موضوع اصرار کنند می‌شود موضوع را از دیوان عدالت اداری پیگیری کرد.

حبیب زاده تاکید کرد: در نتیجه همه کارگران، مشمول مصوبه شورای عالی کار و جدول افزایش دستمزد اعلامی از سوی این نهاد هستند.

منبع: ايلنا

ادامه مطلب

اشتغال

اقدامات زیرپوستی برای کاستن از حقوقِ قانونیِ کارگران سخت و زیان‌آور

منتشر شده

در

توسط

احسان سهرابی گفت: به نظر می‌رسد در مقوله‌ی کارگرانِ مشاغل سخت و زیان‌آور، دنبال محو کردن کارفرمای اصلی هستند و می‌خواهند پیمانکار تبعی را پررنگ کنند و دست کارگران را در پوست گردو بگذارند.

احسان سهرابی (نماینده کارگران در شورایعالی حفاظت فنی وزارت کار) در ارتباط با تغییرات احتمالی در برخورداری از مزایای مشاغل سخت و زیان‌آور به خبرنگار ایلنا می‌گوید: امروز مدعی هستیم که به مقاوله‌نامه‌های سازمان جهانی کار ملحق شده‌ایم و کلیه مباحث مطروحه در حوزه کار را با  نگاه سه جانبه‌گرایی انجام می دهیم ولی در عمل می‌بینیم تقنین مصوبات و دستورالعمل‌ها بدون در نظر گرفتن رای و نظرِ شرکای اجتماعی است.

او تاکید می‌کند: پیرو سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری، سازمان تامین اجتماعی باید در اصول حاکم بر سازمان تامین اجتماعی با محوریت تثلیث، بازنگری کند ولی گاهاً دیده می‌شود در اجرا، دوجانبه‌گرایی به جای سه‌جانبه‌گرایی حاکم است و حق مشارکت کارگران و نمایندگان آن‌ها به رسمیت شناخته نمی‌شود در حالیکه نباید به گونه‌ای تصمیم‌سازی کنند که جامعه‌ی ذینفعان اصلی یعنی بیمه‌شدگان از عملکرد سازمان ناراضی شوند.

سهرابی به نشست نمایندگان دبیرخانه پنج تشکل بزرگ مهندسی کشور در هجدهم ماه جاری با مقامات وزارت کار اشاره می‌کند؛ نشستی که متعاقب نامه‌نگاری‌های قبلی و ارائه پیشنهادات اصلاحی توسط این دبیرخانه‌ی کارفرمایی برگزار شده است؛ او تاکید می‌کند: هیچ نشستی که در ارتباط با منافع بیمه‌شدگان باشد، نباید بدون حضور نمایندگان قانونی آن‌ها برگزار شود. باید خاطرنشان سازم مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی در جلسه‌ای در خراسان رضوی، تاکید بر گفتگوی ملی سه جانبه داشتند و در این زمینه اولین جلسه نیز برگزار شده است اما  به نظر می‌رسد مسیر به سمت دیگری می‌رود و این نگرانی وجود دارد که به درخواست دبیرخانه پنج تشکل مهندسی کشور، تغییراتی به صورت دوجانبه در آیین‌نامه مشاغل سخت و زیان‌آور و برخوداری کارگران از بازنشستگی پیش از موعد به وجود بیاید.

سهرابی اضافه می‌کند: به عنوان نماینده کارگران در شورایعالی حفاظت فنی، هر نوع اصلاحیه بدون نظر شرکای اجتماعی را محکوم می‌کنم و باید بگویم، انجام طرح‌هایی مثل طرح پارامتریک، توانمندی صندوق تامین اجتماعی و اصلاحات بر مبنای مکاتبات اتاق بازرگانی و یا دبیرخانه مشترک پنج تشکل مهندسی کشور بدون در نظر گرفتن  منافع و حقوق ذینفعان، علاوه بر اینکه بی‌احترامی به سه‌جانبه‌گرایی و کارگران به عنوان شریک اصلی اجتماعی است، غیرقانونی نیز هست و مصوبات این‌چنینی هرگز وجاهت قانونی نخواهد داشت.

به گفته وی، تغییراتی مانند انتقال دبیرخانه سخت و زیان‌آور به سازمان تامین اجتماعی که ذینفع اصلی است و یا مبرا دانستنِ کارفرمای اصلی از حقوق سخت و زیان‌آور کارگران پیمانکاری، از اصلاحات تخریبی احتمالی است که نباید بدون مداخله‌ی کارگران، هیچ کدام وجهه‌ی قانونی بیابد و اجرایی شود.

مسئولیت تضامنیِ کارفرمای مادر در ماده ۱۳ قانون کار به رسمیت شناخته شده است؛ سهرابی هشدار می‌دهد: طبق قوانین موضوعه، دستگاه به پیمان‌سپارنده یعنی همان کارفرمای اصلی باید در اجرای کار، نظارت کافی داشته باشد و در صورت قصور، مسئولیت تضامنی دارد؛ اما به نظر می‌رسد در مقوله‌ی کارگرانِ مشاغل سخت و زیان‌آور، دنبال محو کردن کارفرمای اصلی هستند و می‌خواهند پیمانکار تبعی را پررنگ کنند و دست کارگران را در پوست گردو بگذارند چراکه پیمانکار می‌آید و چندماه بعد بی‌خبر می‌رود و کارگر دستش نمی‌رسد که حقوقش را از او مطالبه کند.

سهرابی با تاکید بر اینکه «کلیه مصوبات این عرصه در صلاحیت ذاتی شورایعالی حفاظت فنی وزارت کار است و وزارت کار یا سازمان تامین اجتماعی نمی‌تواند به سفارش نهادهای کارفرمایی، اصلاحات تعدیلی به عمل بیاورد» اضافه می‌کند: به عنوان نماینده کارگر، سلامت کارگران برایمان مهم است و اعتقادمان براین است که محیط کار باید استاندارد و کاملاً سالم و امن باشد، نه اینکه با اصطلاحِ ناگوارِ «بازنشستگی بهش نساخت فوت کرد» از کارگران  بازنشسته یاد کنیم؛ تسریع در فوت دقیقاً به علت بیماریهای حرفه‌ای کارگر است؛ بیماری‌هایی که در سنوات خدمتی برایش حادث شده است؛ لذا قرار نیست تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌ها، یک‌سویه و یک‌جانبه باشد، آنهم در شرایطی که این تصمیمات دقیقاً با زندگی و سلامت کارگران در ارتباط است.

منبع: ايلنا

ادامه مطلب
تبلیغات

برترین ها