با ما همراه باشید

فرهنگی و هنری

گریه مریم امیرجلالی در فراق فتحعلی اویسی

منتشر شده

در

گریه مریم امیرجلالی در فراق فتحعلی اویسی

با بغض سنگینی تلفنش را جواب داد و همین که اسم «فتحعلی اویسی» را آوردیم، بغضش ترکید و دقایقی بلند گریه کرد و بعد سکوت… خبر درگذشت همکار قدیمی اش از یک طرف غمی سنگین در دلش نشانده بود و قضاوت های مردم و به قول خودش توهین هایی که در این مدت به او شده بود، غمش را چند برابر کرده بود.

مریم امیرجلالی، بازیگر پیشکسوت کشورمان در ادامه یادی کرد از خاطرات خوب همکاری با فتحعلی اویسی و گفت: بهترین خاطره خوبی که من از ایشان داشتم، صداقت و صمیمیت پاکشان بود. فتحعلی اویسی تنها کسی بود که بعد از سیروس‌گرجستانی عزیز با او رفت و آمد خانوادگی داشتم که متاسفانه از صبح، خبر فوت این هنرمند مرا بسیار ناراحت کرده است. توهین های مردم هم از سوی دیگر ناراحتی ام را بیشتر کرده است.

این هنرمند در حالی که با بغض صحبت می کرد، ادامه داد: تمام لحظات آن خدا بیامرز(فتعلی اویسی) برایم خاطره است، کدامش را بگویم اگر بخواهم بگویم مثنوی ۳۰۰ من(!) می شود. هیچ وقت بازی در فیلم سینمایی «مادر زن سلام» از یادم نمی رود که همیشه به من می گفت «داغت به دلم بمونه ملوک با این خواستگارایی که میاری».

او سپس با یادآوری سفرش به اصفهان همراه با فتحعلی اویسی، به حرفهایش اضافه کرد: یادگار من با فتحعلی اویسی سفری بود که برای فیلم های «بازنشسته ها» و «افراطی‌ها» همراه همسرش در اصفهان بودیم و ساعت های بیکاری، عصرها به جلفا می رفتیم و با هم قهوه می خوردیم. هیچ وقت یادم نمی رود آن روز ۵ عصر پرواز داشتم، مرحوم اویسی اصرار داشتند که اگر غذای رستوران شهرزاد را نخوری نصف عمرت بر فناست که ما به اتفاق همسرش به رستوران‌ رفتیم و دیدیم صف خیلی طولانی دارد. اویسی گفت امیرجلالی بیا برویم بنشینیم و همان نان و پنیر خودمان را بخوریم، من در این سفر نمی ایستم که من گفتم شما اجازه بدهید با مدیر رستوران صحبت کنم اگر متوجه حضور شما شوند حتما به ما یک جا  می‌دهند که من رفتم صحبت کردم گفتند ۵ دقیقه صبر کنید تا میزتان را آماده کنیم، خیلی سریع میز ما آماده شد و ما رفتیم و نشستیم. از آنجایی که آقای اویسی باقالی پلو با ماهیچه را خیلی دوست داشت، ما سفارش دادیم و به من گفت امیرجلالی خدا را شکر تصدق سر تو ما را هم راه دادند که من گفتم آقای اویسی این چه حرفیست من در مقابل شما یک طلبه هم نیستم، اسم آقای اویسی را که آوردم رستوران برای ما میز رزرو کرد. خلاصه روز بسیار خوشی را داشتیم. من یک ماه در خدمت ایشان و همسر نازنینش بودم و چقدر اصفهان به ما خوش گذشت.

امیرجلالی سپس خاطرنشان کرد: مرحوم اویسی سه ماه پیش بود که با من تماس گرفت و گفت دختر تو نمی خواهی خانه ما بیایی و یکسری به ما بزنی که من هم گفتم سری قبل خواستم بیایم که شما اسباب‌کشی داشتید، چشم حتما می آیم که به خاطر کرونا باز هم نشد بروم و با همسرش صحبت کردم. گفتم آنقدر به شما علاقه دارم که نمی‌خواهم خدایی ناکرده برایتان مشکلی پیش بیاید، چون به هر حال من زیاد بیرون می روم. همین قدر که صدایتان را می شنوم برایم کافیست. من واقعاً با این خانواده لحظه های خوش و شیرینی داشتم.

این هنرمند همچنین به بی احترامی هایی که در فضای مجازی پس از شنیدن خبر فوت فتحعلی اویسی از سوی مردم به او شده است، اشاره کرد و با ناراحتی فراوان، گفت: از صبح امروز مدام به من توهین می‌شود که چرا دروغ گفتی فتحعلی اویسی حالش خوب است؛ در صورتی که من با همسرش صحبت کردم و از آنجا که همسرش ناراحتی قلبی داشت، گویا اصلاً به او اطلاع نداده بودند که ایشان در بیمارستان و کما هستند. وقتی با اطمینان کامل با من صحبت کرد که آقای اویسی حالش خوب است، یک ماه پیش ناراحتی قلبی داشت که برطرف شد و تمام این حرفها شایعه است و بعد شروع کردیم از خاطرات اصفهان مان صحبت کردیم و کلی گفتیم و خندیدیم، من بلافاصله یک پُست گذاشتم که خوشبختانه آقای اویسی حالش خوب است، مردم اصلاً نگران نباشید. البته در ادامه که متوجه وضعیت شدم، در گفت وگویی با ایسنا شرایط واقعی ایشان را تشریح کردم.

امیرجلالی ادامه داد: از امروز صبح همین طور فحش و توهین به من می دهند که شما به خاطر فالوور این کار را کردید. ببینید ما چه مردمی هستیم؟! این فرهنگ کجا رفته است؟ من از بهترین نقش سینمایی که اول کرونا آرزویم بود با خانم آبیار داشته باشم، به خاطر این بیماری انصراف دادم حتی به من گفتند این فیلم به جشنواره می رود و شما کاندیدا هستید که من گفتم نه کاندیدا می خواهم و نه شهرت، سلامتی من از همه چیز مهمتر است. من اگر دنبال شهرت و فالوور بودم که وضعم خیلی بهتر از این بود. قبول دارم که هست و نیست مردم و همه چیزشان روی هواست، می‌خواهم بدانم آیا فرهنگ مان هم رفت؟! اگر این طور است پس همه ما سرمان را روی زمین بگذاریم و بمیریم. الان با خودم می گویم خوش به سعادتت فتحعلی اویسی که رفتی چون ایشان هم همیشه از این مسائل خیلی نگران و ناراحت بود و می گفت چرا فرهنگ ما لگدمال شده و تمام شده است.

این بازیگر همچنین بیان کرد: پسر فتحعلی اویسی دو سه روز پیش با من تماس گرفت و عذرخواهی کرد که طی این مدت اذیت شده اید و من گفتم آنقدر آقای اویسی و همسرش برایم عزیز هستند که تمام این مسائل برایم بیخود است و اشکالی ندارد. الان هم همان نوشته علیرضا اویسی را همراه با پستش در فضای مجازی گذاشتم که مردم ببینید و قضاوت نکنید، کمی به خودتان بیایید، مرگ برای همه هست منتها از بعضی ها به نیکی یاد می کنند. آقای اویسی سه چهار سال است که کار نمی کند. آیا یک نفر از او پرسید کجاست؟ کسی گفت از کجا می آوری و می خوری؟ چطور زندگی ات را می گذرانی که الان همه کاسه داغ‌تر از آش شده اند؟!  بس کنید این دروغ ها و ریاکاری ها را. من واقعا از این همه قضاوت های بی جهت و توهین های زشت ناراحت شدم.

این هنرمند صراحتا بیان کرد: برای ما ایرانی ها فضای مجازی خیلی زود بود چون ما فرهنگ استفاده درست از این فضاها را نداریم. متاسفانه هرچه عقده و بی فرهنگی و بی شخصیتی است در این فضاها عنوان می‌کنند و مردم را زیر سوال می‌برند. ببخشید آیا شما از خانواده ایشان خبر داشتید که چه اتفاقاتی در پشت پرده ماجرا بوده؟ بنده واقعاً بی‌تقصیر بودم. وقتی همسرش انقدر امیدوارکننده صحبت می کند و می خندد من باید چه فکری می کردم. دقیقا اتفاقی که برای آقای محمدعلی کشاورز بارها افتاد و بارها شایعه مرگ ایشان را شنیدیم. یک بار یادم هست که خواندم نوشتند ان‌ لله و انا الیه راجعون، آنقدر ناراحت شدم با وجود اینکه شب دیر وقت بود با خودم گفتم زنگ می زنم به خانه‌اش اگر گوشی را برداشت می فهمم که باز هم شایعه است که اتفاقاً بعد از تماسم سریع جواب داد و گفت باز هم گفتند من مرده ام! نه من هنوز زنده ام. آیا این رفتارها درست است؟!

منبع: ايسنا

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرهنگی و هنری

پیکر کفشچیان مقدم در خواجه ربیع مشهد به خاک سپرده شد

منتشر شده

در

توسط

پیکر کفشچیان مقدم در خواجه ربیع مشهد به خاک سپرده شد
تصویری از مراسم خاکسپاری مرحوم اصغر کفشچیان مقدم

مراسم تشییع پیکر اصغر کفشچیان مقدم ـ هنرمند و مدرس دانشگاه ـ که در روزهای گذشته به دلیل عوارض ناشی از ابتلاء به ویروس کرونا درگذشت، امروز برگزار شد.

 پیکر این هنرمند و پژوهشگر، چهارشنبه ـ بیست و یکم مهر ماه ـ در آرامگاه خواجه ربیع مشهد با حضور خانواده، دوستان و جمعی از مسئولان فرهنگی هنری و همکارانش به خاک سپرده شد.

این مراسم که طبق اعلام قبلی مهدی کفشچیان، فرزند آن هنرمند از ساعت ۱۰ صبح امروز در شهر مشهد شروع شد، ساعاتی قبل به پایان رسید.

مهدی کفشچیان در متنی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، ضمن تشکر از تمام افرادی که در این مدت برای پدرش دعا کرده‌اند، این چنین نوشته است: «امیدوارم بتوانم مثل پدرم قوی باشم و درست زندگی کنم.»

به گزارش ایسنا، اصغر کفشچیان مقدم، هنرمند و پژوهشگر معاصر بود که حضور پررنگی در فضای آکادمیک کشور داشت. این هنرمند که در سال ۱۳۴۲ در شهر مشهد متولد شده بود، به دنبال عوارض ناشی از ابتلاء به ویروس کرونا روز دوشنبه، نوزدهم مهر ماه درگذشت.

 

منبع: ايسنا

ادامه مطلب

فرهنگی و هنری

خبرنگار تا کجا اجازه افشاء دارد؟

منتشر شده

در

توسط

خبرنگار تا کجا اجازه افشاء دارد؟

در روزهای اخیر، افشاگری‌های یک خبرنگار در رابطه با استخدام‌های غیرقانونی در وزارت نفت، بار دیگر این پرسش را در ذهن برخی ایجاد کرده که آیا چنین افشاگری‌هایی اساسا جزو وظایف ذاتی یک خبرنگار محسوب می‌شود و در کل مرز میان پیگیری و طرح مطالبات مردمی و ورود به حریم خصوصی کجاست؟

 چندی پیش یک خبرنگار در صفحه توییتر خود اعلام کرد که به سبب افشاگری‌هایش در رابطه با استخدام‌های غیرقانونی در وزارت نفت، این وزارتخانه از او شکایت کرده است. موضوعی که به سرعت در رسانه‌ها منعکس شد و حمایت کتبی و شفاهی چند نماینده مجلس از این خبرنگار را نیز به دنبال داشت. در همین راستا نماینده اهواز در مجلس در توییتر خود نوشت: «نفس عمل شکایت از خبرنگاران آن هم کسانی که پیگیر مطالبه حقوق مردم و امر به‌ معروف هستند، ناپسندیده است. خبرنگاران چشم بینای مردم و مسئولان هستند و ما از این عزیزان حمایت می‌کنیم.»

و البته در ادامه مازیار هوشمند، رییس خانه مطبوعات با انتشار توییتی اعلام کرد وزارت نفت شکایت خود از خبرنگار خوزستانی و سایر شکایت‌ها از رسانه‌ها را پس گرفته است.

برای بررسی ابعاد این قضیه از دریچه علم روزنامه‌نگاری که سال‌هاست در مراکز علمی و آموزشی دنیا تدریس شده و کتاب‌ها و مقالات زیادی را به خود اختصاص داده است، با یکی از اساتید ارتباطات به گفت‌وگو نشستیم و از او خواستیم تا چهارچوب حرفه‌ای که برای یک خبرنگار جهت افشای حقایق و تخلفاتی که درون یک سازمان یا نهاد در جریان است و یا تخلفات فردی مسوولان و متولیان سازمان‌های مختلف کشور، ترسیم می‌شود را برایمان تبیین و تشریح کند.

امیدعلی مسعودی ـ استاد ارتباطات ـ  در ابتدا درباره حرفه خبرنگاری و مسوولیت این قشر از جامعه به ایسنا گفت: در دنیای امروز و از خیلی قبل‌تر از زمانی که در اروپا‍ انقلاب‌های رهایی بخش به ویژه انقلاب مشروطه انگلستان و بعد، انقلاب فرانسه اتفاق افتاد، بخش‌هایی از مطالبات مردم آزادی‌هایی بود که در سطح جامعه ایجاد شد. رسانه‌ها رکن چهارم آزادی هستند. ما قوه قضائیه، مقننه و مجریه را داریم معمولا رکن چهارمی هم هست که کارهایی که این سه قوه انجام می‌دهند را گزارش می‌کند یا درخواست‌های مردم را به آن‌ها منتقل می‌کنند. مطبوعات و خبرنگاران، همیشه پل ارتباطی میان مردم و مسوولان هستند؛ از طرفی نظرات مردم را به سمع و نظر مسوولان رسانده و از طرفی اقداماتی که مسوولان می‌خواهند انجام دهند را به گوش مردم می‌رسانند.

این استاد دانشگاه با طرح این پرسش که «حال اگر اقدامات مسوولان ما اشکال داشته باشد آیا رکن چهارم می‌تواند این مشکلات را مطرح کند؟» ادامه داد: قانون اساسی کشور ما گفته است مطبوعات در بیان مطالب آزاد هستند مگر اینکه مخالف حکم شرع و قانون باشد. وقتی که مشکلی در جامعه ایجاد می‌شود و این مشکل تکرار می‌شود، به طور طبیعی خبرنگار این حق را دارد که جلوی این تکرار را بگیرد؛ البته به صورتی که مستنداتش قوی و قابل استناد باشد.

خبرنگار تا کجا اجازه افشاء دارد؟

 

او یکی از مرزبندی‌هایی که برای خبرنگاران در افشای اخبار و اطلاعات وجود دارد را امنیت ملی و نظامی عنوان کرد و گفت: گاهی مواقع بعضی اطلاعات و اخبار به امنیت جامعه مربوط می‌شود؛ هم امنیت فکری هم امنیت نظامی. به جز این، مانع دیگری نداریم و اگر جایی تشخیص دادیم کسی خلاف کرده و اگر این خلاف ادامه پیدا کند و باعث ضرر و زیان به جامعه شود، اینجا دیگر وظیفه خبرنگار است که جلوی ضرر و زیان به جامعه را بگیرد. از طرفی هم باید مطمئن باشد، خبری نیست که اگر منتشر شود خدایی نکرده خطر امنیتی یا اخلاقی داشته باشد. بنابراین با حفظ محدودیت‌های قانونی، نقد و بررسی یا ارائه گزارش درباره اشکالاتی که در سه قوه دیگر هست، توسط خبرنگار، هیچ اشکالی ندارد. حضرت امام خمینی(ره) هم می‌گفتند اگر اشکالی هست به من بگویید؛ مقام معظم رهبری هم همیشه از نقد و انتقاد سازنده دفاع کرده‌اند. هر مطلبی که به آگاهی جامعه و اصلاح امور کمک کند، به نظر من عقلانی است که منتشر شود تا فرد خطاکار خودش را اصلاح کند و اگر مستحق مجازات باشد، مجازات شود. اما در بحث سیاسی و نظامی، باید محدوده‌های حفظ امنیت ملی را حتما مد نظر قرار دهیم.

مسعودی درباره حریم خصوصی و ضرورت رعایت این حریم توسط خبرنگاران توضیح داد: ما حق نداریم وارد حریم خصوصی اشخاص شویم. ولی وقتی شخصی از حریم خصوصی خودش به حریم دیگری تجاوز می‌کند، بحث فرق می‌کند. مثلا در یک اداره درست است که رییس هست، حراست هم هست، ولی میز و کشوی یک کارمند حریم خصوصی‌اش است و کسی به جز با حکم قانون حق ندارد آن را تفتیش کند. عکس‌های خصوصی که افراد در جایی منتشر نکرده و یا به صورت خصوصی منتشر کرده‌اند، بحث ازدواج و فرزند همه مصادیق حریم خصوصی است. اما اگر فرزندان یک شخص کار خلاف قانونی در سطح جامعه انجام دهند، آن دیگر حریم خصوصی نیست.

او نکته‌ای دیگری را هم به خبرنگاران گوشزد کرد و افزود: مسئله دیگری که خیلی مهم است این است که ما باید تفاوت میان متهم و مجرم را بشناسیم. متاسفانه بعضی از مطبوعات این فاصله را خیلی کم کرده‌اند. متهمِ پرونده ای که هنوز به آن رسیدگی نشده را نمی‌توانیم مجرم بنامیم.

مسعودی در ادامه با اشاره به افشاگری خبرنگار خوزستانی و اینکه خبرنگاران تا چه اندازه مجاز به افشاگری هایی از این دست هستند، توضیح داد: گاهی مسوولی خطایی می‌کند و آن خطا، خطای راهبردی و خلاف فرهنگ اسلامی و عرف جاری است. در مورد افشاگری خبرنگار خوزستانی، در شرایطی که مردم در تنگنا هستند و بسیاری از جوانان ما داوطلب هستند تا شغلی پیدا بکنند، ما می بینیم که به راحتی و بدون رعایت ضوابط و معیارها افرادی استخدام می‌شوند؛ در اینجا حق الناس از بین رفته است. البته خبرهایی که خبرنگار می‌دهد باید مستند باشد و درج اخبار کذب خودش خلاف قانون است. هر جایی خبرنگار اسناد و مدارکی از تخلفاتی را می بیند مجاز به افشاگری است اما محدودیت دیگری هم وجود دارد و آن محدودیت اخلاقی و محدودیت امنیتی است. گاهی نیز خلافی صورت می گیرد اما قبل از رفتن به دادگاه خبرنگار نباید آبروی شخص را ببرد و باید از طریق مراجع قضایی اقدام کند.

خبرنگار تا کجا اجازه افشاء دارد؟

 

این استاد ارتباطات درباره شکایت احتمالی سازمان ها از خبرنگاران افشاگر، عنوان کرد: اشکالی ندارد می‌توانند شکایت کنند. وقتی دادگاه تشکیل می‌شود دادگاه هیئت منصفه دارد و مثل دادگاه‌های معمولی نیست. هیئت منصفه مدارک و مستندات خبرنگار را می‌بینند. باید به دو سوال جواب بدهند یکی اینکه آیا خبرنگار مجرم است؟ که اگر مستندات کامل باشد مجرم شناخته نمی‌شود؛ دوم اینکه اگر مجرم است آیا مستحق تخفیف است؟ اگر ببینند دفعه اولش است و مستنداتش کافی نبوده مستحق کاهش جرائم هم می‌شود و در نهایت جرائم سبکی برایش در نظر گرفته می‌شود.

او دلیل بروز چنین اتفاقاتی را ارتباط ضعیف روابط عمومی‌ها با خبرنگاران دانست و در این زمینه توضیح داد: خبرنگاران به جامعه آگاهی می‌دهند. ما نباید حرمت خبرنگار را بشکنیم. این مسایل باید میان روابط عمومی و رسانه ها حل شود. متاسفانه رابطه روابط عمومی ها با خبرنگاران ضعیف است و هر دو طرف به یکدیگر اعتماد ندارند. اگر این فضا را درست کنیم به طوری که روابط عمومی ها خبرنگاران را از خودشان بدانند و خبرنگاران هم به روابط عمومی ها به عنوان منابعی موثق اعتماد داشته باشند، ما دچار این مشکلات نمی شویم. مثلا خبرنگار خوزستانی می‌توانست به خود وزیر این مساله را اطلاع دهد تا وزیر بلافاصله مساله را اصلاح کند. البته ما الان نمی دانیم آیا در این مورد خاص، این مسیر طی شده است یا نه. ولی در کل خبرنگار، به عنوان یک شهروند مشکل را به اطلاع  آن سازمان یا نهاد می‌رساند و بعد به عنوان یک خبرنگار تعقیب و پیگیری می‌کند. ما گزارش های پیگیرانه هم داریم. خبرنگار خورستانی می‌توانست به روابط عمومی وزارت نفت مراجعه کند اگر جواب نمی دادند هم مستنداتش بیشتر می‌شد.

مسعودی پس گرفتن شکایت وزارت نفت از خبرنگار را اقدامی عاقلانه عنوان کرده و افزود: اینکه شکایت را پس گرفتند دو حالت دارد؛ یا شأن و جایگاه رسانه را محترم شمرده اند و یا اینکه فکر کرده اند که ممکن است خودشان محکوم و خبرنگار تبرئه شود. در هر صورت همین که شکایتشان را پس گرفته اند به نظرم آن اعتمادی که از دست داده بودند را می توانند به دست بیاورند.

او در پایان عنوان کرد: خبرنگاران مثل پزشکان، معلمان و حقوقدانان کار فکری می‌کنند؛ کارشان اطلاع رسانی است. باید شأن خبرنگار را حفظ کنیم بسیاری از خبرنگاران ما در جبهه های دفاع مقدس یا حین انجام وظیفه به شهادت رسیدند؛ بنابراین شأن و جایگاه بالایی در جامعه ما دارند و اهل قلم هستند. من امیدوارم که ارتباط بین رسانه‌ها و مسوولان نظام آنقدر قوی باشد که به یکدیگر کمک کنند. مطبوعات هم مشکلات خودشان را دارند و ان شاءالله که با همکاری یکدیگر مشکلات را حل کنند.

خبرنگار تا کجا اجازه افشاء دارد؟
امیدعلی مسعودی ـ استاد ارتباطات

منبع: ايسنا

ادامه مطلب

فرهنگی و هنری

خانه پدری فروغ فرخزاد به تملک شهرداری درآمد

منتشر شده

در

توسط

خانه پدری فروغ فرخزاد به تملک شهرداری درآمد

خانه پدری فروغ فرخزاد پس از چند سال کش و قوس سرانجام به تملک شهرداری درآمد و کارهای مرمت و بازسازی آن آغاز خواهد شد.

 دست کم از سال ۱۳۹۱ زمزمه‌های تخریب خانه پدری فروغ فرخزاد (شاعر معاصر متولد ۱۳۱۳ و درگذشته ۱۳۴۵) واقع در انتهای کوچه خادم آزاد در محله امیریه تهران توسط مالکان این خانه شنیده می‌شد که در سال ۱۳۹۷ بار دیگر قوت گرفت. در پی این موضوع شهرداری تهران  قول‌هایی برای حفظ این خانه  داد و سازمان وقت میراث فرهنگی هم مهرماه همان سال خبر داد که خانه به ثبت ملی رسیده است. اما وضعیت این خانه در یکی‌ دو سال اخیر نامشخص بود و پیگیری‌هایی برای حفظ آن وجود داشت تا این‌که سرانجام به تملک شهرداری درآمد.

دیانا قوقاسیان، همسر مهرداد فرخزاد (برادر فروغ فرخزاد) که پیگیر کارهای خانه پدری فروغ فرخزاد بوده است به ایسنا می‌گوید: کارهای تملک روز چهارشنبه (۲۲ مهرماه) به انجام رسید و توانستند خانه را بگیرند زیرا کسی که ساکن بود، سخت می‌خواست بلند شود. قبلا هم کارهای ثبت ملی این خانه انجام شده است و ان‌شاءالله از  هفته آینده کارهای مرمت خانه آغاز و به زودی به روی علاقه‌مندان باز می‌شود.

او می‌افزاید: قرار شد کارهای مرمت توسط سازمان زیباسازی شهرداری تهران و با نظارت من انجام شود، زیرا تقریبا آخرین کسی هستم که همه مسائل را می‌داند.  همسر من کوچک‌ترین فرد خانواده بود و دائم به آن خانه می‌رفتیم، توضیحات را داریم، از قبل هم نقشه اولیه را برای شهرداری آماده کرده‌ام و امیدوارم خانه هرچه زودتر به روز اول برگردد و موزه‌ای شود برای آیندگان.

عروس خانواده فرخزاد درباره جزئیات این خانه موزه و این‌که آیا اشیاء باقی‌مانده از فرخزادها در این خانه به نمایش گذاشته خواهد شد مانند اتفاقی که برای خانه موزه «سیمین و جلال» افتاد بیان می‌کند: تقریبا چیزی نمانده است.  این خانه شبیه خانه سیمین و جلال نخواهد شد و مقداری متفاوت‌تر خواهد بود. چیزی نمانده که به عنوان چیدمان منزل باشد؛ در حد عکس و مدارک خواهد بود.

کوی خادم آزاد در محله امیریه تهران متشکل از دو کوچه‌ به هم متصل است که یکی به خیابان مولوی امروز می‌رسد و دیگری به خیابان ولیعصر؛ «خیابان دراز لکه‌های سبز». خانه‌ پدری فروغ فرخزاد درست در نقطه‌ اتصال این دو کوچه قرار گرفته است.

«کوچه‌ای هست که قلب من آن را

از محله‌های کودکی‌ام دزدیده‌ست» (فروغ فرخزاد/ تولدی دیگر)

به گفته‌ پوران فرخزاد (شاعر و پژوهشگر فقید و خواهر فروغ فرخزاد)، سروان محمد فرخزاد، پدرشان (که بعد سرهنگ شد)، این خانه را سال‌ها پیش در میان باغی در این کوچه بنا کرده بود.

منبع: ايسنا

ادامه مطلب
تبلیغات

برترین ها