قبل از «جامعه برف»، کارگردان یکی از بهترین فیلم های ترسناک دهه 2000 را ساخت!
به گزارش downloadfiilm و به نقل از برخورد دهنده با توجه به اینکه چیلر استقامتی « جامعه برف » در دسامبر 2023 به مراکز نمایشی منتخب در ایالات متحده برخورد کرد و در حال حاضر به سمت نتفلیکس پیش میرود، طبیعی است که تماشاگران خود را برای اجرای بدبختی واقعی که در سال 1972
به گزارش downloadfiilm و به نقل از برخورد دهنده با توجه به اینکه چیلر استقامتی « جامعه برف » در دسامبر 2023 به مراکز نمایشی منتخب در ایالات متحده برخورد کرد و در حال حاضر به سمت نتفلیکس پیش میرود، طبیعی است که تماشاگران خود را برای اجرای بدبختی واقعی که در سال 1972 برای یک تیم راگبی اروگوئه رخ داد آماده کنند. با تحقیق از رئیس ج.الف. فیلم مصیبت بار دیگر بایونا، The Unthinkable محصول 2012. علاوه بر این، بدون شک، فیلم با توجه به داستان واقعی گروهی از تعطیلات که در نتیجه یک لرزش لرزهای و به دنبال آن موجی در تایلند گرفتار شدهاند، به سمت ده اصلی نتفلیکس در نوامبر گذشته پیش رفت، بهطور مشابه زمانی که جمعیت در حال آمادهسازی برای Society of بودند. برف انجمن برف که توسط اسپانیا به عنوان بخش واقعی این کشور برای بهترین فیلم جهانی مولفه در جوایز بنیاد 96 انتخاب شده است، که در Walk 2024 اتفاق خواهد افتاد، علاوه بر این، به بازدید مجدد رئیس از کشور مبدأ خود اشاره می کند، همه چیز در نظر گرفته شده است. قبل از تلاش خود در سینما و تلویزیون آمریکایی، رئیس سخنرانی خود را با یک تریلر کوچک انجام داد که در هر صورت یکی از بهترین های حال حاضر زمان مناسب است: یتیم خانه.
The Shelter که در سال 2007 تحویل داده شد، اولین فیلم مطلق است که توسط بایونا پس از یک سری فیلمهای کوتاه و ضبطهای موسیقی که به سال 1999 بازمیگردد، هماهنگ شده است. سازنده پیشرو فیلم — The Shelter در مکان هایی که با یک نمایشگاه خاص به آن ملحق شده است. اساساً مورد استقبال عموم قرار گرفت، و همچنین تقدیر و تشکر از خدمات خاص وحشتناک و همچنین در بخش اصلی کمک هزینه فیلم در اسپانیا، کمک های مالی گویا، جمع آوری شد. بایونا حتی جایزه بهترین رئیس جدید را به خانه بازگرداند، در حالی که فیلمنامه نویس سرجیو جی. سانچز برنده جایزه بهترین فیلمنامه منحصر به فرد شد.
ج.ا. « یتیم خانه » بایونا یک اثر هنری ترسناک است که نباید نادیده گرفته شود
در هر صورت، پس از 17 سال، The Shelter نیز به رسمیت شناخته نشد، زیرا بازدیدهای مختلف اکنون زمان ایده آلی است. مطمئناً، در واقع ترتیببندیهایی را از بهترینهای دهه ۲۰۰۰ انجام میدهد، و نشان میدهد که ستوننویسها و طرفداران داستانهای وحشتناک حافظه کوتاهی ندارند، هر چند که ما میبینیم که به طور مداوم به آن اشاره نمیشود، شبیه به The Ring یا حتی Vagrant. شاید زمانی برای یادآوری هر عنوان، تعداد زیادی از تخلیه های وحشتناک خوب وجود داشته باشد، یا شاید کمبود ادامه آن The Shelter را در روان ما پوشش دهد. در هر صورت، حقیقت ماجرا این است که نادیده گرفتن به یادماندنی ترین فیلم بایونا یک ترکیب وحشتناک است. شکننده، آب و هوایی، فوقالعاده، و خنک، همه به طور همزمان، یتیم خانه یک فیلم شگفتانگیز است که مطمئناً شایستگی یک تماشای بعدی را دارد – یا یک تماشای اولیه، به احتمال زیاد وقتی در ابتدا بیرون آمد، آن را از دست دادید. فیلمنامه سانچز با وجود نقص آشکار، خانواده ای را روایت می کند که دچار بدبختی شده اند، موضوعی که بایونا در فیلم غیرقابل تصور به آن بازگشت. با این حال، همه بدبختی ها شبیه یکدیگر نیستند. بعضی ها خارق العاده تر از بقیه هستند…
در مورد “یتیم خانه” چه خبر است؟
در هسته اصلی خانه نیمه راه، یک مادر و یک پدر قرار دارند که به شدت تحت تاثیر ناپدید شدن فرزند تنهاشان قرار گرفته اند. لورا (بلن روئدا) که از کودکی پذیرفته شده است، تصمیم می گیرد به خانه ای که در نیمه راه در حال حاضر بسته شده بود، که زمانی در آن زندگی می کرد، بازگردد و یکی دیگر از شخصیت های مهمش، کارلوس (فرناندو کایو)، و فرزند پذیراشان، سیمون (راجر) به آن ملحق شدند. پرینسپ). او می خواهد ساختار قدیمی را به مکانی دائمی برای اقامت جوانانی که نیاز به توجه فوق العاده ای دارند تبدیل کند. با این حال، زمانی که سیمون باعث جمع شدن کمی از همراهان خیالپرداز میشود، همه چیز پیش میرود، برای مثال، پنهان کردن چیزهایی که دیگران به آنها احترام میگذارند. توماس (اسکار کاساس) به خصوص در میان آنها وحشتناک است، بچه کوچکی که عموماً با یک کیسه کرباسی با چهره دلقک روی سرش دیده می شود.
در روزی که سرپناه اسمی باید ورودیهای خود را باز کند، بچههای ظاهراً خیالباف بیش از حد با بازی خود انرژی میگیرند و سیمون را حذف میکنند. از آن نقطه به بعد، زندگی لورا و کارلوس به تجربهای وحشتناک تبدیل میشود، زیرا آنها از پلیس به متخصصان ماوراء الطبیعه میروند تا بفهمند چه اتفاقی میتواند برای پسرشان بیفتد، پسری که اچآیوی دارد و با این فرض که او انرژی مازادی سرمایهگذاری میکند، خطر لگد زدن به سطل را دارد. بدون داروی او
با چنین دلیل اساسی، به نظر نمی رسد که خانه نیمه راه چیز زیادی وجود داشته باشد. مؤسسات متروکه ای که مطمئناً شبح وار هستند، جوانان ترسناک، نگهبانانی که از قدرت مبهمی که می توانست بر فرزندانشان کنترل داشته باشد غافل می شوند… اینها چیزهایی هستند که قبلاً در فیلم های متفاوتی مانند خانه در شیب عذاب دیده دیده ایم. حلقه و فانتوم از همان ابتدا، به نظر می رسد خانه نیمه راه مجموعه ای از اجزایی است که می توان در کلاس Frightfulness 101 به دست آورد. با این وجود، سرجیو جی. سانچز این اجزا را بیعیب و نقص ترکیب میکند، و با بازنگری پیتر دیش خمیده همراه میشود که مطمئناً باعث میشود شما به طور مشابه گریه کنید، هر چقدر که شما را بیرون بکشد.
«یتیم خانه» فیلمی نیست که به وحشت ساده وابسته باشد، اساساً نه به طور کلی. چند صحنه، برای مثال، ورود و خروج سریع که بنینا (مونتسرات کارولا)، کارگر اجتماعی ساختگی را که در یتیم خانه نهایی لورا ظاهر میشود، گمراه میکند، کاستیهای واضحتری از یک رئیس برای اولینبار را آشکار میکند، و همچنین شروع در حول و حوش یک مقالهنویس مبتدی: مانند بایونا، سانچز هم قبل از «خانه نیمهراه» هیچ فیلم عنصر دیگری در رزومهاش نداشت. این نوع صحنه فقط برای زمان خاصی وجود دارد یا با توجه به این واقعیت که تهیه کنندگان فیلم احساس می کردند که در داستان تکان دهنده خود به خشونت نیاز دارند. در هر صورت، به اندازه کافی نمی توان یک طرح جذاب را که هنجارهای یک رسم خوشحال کننده را برآورده می کند، ارزان کرد.
“یتیم خانه” در یک زمان ایده آل برای نفرت اسپانیایی پدیدار شد
خوب، شاید عرف زمینه های جدی قدرت برای الف باشد. با در نظر گرفتن همه چیز، ما بیشتر به فیلم هایی اشاره می کنیم که تقریباً در زمانی مشابه با The Shelter اکران شدند. در هر صورت، نمی توان رد کرد که فیلم ارائه بایونا در زمانی ظاهر شد که نفرت اسپانیایی در کانون توجه همه قرار داشت. به سادگی یک سال زودتر، گیلرمو دل تورو، رئیس مکزیکی، دومین فیلم هیجان انگیز مکزیکی-اسپانیایی خود، پیچ و خم کانتینر، را به شهرت فوق العاده ای رساند. روایت یک بچه کوچک که در جریان درگیری سراسری اسپانیا وارد سرزمینی رویایی میشود، باعث شد که متوجه سرمایهگذاری اروپاییهای قبلیاش، ستون فقرات شیطان در سال 2001 شود، داستانی ترسناک دیگر درباره کودکی که در میانه درگیری وحشتناک 1936-1939 با قدرتهای قدرتمند روبرو میشود. به همین ترتیب در سال 2001، The Others اثر آلخاندرو آمنابار، ساخته مشترک اسپانیا، فرانسه و ایالات متحده، تعداد زیادی مو را با گروهی از فانتوم ها زنده کرد.
این فیلمها چند چیز را برای همه مقاصد به اشتراک میگذارند، از جمله اهمیتی که به دیدگاه یک جوان داده میشود. در واقع، حتی The Others نیز برای ایجاد فضای ترسناکی که عمارت ادواردایی آن را در بر می گیرد، بسیار به دیدگاه دو جوان خود وابسته است. به همین ترتیب، هر چند لورای بلن روئدا ستاره فیلم باشد، یتیم خانه بدون احساس معجزه صادقانه کار نخواهد کرد.
بچه های فیلم بایونا هرگز نفرت انگیز نیستند، حتی بچه های شبح آور که سیمون را از بین مردمش حذف می کنند. با وجود این، اشتباه است که بگوییم آنها عالی هستند. مشابه داستان پیتر اسکیلت، داستانی که سانچز از آن استفاده زیادی کرده و حداقل چند بار در فیلم به آن اشاره میشود، بچهها اساساً تندخو هستند: آنها هنوز رفتارهایی را انجام ندادهاند که اکثر مردم آن را قابل قبول میدانند. و در صورتی که فعالیتهای آنها تظاهرات وحشیانه تلقی شود، صرفاً به این دلیل است که بزرگسالان تصمیم میگیرند آنها را درک کنند. در نقطهای از فیلم، مشخص میشود که بچههایی که نیمه راه خانه را به لورا دادند، در نهایت یکی از همراهانشان – توماس، بچهای که گونی روی سرش داشت – را در جریان بازی که میدیدند، کشتند. آنها هرگز به هیچ تخلفی متهم نشدند، زیرا آنها کاملاً درک نکردند که چه می کنند. با این حال، آنها در درازمدت رد شدند و از حوزه زندگی گرفته شدند.
توماس در نقش پیتر دیش معکوس ظاهر میشود، و به روشی دوربرگردان، جوانان را به واقعیت خود میبرد، جایی که آنها هرگز بزرگ نخواهند شد. سرانجام، در صحنهای تکاندهنده که همیشه به ما توصیه میکند که ترسناک بودن احساسی است، لورا به وندی خودش تبدیل میشود، مادر مردان جوان گمشده که بالغ شده است، اما این بار در نزدیکی خود باقی خواهد ماند. تصمیم ایدهآل برای یک داستان، آنقدرها هم در مورد هراسهای همه جانبه در مورد آسیبهای جوانان و استقامت حافظه نیست.
بدیهی است که هر مقاله ای در مورد The Halfway House بدون نشانه ای از تایید برای بازیگران خیره کننده و در برخی موارد پیش بینی نشده، کمبود خواهد داشت. بلن روئدا، نامی که به راحتی در فیلم اسپانیایی شناخته می شود و در دوره آمنابار در فیلم برنده اسکار The Ocean Inside درخشید، همه چیز را به پشت او منتقل می کند و تقریباً در هر صحنه خود را نشان می دهد. جرالدین چاپلین نقش قابل توجهی را به عنوان آرورا، رسانه ای که به لورا در درک آنچه بر فرزندش آمده کمک می کند، و ناظران آمریکای لاتین دکتر بالابان فراروانشناس را به عنوان ادگار ویوار از سریال طنز آمیز مکزیکی دهه 70 ال چاوو دل اوچو درک می کنند. در واقع، حتی کودکان، که معمولاً نقطه ضعفی برای فیلمهای هیجانانگیز هستند، بیعیب هستند، قسمتهای معادل جذاب و شگفتانگیز هستند. با داستانی طلسمکننده که سادهترین گفتههای نفرتآمیز را میگیرد و دوباره به آنها روحیه میبخشد، آنها به ساختن لحظهای مثال زدنی کمک میکنند که اکنون که نام رئیسش دوباره در حال بیرون آمدن است، باید با بازگشتی مواجه شود.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0